قرآن، کتابی بدون تحریف! احادیث در این باره چه می گویند؟

“قرآن یک نسخه ی خطی اورجینال است که به یک زبان نوشته و خوانده می شود؛ هیچ خطای انسانی در ترجمه و تفسیر آن وجود ندارد….  اگر قرآن را از خانه های مناطق مختلف جهان بردارید و آنها را با هم مقایسه کنید، هیچ تفاوتی بین آنها پیدا نخواهید کرد.”

این جملات را یکی از دوستانم برای من نوشته بود. او قرآن کریم را با متون کتاب مقدس (انجیل) مقایسه می کرد. 24000 نسخه ی خطی باستانی از کتاب مقدس وجود دارد که تفاوت های بسیار کمی بین آنها موجود می باشد؛ یعنی فقط چند کلمه متفاوت بکار برده شده است. همه مضامین و ایده ها در همه ی این 24000 نسخه ی خطی یکسان است؛ این به داستان مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب و زنده شدنش هم مربوط است. همانطور که در بالا خواندید، در مورد اینکه هیچ تفاوتی بین متون قرآن وجود ندارد، جملات زیادی بکار برده شده است؛ طوری که انگار هدف برتر نشان دادن قرآن نسبت به کتاب مقدس است. نگهداری و حفظ این کتاب تا به امروز، این مسئله را تائید می کند. پس احادیث در مورد این موضوع چه دیدگاهی دارند؟

شکل گیری و حفظ قرآن، از زمان پیامبر اسلام تا دوران خلیفه ها

از عمر بن الخطاب اینگونه روایت شده:

از عروه بن زبیر روایت است که عبدالرحمن بن عبدالقادری گفته: از عمربن خطاب (رضی الله عنه )  شنیدم که می گفت: از هشام بن حکیم بن حزام شنیدم که سوره ی الفرقان را خلاف وجه قرائت آن می خواند و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) آن سوره را بر من خوانده بود و نزدیک بود که بر مجازات وی شتاب کنم. سپس مهلتش دادم و چون برگشت، چادرش را بر گردنش بستم و او را نزد  رسول الله (صلی الله علیه وسلم)  بردم و گفتم: از وی شنیده ام که این سوره را خلاف وجهی که تو بر من خوانده ای می خواند. آن حضرت گفت: “او را رها کن” و سپس به او گفت: ” بخوان” و وی شروع به خواندن کرد. آن حضرت فرمود: “همچنین نازل شده است. همانا قرآن بر هفت قرائت نازل شده است و هر آنچه بر شما آسان است، همان را بخوانید.”

صحیح بخاری،  2419، کتاب 44، حدیث نهم

از ابن مسعود نیز اینگونه روایت شده است:

از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که گفت: از مردی شنیدم که آیتی را می خواند و از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) شنیده بودم که خلاف آن را می خواند. من او را نزد رسول الله (صلی الله علیه وسلم) آوردم و از موضوع خبر دادم. در سیمای آن حضرت آثار نارضایتی دیدم. آن حضرت فرمود: “هر دوی شما درست می خوانید و اختلاف نکنید، همانا کسانی که قبل از شما اختلاف کردند، هلاک شدند.

صحیح بخاری، 3476، کتاب 60، حدیث 143

این دو حدیث برای ما روشن می سازد که در زمان حضرت محمد، قرآن به طرق مختلف خوانده می شد و حضرت محمد  همه اینها را پذیرفته و تایید می کرده است. بعد از مرگ حضرت محمد چه اتفاقی افتاد؟

ابوبکر و قرآن

از ابراهیم بن سعد، از ابن شهاب از عبید بن السباق روایت است که زید ابن ثابت رضی الله عنه گفت: ابوبکر کسی را نزد من فرستاد که این کار بعد از کشتن اهل یمامه (در جنگ با مسلمه ی کذاب) بود ( که در آن بسیاری از صحابه به شهادت رسیده بودند) در حالی که عمر بن خطاب نزد ابوبکر نشسته بود، ابوبکر رضی الله عنه گفت: همانا عمر نزد من آمد و گفت: در روز جنگ یمامه قاریان قرآن به شدت به قتل رسیدند و بیم آن دارم که تلفات شدید قاریان در سایر مناطق صورت گیرد و بسیاری از قرآن از میان برود و صلاح در آن می بینم که به جمع کردن قرآن امر کنی. من به عمر گفتم: چگونه کاری بکنم که رسول الله صلی الله علیه و سلم آن را نکرده است؟ عمر گفت: به خدا سوگند که این کار خیر است و پیوسته عمر بر من اصرار می ورزید تا آنکه خداوند برای این کار سینه ام را گشاد و در این کار که عمر رای داده بود، آن را صلاح دانستم. زید می گوید: ابوبکر (به من) گفت: همانا تو مردی جوان و هوشیاری و در مورد تو بدگمانی نداریم و تو بودی که به رسول الله صلی الله علیه و سلم وحی می نوشتی، پس (نوشته پاره های) قرآن را جستجو کن و آن را جمع کن. زید می گوید: به خدا سوگند، اگر مرا به انتقال یکی از کوه ها مامور می ساختند، گرانتر از آن نبود که مرا به جمع کردن قرآن مامور کردند. گفتم: چگونه کاری می کنید که رسول الله صلی الله علیه و سلم نکرده است؟ ابوبکر گفت: به خدا سوگند که این کاری نیک است و پیوسته ابوبکر بر من اصرار می کرد تا آنکه خدا سینه ام را گشاد، چنانکه سینه های ابوبکر  و عمر را گشاده بود. پس در جستجوی ( پاره های) قرآن شدم و آن را از ( روی نوشته پاره هایی) از شاخه های خرما، سنگ های سفید نازک و سینه های مردان جمع آوردم تا آنکه آخر سوره ی ( التوبه) را نزد ابو خزیمه انصاری یافتم و نزد هیچ یکی به جز وی نیافتم. “لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم”  (التوبه: 128-129) تا آخر سوره ی برائت (التوبه). این نسخه (جمع آوری شده ی قرآن) نزد ابوبکر می بود تا آنکه خداوند او را به سوی خود خواند، سپس نزد عمر بود تا زنده بود، سپس نزد حفصه بنت عمر بود.”

صحیح بخاری، 4986، کتاب 66، حدیث 8

این اتفاق زمانی رخ داد که ابوبکر پس از محمد (ص) خلیفه شد. این حدیث به ما می گوید که محمد (ص) هرگز قرآن را به صورت متن و کتاب در نیاورده و هیچ گونه دستورالعملی در این باره نداده است. از آنجا که حافظان قرآن در جنگ به شهادت رسیده بودند، ابوبکر و عمر (خلیفه دوم) زید را برای جمع آوری قرآن فرستادند. زید در ابتدا نمی خواست این کار را انجام دهد زیرا محمد (ص) دستوری در اینباره او نداده بود؛ وی فقط به چندین نفر از اصحاب خود سپرده بود که به تدریس قرآن بپردازند. حدیث زیر در این باره به ما می گوید:

“از ابراهیم روایت است که مسروق گفت: عبدالله بن عمرو، از عبدالله بن مسعود یاد کرد و گفت: همیشه او را دوست می دارم، از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدم که می فرمود: «قرآن را از چهار کس فراگیرید: از عبدالله بن مسعود، سالم، معاذ و ابی بن کعب».

صحیح بخاری، 4999، کتاب 66، حد21

با این حال پس از رحلت پیامبر، اختلافات پیروان او بیشتر شد، زیرا آیات قرآن به گونه های متفاوتی خوانده می شدند. حدیث بعدی، یک نمونه از این اختلاف نظرها را برای ما توضیح خواهد داد :

“از خفص، از اعمش، از ابراهیم روایت است که علقمه گفت: اصحاب عبدالله (ابن مسعود) به سوی ابودرداء در طلب ایشان برآمد و آنان را پیدا کرد و گفت: کدام یک از شما به قرائت عبدالله (ابن مسعود) می خواند. یکی گفت: همه ی ما. ابودرداء گفت: کدام یک از شما بهتر حفظ دارید؟ ما به سوی علقمه اشاره کردیم. ابودرداء گفت: از ابن مسعود چگونه شنیده ای که «والیل اذا یغشی» را می خواند؟ علقمه گفت: «و الذکر والانثی». ابودرداء گفت: به تحقیق گواهی می دهم و از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیده ام که همچنین می خواند و آنها ( شامیان) مرا بر آن می دارند که بخوانم: «و ما خلق الذکر و الانثی». به خدا سوگند که از ایشان پیروی نمی کنم.”

صحیح بخاری، 4944، کتاب 65

در حال حاضر، در قرآن نمونه ی دوم از آیه ی سوم سوره اللیل بکار برده شده است. جالب اینجاست عبدالله و ابودرداء که جزئی از چهار نفری بودند که توسط حضرت محمد (ص) مجاز به حفظ قرآن شده بودند، این آیه را به گونه دیگری تلاوت می کردند و نمی خواستند مانند بقیه آن را بخوانند.

حدیث بعدی نشان می دهد که در تمامی قلمروی مسلمانان، این آیه به روش های مختلف تلاوت و حفظ  می شده است؛ طوری که از چگونگی تلاوت مشخص می شد، شخص اهل کدام منطقه و از کجا آمده است. به حدیث زیر توجه کنید:

“القاما اینگونه شرح داد: ابودرداء را ملاقات کردم و او از من پرسید: اهل کجایی؟ من پاسخ دادم: عراقی هستم. دوباره پرسید: کدام شهر عراق؟ جواب دادم: اهل کوفه. او دوباره پرسید: آیا تو آیات را مانند عبدالله بن مسعود تلاوت می کنی؟ جواب دادم: بله. او ادامه داد: این آیه را از حفظ بخوان و من نیز خواندم: «وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى. وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى. وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى». او خندید و گفت: من شنیده ام که رسول خدا نیز این آیه را اینگونه تلاوت می کند.”

کتاب صحیح مسلم، حدیث 346

“از سعید بن جبیر، از ابن عباسروایت است که عمر گفت: ابی (بن کعب) قاری ترین ماست و ما (بعضی) از لحن ابی را ترک می کنیم ( مراد از لحن ابی، آیات منسوخ شده است. می گویند که ابی به نسخ تلاوت بعضی ار آیات قرآن قایل نبود و عمر رضی الله عنه با خواندن آیت مذکور به نسخ بعضی از آیات استدلال کرد. «تیسیر القاری») و ابی می گوید: من (قرآن را) از دهان رسول الله صلی الله علیه و سلم گرفته ام و از آن چیزی را ترک نمی کنم. خدای تعالی گفته است: هر حکمی را نسخ نکنیم یا آنرا به (دست) فراموشی بسپاریم، بهتر از آن یا مانندش را می آوریم.”

البقره: 106)    (کتاب صحیح بخاری، 5005، کتاب 66، حدیث 27)

اگرچه ابی از “بهترین” قاریان قرآن به حساب می آمد، اما برخی روش قرائت او را درست ندانسته و رد کردند. سر این موضوع بحث های طولانی رخ داده است؛ در حدیث بعدی می بینیم که چگونه این اختلاف نظر ها از بین می رود.

عثمان و قرآن

از ابراهیم، از ابن شهاب، روایت است که انس بن مالک به وی گفت: حذیفه بن یمان (در زمان خلافت) عثمان نزد وی آمد و عثمان مردم شان را همراه با مردم عراق، برای فتح ارمنستان و آذربایجان به جهاد سوق داده بود. اختلاف مردم شام و عراق در خواندن قرآن، حذیفه را بیمناک ساخت.  حذیفه به عثمان گفت: ای امیر المومنین، این امت را قبل از آنکه در کتاب (خدا) اختلاف کنند، همچون اختلافی که یهود و نصارا(در کتب خویش) کرده اند، دریاب. (مردم شام به قرائت ابی بن کعب می خواندند و مردم عراق قرائت ابن مسعود را پیروی می کردند و با اختلاف قرائت ها به مخالقت بر می خاستند تا آنکه همدیگر را تکفیر کردند و این اختلاف در لغت ها و قرائت ها بود). عثمان، کسی را نزد حفضه فرستاد( و پیغام داد): پاره های جمع آوری شده ی قرآن را به ما بفرست تا آن را بر مصحف ها بنویسیم و سپس آن را به تو باز می گردانیم. حفصه، آن را به عثمان فرستاد. عثمان، به زید بن ثابت و عبدالله بن زبیر و سعید بن عاص و عبدالرحمن ابن حارث بن هاشم دستور داد ( تا آن را بنویسند). آنها نسخه های (کامل) قرآن را نوشتند. عثمان به گروه سه نفری قریش ( عبدالله، سعید و عبدالرحمن) گفت: اگر شما و زید بن ثابت (انصاری) در چیزی از قرآن اختلاف کردید آن را به زبان قریش بنویسید. زیرا قرآن به زبان قریش نازل شده است. آنها چنان کردند تا آنکه از روی آن چند نسخه ی (قرآن) نوشتند. سپس عثمان آن نسخه را به حفصه مسترد نمود و عثمان به هر سو (از بلاد اسلامی) نسخه ای را از آنچه نوشته بودند، فرستاد و دستور داد تا به جزء از این نسخه، همان نسخه هایی از قرآن که به گونه ای پراکنده یا کامل نوشته شده باشد، سوختانده شود.”

کتاب صحیح بخاری، 4987، کتاب 66، حدیث 9

بنابراین متون قرآن امروزی در همه جا یکسان است و دلیل آن این نیست که حضرت محمد (ص) یک روش تلاوت و قرائت را تصویب یا استفاده کرده است (وی هفت روش تلاوت و قرائت را مورد تائید قرار داده بود). اگر در اینترنت در مورد “قرائت های متفاوت قرآن” جست و جو کنید، خواهید دید که 61 حدیث در مورد این موضوع وجود دارد. قرآنی که امروزه ما در دست داریم، تک است، زیرا که سومین خلیفه ی مسلمانان، عثمان، فقط یک نسخه را انتخاب و تصحیح کرده و دیگر نسخه ها را سوزانده است. احادیث زیر نحوه ی تصحیح و ویرایش قرآن امروزی را توصیف می کند:

از زهری، از عبیدالله روایت است که ابن عباس رضی الله عنهما گفت: عمر گفت: از آن می ترسم که زمان بر مردم بگذرد و کسی بگوید: حکم رجم (سنگسار) را در کتاب خدا نمی یابیم و با ترک کردن فریضه ی که خدا آن را نازل کرده است، گمراه گردند. پس آگاه باشید که همانا رجم بر کسی که زنا کند و ازدواج کرده باشد حق است، آنگاه که شاهدان آورده شود، یا حمل گرفته باشد، یا اعتراف کند- سفیان راوی گفت: چنین به یاد دارم که (عمر گفت:) آگاه باشید که همانا رسول الله صلی الله علیه و سلم سنگسار کرده است و ما پس (از وفات وی) سنگسار کرده ایم.”

کتاب صحیح بخاری، 6829، کتاب 86، حدیث 5

“ابن عباس اینطور روایت کرده است:

…خداوند حضرت محمد (ص) را با حقیقت و راستی فرستاد و کتاب مقدس را برای او به آشکارا باز کرد. همچنین خداوند به او دستوراتی در مورد رجم (سنگسار) داد. این قوانین مربوط به کسانی است که زنا می کنند. ما این آیه را تلاوت و حفظ کردیم. رسول خدا مجازات سنگسار را اجرا می کرد و ما هم بعد او این کار را ادامه دادیم…”

کتاب صحیح بخاری، کتاب 86، حدیث 57

در قرآنی که امروز در دست داریم، از رجم حرفی زده نشده است. بنابراین نتیجه می گیریم که در هنگام تصحیح آن، آیات مربوط به رجم حذف شده اند.

“«وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا» (سوره ی بقره، آیه ی 240)، (و کسانی از شما که مرگشان فرا می رسد و زنانی برجای می گذارند). از ابن ابی ملیکه روایت است که ابن زبیر گفت: به عثمان گفتم: همین آیت سوره ی البقره: کسانی از شما که مرگشان فرا می رسد و زنانی بر جای می گذارند_ تا گفته ی خداوند_ و از منزل شوهر اخراج نگردند. توسط آیت دیگری نسخ گردیده، پس چرا آن را می نویسی؟ عثمان گفت: ای برادرزاده، آن را (در جایش) می گذارم، من هیچ چیز را از جای آن تغییر نمی دهم. حمید گفت: یا مانند (نحو) مذکور. «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَی» (سوره ی بقره، آیه ی 260)، ( آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگارا، مرا بنمای که چگونه مردگان را زنده می کنی)، فَصُرْهُنَّ در آیه ی 260، به معنای پاره پاره کن است.”

کتاب صحیح بخاری، کتاب 65، حدیث 4536

در این حدیث ما اختلاف نظر عثمان و ابن زبیر را می بینیم. آنها راجع به حذف کردن و یا نکردن آیه با هم بحث می کردند؛ نتیجه آن شد که عثمان کار خود را کرد و آیه را حذف نکرد. اما بحث و اختلاف نظر ها هنوز تمام نشده است.

عثمان و عنوان سوره ی توبه

“یزید الفارسی چنین می گفت: از ابن عباس شنیده ام که از عثمان بن عفان سوالی پرسیده است: چرا شما در سوره ی توبه که بیش از 100 آیه دارد، (بسم الله الرحمن الرحیم) ننوشتید ولی در سوره ی الانفال که کمتر از 100 آیه دارد، (بسم الله الرحمن الرحیم) را بکار بردید؟ عثمان اینگونه جواب داد: هنگامى كه آيات قرآن بر پيامبر (ﷺ) نازل می شد، او کسى را صدا می كرد تا آنها را براى او بنويسد و به او می گفت: این آیه را در آن سوره ای بنویس که از آن بحث شده است. سوره ی الانفال اولین سوره ای است که در مدینه نازل شده است و سوره ی توبه آخرین سوره ای است که نازل شده است؛ شباهت هایی در مضمون هر دو سوره وجود دارد و من به همین دلیل فکر کردم این سوره بخشی از سوره ی الانفال است. به خاطر آن هم من آنها را در دسته ی سوره های بلند قرار دادم و عبارت (بسم الله الرحمن الرحیم) را بین این دو سوره قرار ندادم.”

سنن ابی داود، 786، کتاب 2، حدیث 396

سوره ی توبه، تنها سوره ای است که در قرآن، با عبارت (بسم الله الرحمن الرحیم) شروع نشده است. حدیث این را به روشنی توضیح می دهد. عثمان فکر می کرد که سوره ی التوبه جزئی از سوره ی الانفال است. از دیالوگ های موجود در حدیث می فهمیم که در آن دوران این موضوع خیلی مهم بود و اختلاف نظر هایی بین مسلمانان وجود داشت. به حدیث بعدی توجه کنید:

“عبدالله بن مسعود به یاران خود چنین گفت: نسخه های دیگر قرآن را پنهان کنید و در ادامه گفت: کسانی که چیزی پنهان می کنند در روز قیامت فاش خواهند شد. او گفت من در مقابل رسول خدا (ص) بیش از 70 سوره از قرآن را از حفظ تلاوت کردم. همه می دانند که من از تمامی کسانی که رسول خدا آنها را می شناسد، بهتر کلام خدا را درک و حفظ می کنم. اگر بدانم که کسی از من بهتر است نزد او می رفتم. شقیق می گوید: در کنار اصحاب محمد نشستم و کسی را ندیدم که او را انکار کند و یا نقصی از او بداند.

صحیح المسلم، 2462: کتاب 44، حدیث 162

باید به چند موضوع توجه کرد:

  1. عبدالله بن مسعود به دلایلی به یاران خود می سپارد که نسخه های قرآن را پنهان کنند.
  2. مشخص است که شخصی به او امر کرده که متفاوت از دیگران قرآن را تلاوت و قرائت کند. برای فهمیدن این موضوع می بایست به زمان خلیفه عثمان و قرآنی که در آن زمان وجود داشت، توجه کرد.
  3. یکی از دلایل متفاوت بودن تلاوت و خواندن او این بود که او خود را بهتر از دیگران می دانست و ادعا داشت که بهتر از هرکس، کتاب را درک کرده و فهمیده است.
  4. شقیق گفته بود که یاران حضرت محمد (ص) با ابن مسعود موافق بودند.

متون مختلفی که امروزه از کتاب قرآن در دست داریم

با این حال، پس از اصلاحات خلیفه عثمان، در متون کتاب تفاوت هایی باقی ماند. در حقیقت، با نگاهی به تاریخ، به نظر می رسد که در قرن چهارم، پس از پیامبر (ص)، مردم اجازه ی قرائت متفاوت را دریافتند. با این حال، جدا از قرائت حفص که امروزه در بیشتر کشور های مسلمان مرسوم است، قرائت های دیگری نیز وجود دارد: قرائت ورش در شمال آفریقا و در غرب آفریقا قرائت حفص الدوری. بین تمامی این قرائت ها تفاوت های جزئی وجود دارد که این تاثیری بر معنای آنها ندارد؛ فقط در بعضی قسمت ها در هر کدام از قرائت ها کلماتی استفاده شده است که در معنای متون تفاوت معنایی ایجاد می کنند.

بنابراین کدامیک از نسخه های قرآن را می بایست استفاده کرد؟

ما خواندیم  که امروزه نیز نسخه های مختلفی از قرآن به زبان عربی وجود دارد و پس از رحلت حضرت محمد (ص) متون قرآن تدوین و تصحیح و از میان نسخه های خطی انتخاب شده است. در متون و آیه های قرآن تفاوت های بسیار کمی وجود دارد و دلیل این سوزاندن نسخه های دیگر قرآن در زمان خلفا است. هیچ یادداشتی از روش های متفاوت قرائت آیات قرآن باقی نمانده است؛ دلیل آنرا در بالا هم ذکر کردیم: سوزاندن تمامی نسخه های دیگر و باقی ماندن فقط یک نسخه.  ممکن است که عثمان قرآن را به زیبایی تصحیح کرده است اما می دانیم که نسخه های دیگری نیز موجود بوده است و این قرآنی که الان در دست داریم بی اشکال نیست. با همه ی این ها می توان نتیجه گرفت که قرآن امروزی یک ورژن و نمونه دارد که تقریبا در همه جا یکسان است. جمله ی “قرآن نیازی به تفسیر ندارد” غلط است. نسخه های خطی دو کتاب مقدس و قرآن موجود است. این نسخه های خطی تأیید می کنند که متون امروزی که در دست داریم  به نسخه ی اصلی نزدیک هستند. بسیاری تلاشی نمی کنند که محتوای کتاب ها را درک کنند؛ یعنی آن تفاوت های کوچک را ببینند. زیرا که آنها قرآن و کتاب مقدس را به صورت افراطی ستایش و هرگونه تغییر و تصحیح را انکار می کنند.بهتر بود که همه تلاش می کردند تا این کتاب ها را درک کنند و بفهمند. زیرا که این کتاب ها به همین دلیل برای ما فرستاده شده اند. برای شروع می توانید سراغ آدم بروید.

شب قدر، روز پر شکوه و کلام انبیاء

کتاب قرآن در سوره ی قدر، “شب قدر” را اینگونه توصیف کرده است:

“ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم و از شب قدر چه آگاهت كرد. شب قدر از هزار ماه ارجمند تر است. در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [كه مقرر شده است] فرود آيند. [آن شب] تا دم صبح صلح و سلام است.”

سوره ی القدر، آیه ی 1 تا 5

سوره ی قدر”شب قدر” را با عبارت “بهتر از هزار ماه” توصیف می کند. این آیه می پرسد که شب قدر چیست؟ روح در”شب قدر” چه کاری انجام می دهد که این شب بهتر از هزاران ماه می شود؟

سوره اللیل آن شب را به روشی مشابه توصیف می کند و از نوری که پس از شب خواهد آمد، صحبت می کند. روز با طلوع خورشید فرا می رسد و خداوند انسان را هدایت می کند، زیرا او همه چیز را از ابتدا تا انتها می داند؛ به همین دلیل است که خداوند به ما هشدار می دهد.

“سوگند به شب چون پرده افكند. سوگند به روز چون جلوه‏ گرى آغازد.” سوره ی اللیل، آیه ی 1 تا 2

همانا هدايت بر ماست و در حقيقت دنيا و آخرت از آن ماست، پس شما را به آتشى كه زبانه مى ‏كشد، هشدار دادم.”

14سوره ی اللیل، آیات 12 تا

سوره ی قدر و اللیل را با آیات زیر مقایسه کنید:

“این‌ همه، كلام انبیاء را برای ما بیشتر تصدیق و تأیید می‌کند، پس شما باید با دقّت بیشتر به آن توجّه نمایید، زیرا كلام انبیاء مانند چراغی است كه در جایی تاریک می‌درخشد تا سپیده بدمد و ستارهٔ صبح طلوع كرده، دلهای شما را روشن گرداند.”

دوم پطرس 1:19

شباهت را می بینید؟ این آیه هنگام خواندن سوره های قدر و سوره ی اللیل به ذهنم خطور کرد. این آیه همچنین در مورد صبح پس از شب می نویسد. انبیای الهی وحی ها را شب هنگام از جانب خدا دریافت می کنند. همچنین در این آیه به ما هشدار داده می شود که سخنان انبیاء را نادیده نگیریم؛ در غیر این صورت، با عواقب ناگواری روبرو خواهیم شد.

این آیات توسط پطرس، که یکی از شاگردان عیسی مسیح بود، نوشته شده است. او رهبر شاگردان و همراه و یار عیسی مسیح بود. حال به قرآن برگردیم. سوره ی الصف در مورد شاگردان عیسی مسیح چنین می نویسد:

“اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد ياران خدا باشيد همان گونه كه عيسى‏ بن‏مريم به حواريون گفت ‏ياران من در راه خدا چه كسانى‏ اند حواريون گفتند ما ياران خداييم پس طايفه‏ اى كفر ورزيدند و كسانى را كه گرويده بودند بر دشمنانشان يارى كرديم تا چيره شدند.”

سوره ی الصف، آیه ی 14

سوره ی الصف می گوید که شاگردان عیسی مسیح “یاران خدا” بودند. کسانی که به سخنان این شاگردان ایمان بیاورند، قدرتی که آنها دارا هستند را نیز به دست خواهند آورد. پطرس با رهبری کردن بر شاگردان عیسی مسیح، به خداوند کمک می کرد. پطرس خود نیز شاگرد عیسی مسیح بود و شاهد بسیاری از معجزات او بود، تعالیم او را با گوش خود شنیده و اقتدار او را با چشم خود دیده بود، اما  با این حال او نیز در آیات می گوید که سخنان انبیاء “معتبر تر” است. به نظر شما چرا پطرس چنین گفته است؟ بیایید به ادامه ی آیه توجه کنیم:

“امّا بیش از همه‌چیز، این را به‌ یاد داشته باشید كه هیچ‌ کس نمی‌تواند به تنهایی پیشگویی‌های کتاب‌ مقدّس را تفسیر كند؛ زیرا هیچ پیشگویی از روی نقشه و خواستهٔ انسان به وجود نیامده است؛ بلكه مردم تحت تأثیر روح‌القدس، كلام خدا را بیان نمودند.

دوم پطرس، 21-20: 1

این آیه به ما می گوید که روح مقدس خدا، پیامبران را “هدایت می کرد”؛ بنابراین آنها سخنان خدا را به مردم می گفتند و سپس آنها را می نوشتند. آنچه آنها نوشته اند “از طرف خدا” بوده است. به همین دلیل هم شب قدر “بهتر از هزار ماه” است. ریشه ی وجود شب قدر در “اراده ی انسان” نیست، بلکه در روح القدس است. سوره ی الصف به ما می گوید که هر کسی که به سخنان پطرس توجه کند و به آن ایمان بیاورد، قدرتی که در شب قدر اعطا می شود را دریافت خواهد کرد و پیروز خواهد شد.

پطرس که در زمان عیسی مسیح می زیست و همانطور که گفتیم یکی از شاگردان او بود، درباره ی “پیامبران” عهد عتیق می نوشت. این کتاب ها قبل از نوشته شدن انجیل، نوشته شده اند؛ مثلا در کتاب تورات موسی، درباره ی آدم، هابیل و قابیل، نوح، لوط و ابراهیم نوشت. او همچنین مطالبی در مورد فرعون و موسی، قانون شریعت و قربانی های برادر موسی، هارون، که هم نام با سوره ی بقره بودند، نوشت.

بعد از کتاب تورات، نوبت به کتاب مزامیر می رسد؛ در کتاب مزامیر، داوود با الهام گرفتن از خداوند، در مورد مسیحی که قرار است در آینده بیاید، می نویسد. پیامبران بعد از او در مورد “به دنیا آمدن مسیح توسط یک باکره“، “باز بودن ملکوت خدا برای همه ی انسانها” و “عذاب کشیدن مسیح” نوشتند. نبوت های بعدی در مورد “نام مسیح”، “زمان دقیق آمدن مسیح” و “در مورد واسطه گر و شفیع او” می باشند.

بیشتر ما فرصت مطالعه ی این کتابهای مقدس را نداشته ایم. در اینجا این فرصت را با منابع مختلف برای شما فراهم کرده ایم. سوره ی اللیل در مورد “آتش” و سوره ی القدر در مورد روح القدس می نویسند. همچنین سوره ی الصف درباره ی قدرتی که با ایمان آوردن به سخنان شاگردان به دست خواهیم آورد، به ما وعده می دهد. سپس پطرس، به ما توصیه می کند که به وحی ها و نبوت های  پیامبران کتاب عهد عتیق توجه کنیم؛ آنها این پیشگویی و نبوت ها را شب هنگام دریافت می کردند و به کمک آنها می توانستند آینده ی سپید را ببینند. آیا خوب نیست که بتوانیم سخنان آنها را بخوانیم و درک کنیم؟

 

چرا داستان عشق بین روت و بوعز منحصر به فرد است؟

اگر بخواهید از داستانهای عاشقانه ی بزرگ مثالی بزنید، میتوانید به عشق میان حضرت محمد و خدیجه و عایشه و امام علی و فاطمه اشاره کنید؛ در حوزه ی فیلم، سینما و ادبیات  نیز می توانیم از رومئو و ژولیت، دیو و دلبر، علا الدین و یاسمین و سیندرلا و شاهزاده نام ببریم. همه ی این داستان ها در کنارهم قلب، احساسات و تخیلات ما را تسخیر کرده اند.

اما عشقی که بین روت و بوعز به وجود آمد، به طور شگفت انگیزی بسیار ماندگارتر و نجیب تر از هر یک از مثال هایی که در بالا ذکر کردیم بود. داستان عشق آنها، حتی با گذشت سه هزار سال هنوز هم بسیار معروف و تاثیرگذار است.

قرآن درباره ی روت و بوعز چه می گوید؟ بیایید به بررسی سوره های الماعون، الضحی، الشرح و الممتحنة بپردازیم.

این سوره ها به داستان عشق این دو پرداخته اند. بوعز انسان خوبی بود؛ خیر خواهی او نسبت به روت اینگونه در سوره ی الماعون به تصویر کشیده شده است:

“اين همان كس است كه يتيم را بسختى مى ‏راند و به خوراك‏ دادن بينوا ترغيب نمى ‏كند.” سوره ی الماعون،

آیه ی 2 تا 3

“و از [دادن] زكات [و وسايل و مايحتاج خانه] خوددارى مى ‏ورزند.”

سوره ی الماعون، آیه ی 7

روت نیز اینگونه در سوره ی الضحی به تصویر کشیده شده است:

“و تو را سرگشته يافت پس هدايت كرد و تو را تنگدست‏ يافت و بى ‏نياز گردانيد و اما [تو نيز به پاس نعمت ما] يتيم را ميازار و گدا را مران و از نعمت پروردگار خويش [با مردم] سخن گوى.”  سوره ی الضحی،

آیه ی 7 تا 11

سوره ی الشرح، ما را با نعومی، مادر شوهر روت، آشنا می کند:

“آيا براى تو سينه‏ ات را نگشاده‏ ايم و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتيم، [بارى] كه [گويى] پشت تو را شكست و نامت را براى تو بلند گردانيديم. پس [بدان كه] با دشوارى آسانى است. آرى با دشوارى آسانى است.

” سوره ی الشرح، آیه ی 1 تا 6

داستان بوعز و روت با مثالی که در آیه ی زیر بکار رفته است، کاملا همخوانی دارد:

“اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چون زنان با ايمان مهاجر نزد شما آيند آنان را بيازماييد خدا به ايمان آنان داناتر است پس اگر آنان را باايمان تشخيص داديد ديگر ايشان را به سوى كافران بازنگردانيد نه آن زنان بر ايشان حلالند و نه آن [مردان] بر اين زنان حلال و هر چه خرج [اين زنان] كرده‏ اند به [شوهران] آنها بدهيد و بر شما گناهى نيست كه در صورتى كه مهرشان را به آنان بدهيد با ايشان ازدواج كنيد و به پيوندهاى قبلى كافران متمسك نشويد [و پايبند نباشيد] و آنچه را شما [براى زنان مرتد و فرارى خود كه به كفار پناهنده شده‏ اند] خرج كرده‏ ايد [از كافران] مطالبه كنيد و آنها هم بايد آنچه را خرج كرده‏ اند [از شما] مطالبه كنند اين حكم خداست [كه] ميان شما داورى مى ‏كند و خدا داناى حكيم است.”

سوره ی الممتحنه،  آیه ی 10

روت و بوعز در دنیای امروزی

داستان عاشقانه ی آنها نمادی از عشق خدا نسبت به من و شماست. داستان روت و بوعز، که هر دو از ملت های مختلف بودند، به موضوعاتی مثل عشق ممنوع، مهاجرت و رابطه ی بین مرد قوی و زن ضعیف می پردازد. این داستان را در دنیای مدرن امروز نیز می توانیم منطبق کنیم؛ مثلا در روابط بین اعراب و یهودیان. این داستان همچنین نمونه ی خوبی برای یک ازدواج سالم است. با توجه به این موارد ذکر شده، در خواهیم یافت که این داستان از هر نظر ارزش دانستن را دارد.

در عهد عتیق، کتاب روت از عشق آنها می گوید. این کتاب شامل فقط 2400 کلمه و بسیار کوتاه است و ارزش خواندن  را دارد (در اینجا می توانید به مطالعه ی آن بپردازید). این حادثه تقریبا در 1150  سال قبل از میلاد رخ داده است. بنابراین این قدیمی ترین داستان عاشقانه ایست که تاکنون نوشته شده است. چندین فیلم در این باره ساخته شده است.

فیلمی از هالیوود، راجع به زندگی روت و بوعز:

https://youtu.be/kW5WyJ1QNpM

داستان عشق روت

نعومی و همسرش هر دو یهودی بودند. آنها به دلیل خشکسالی مجبور به ترک اسرائیل شده بودند و به همراه دو پسرشان به کشور موآب (اردن امروزی) رفتند. هر دو پسرشان بعد از مدتی ازدواج کردند و کمی بعد از آن مردند. پدرشان نیز فوت کرد و بدین ترتیب نعومی با دو عروس خود تنها ماند. در این حین نعومی تصمیم گرفت که به زادگاه خود اسرائیل برگردد. یکی از عروسهایش، روت تصمیم می گیرد که او را همراهی کند. پس از سالیان دراز، نعومی به بیت لحم، زادگاه خود برگشت. نعومی حال بیوه بود و فرزندی نداشت. او تنها نبود؛ عروسش روت نیز جوان، درمانده و مانند او بیوه بود.

اولین دیدار روت و بوعز

روت که از شدت فقر ناامید شده بود به یکی از مزارع رفت. او پشت سر دروکنندگان راه می‌رفت و خوشه‌های برجا مانده را جمع می‌کرد. طبق قوانین و شریعت موسی، دروگران خوشه هایی که از دستشان می افتاد را جمع نمی کردند و آنها را برای نیازمندان می گذاشتند. برحسب اتّفاق، آن مزرعه متعلّق به بوعز بود؛ بوعز خیلی ثروتمند بود. بوعز روت را در کنار فقرای دیگری که برای جمع کردن اضافه های خوشه ها آمده بودند، می بیند. او به دروکنندگان گفت خوشه های زیادتری روی زمین بریزند تا روت بتواند خوشه های بیشتری جمع کند و به خانه ببرد. می بینیم که بوعز درست برعکس شخصیتی است که در سوره ی الماعون از آن یاد شده است. تمامی احتیاجات روت نیز، طبق آنچه در سوره ی الضحی ذکر شده بود، برطرف شد.اولین دیدار روت و بوعزاز آنجا که روت دیگر می توانست خوشه های زیادی جمع کند، هر روز به مزرعه ی بوعز می رفت. بوعز به کارگرانش سپرده بود تا روت را نرنجانند و مزاحمش نشوند. روز به روز، علاقه ی آنها نسبت به همدیگر بیشتر می شد؛ اما به خاطر دلایلی مثل اختلاف سنی زیاد، موقعیت اجتماعی متفاوت هر دو و ملیتشان هیچکدام از آنها در این خصوص اقدامی نمی کردند. نعومی به حل کردن این مسئله پرداخت. نعومی به روت پیشنهاد داد که بعد از عید جمع آوری محصولات، به خرمنگاه برود و تا وقتیکه خوردن و نوشیدن بوعز تمام نشده، پنهان شود و اقدامی نکند. وقتی بوعز خوابید، روی‌انداز او را از روی پاهایش کنار بزند و نزد پای او دراز بکشد. روت تمامی آنچه که مادر شوهرش به او گفته بود را انجام داد. بوعز این در خواست ازدواج را از روت قبول و با او ازدواج کرد.

 خویشاوند نجات دهنده

اما اوضاع پیچیده تر از یک عشق معمولی بود؛ نعومی از بستگان بوعز به حساب می آمد و از آنجا که روت عروس او بود، بوعز و روت نیز با هم خویشاوند می شدند. بوعز “فامیل و خویشاوند نجات دهنده” برای آنها بود که می بایست سرپرستی آنها را به عهده بگیرد؛ به عبارتی دیگر او می بایست طبق قانون موسی، با روت که بیوه بود، ازدواج و او را از هر نظر تامین کند. از طرفی دیگر تمامی مزارع و زمین های مطعلق به نعومی را نیز، می بایست از او بخرد. گرچه همه ی اینها مسئولیت بزرگی برای بوعز داشت، اما او نظرش را عوض نکرد. نعومی خویشاوند دیگری نیز داشت که او نیز می توانست این مسئولیت ها را به عهده بگیرد. بوعز با آن مرد در اینباره صحبت می کند، زیرا که ازدواج او و روت بستگی به تصمیم آن مرد دارد. آن مرد از خرید مزرعه صرف نظر می کند، چون فرزندانش در آینده چیزی به ارث نخواهند برد. او از بوعز می خواهد تا به جای او آن مزرعه و زمین ها را بخرد و همچنین سرپرستی روت را نیز بر عهده بگیرد. آنگاه بوعز به رهبران و تمام مردمی که در آنجا گرد آمده بودند، گفت:همهٔ شما امروز شاهد هستید که من تمام مایملک الیملک و پسرانش کلیون و محلون را از نعومی خریده‌ام. همچنین روت را نیز به همسری گزیده ام”. بدین ترتیب، او با روت ازدواج می کند و مزارع نعومی را نیز می خرد. پس از سال ها دشواری، سرانجام نعومی روز های خوشی را سپری می کند؛ به آیاتی که از سوره ی الشرح در بالا ذکر کردیم، توجه کنید.

 میراث و ثمره ی ازدواج روت و بوعز

آنها صاحب پسری به اسم عوبید می شوند؛ عوبید پدر یَسی و یَسی پدر داوود پادشاه بود. طبق وعده ای که به داوود پادشاه ( یا همان داوود نبی) داده شد، مسیح می بایست از نسل او بیاید. پیشگویی های بعدی می گویند که مسیح از یک باکره متولد خواهد شد. سرانجام، عیسی مسیح در شهر بیت لحم متولد شد؛ یعنی در همان شهری که روت و بوعز برای اولین بار همدیگر را ملاقات کرده بودند. در نتیجه ی عشق و ازدواج آنها بود که نجات دهنده ای از نسل آن دو به این دنیا آمد که تولدش بانی ایجاد تقویم مدرن شد. اعیاد بین المللی مانند کریسمس و عید پاک و پسح در نتیجه ی عشقی به وجود آمدند که 3000 سال پیش در این روستا آغاز شده بود.

داستان عاشقانه ی بزرگتری را تصور کنید

بوعز ثروتمند و قدرتمند، با روت که یک مهاجر فقیر بود خیلی با فروتنی، احترام و مهربانی رفتار کرد. در دنیای آشفته ی امروز، بوعز نمونه ی بسیار خوبی برای انسان هاست. عشق و ازدواج که دو عنصر اصلی این خانواده بود، تاثیر زیادی بر تاریخ گذاشت.

هر زمان که نگاهی به تاریخ می اندازیم، داستان عشق آنها و ثمره ی عشقشان را به یاد می آوریم. عشق بین آن دو رمز و سمبل عشق بزرگتری است؛ این همان عشقی است که من و شما به آن دعوت شده ایم.

کتاب مقدس سخنان روت را اینگونه بیان می کند:

“قوم اسرائیل را برای خود در زمین می‌کارم. بر کسانی‌که «رحمت نشده» بودند، رحمت می‌کنم و به آنهایی که گفته بودم: «قوم من نیستید»، می‌گویم: «شما قوم من هستید» و آنها جواب می‌دهند: «تو خدای ما هستی.».”

هوشع 2:23

هوشع، پیامبری است که درعهد عتیق در کتابش (750 سال قبل از میلاد) از ازدواج نا موفقش سخن می گوید و در این میان از عشق خدا نسبت به بنده اش حرف می زند. روتی که هیچگاه عشق را در زندگی اش تجربه نکرده بود، توسط بوعز معنی آن را می فهمد. این نمونه ی خوبی است برای کسانی که هیچگاه محبت و عشق را تجربه نکرده اند، خداوند می خواهد این تجربه و این حس زیبا را به آنها بفهماند. این موضوع در انجیل نوشته شده است: ” چنانکه او در كتاب هوشع نبی می‌فرماید:«مردمانی را كه متعلّق به من نبودند، قوم خود خواهم نامید و ملّتی را كه مورد لطف من نبود، محبوب خود خواهم خواند.» رومیان 9:25

چگونه خداوند عشق خود را نشان می دهد؟ همانطور که بوعز با روت خویشاوند بود، عیسی مسیح نیز که از نسل آنهاست، با ما خویشاوند است. هنگامی که عیسی مصلوب شد، کفاره ی گناهان ما را به جای ما در حضور خدا پرداخت کرد.

” او جان خود را در راه ما داد تا ما را از هرگونه شرارت آزاد سازد و ما را قومی پاک بگرداند كه فقط به خودش تعلّق داشته و مشتاق نیكوكاری باشیم. دربارهٔ این مطالب سخن بگو و وقتی شنوندگانت را دلگرم می‌سازی و یا سرزنش می‌کنی، از تمام اختیارات خود استفاده كن. اجازه نده كسی تو را حقیر شمارد.

تیطس،  2:14

همانطور که بوعز در قبال به سرپرستی گرفتن روت، مبلغی پرداخت کرد، عیسی نیز برای نجات ما از جانش گذشت و آن را کفاره ی گناهان ما کرد.

الگویی برای ازدواج

عیسی مسیح ( و همچنین بوعز) عروس خود را خرید. یعنی برای به دست آوردنش چیزی پرداخت. این نمونه ی خوبی برای ازدواج است که ما می توانیم آن را به خاطر بسپاریم. کتاب مقدس در مورد ازدواج چنین می نویسد:

“به‌ خاطر احترامی كه به مسیح دارید، مطیع یكدیگر باشید. ای زنها، طوری از شوهران خود اطاعت كنید كه از خداوند اطاعت می‌کنید، زیرا همان‌ طور ‌که مسیح سر كلیسا یعنی بدن خود می‌باشد و شخصاً نجات‌ دهندهٔ آن است، شوهر نیز سر زن خود می‌باشد.  و چنانکه کلیسا مطیع مسیح است، زنها نیز در هر مورد باید از شوهرهای خود اطاعت كنند. ای شوهرها، چنانکه مسیح کلیسا را دوست داشت و جان خود را برای آن داد، شما نیز زنهای خود را دوست بدارید. مسیح چنین كرد تا كلیسا را با آب و كلام‌ خدا شسته و آن را پاک و مقدّس گرداند و كلیسا را با تمام زیبایی‌اش پاک و بدون عیب و لكّه و چین و چروک یا هر نقص دیگری به خودش تقدیم نماید. مردان باید همان‌ طور‌که بدن خود را دوست دارند، زنانشان را دوست بدارند زیرا مردی كه زنش را دوست می‌دارد، خود را دوست دارد.هیچ‌ کس هرگز از بدن خود متنفّر نبوده است. بلكه به آن غذا می‌دهد و از آن توجّه می‌کند -‌یعنی همان كاری كه مسیح برای كلیسا می‌کند- زیرا ما اعضای بدن او هستیم. به این جهت كلام خدا می‌فرماید: «مرد، پدر و مادر خود را ترک می‌کند و به زن خود می‌پیوندد و آن دو، یک تن خواهند شد.» یک حقیقت بزرگ در این امر نهفته است که به نظر من به مسیح و به كلیسای او اشاره می‌کند. به هر حال هر شوهری باید زنش را مانند خودش دوست بدارد و هر زنی نیز باید شوهرش را محترم بشمارد.”

افسسیان، 33-21: 5

بوعز و روت ازدواج خود را بر اساس عشق و احترام بنا نهادند. رفتار عیسی نسبت به ما برای همه شوهرها یک نمونه است؛ همانطور که خواندیم آنها باید زنان خود را با عشق فداکارانه دوست داشته باشند. بنابراین، اگر با همان ارزشها ازدواج کنیم ، کار درستی انجام خواهیم داد و در راه درست قدم خواهیم گذارد.

دعوت نامه ی عروسی برای من و شما

مانند همه داستانهای خوب عاشقانه، کتاب مقدس نیز با عروسی پایان می یابد. بوعز با پرداخت هزینه ای برای خرید مزارع و همچنین به دست آوردن روت، مسیر ازدواجشان را هموار کرد. کفاره شدن خون عیسی برای گناهان ما نیز راه ما را برای رفتن به عروسی هموار کرد. این مراسم واقعی است. هر کسی که دعوت عروسی را قبول کند، ” عروس عیسی” نام خواهد گرفت. کتاب مقدس اینطور می گوید:

“شادی و وجد كنیم و جلال او را بستاییم، زیرا زمان جشن عروسی برّه رسیده است، عروس او خود را آماده ساخته است.”

مکاشفه 19:7

همه ی کسانی که پیشنهاد عیسی را قبول می کنند به سرپرستی او در می آیند و “عروس” او می شوند. هکه ی ما به این مراسم عروسی که در بهشت ​​برگزار خواهد شد، دعوت شده ایم. کتاب مقدس درباره ی این دعوت چنین می گوید:

“روح و عروس می‌گویند: «بیا!» هر شنونده‌ای باید بگوید: «بیا!»ای تشنگان بیایید، آب حیات را بپذیرید این بخششی است رایگان برای هرکس كه طالب آن است.”

مکاشفه 22:17

رابطه ی بین روت و بوعز امروزه نیز برای بسیاری الگو و نمونه ای از عشق است. همانطور که گفتیم این عشق، نمادی از عشق خدا نیز است. وقتی عروس پیشنهاد را قبول کند، خداوند با عروسش ازدواج خواهد کرد؛ مثل هر پیشنهاد ازدواج دیگه، می بایست در مورد این پیشنهاد خدا نیز فکر کرد. در اینجا می توانید در مورد “برنامه و نقشه” ای که از زمان آدم توصیف شده را بخوانید. در این قسمت، توجه کنید که ابراهیم چگونه این نقشه را می بیند و ارزیابی می کند. همچنین در اینجا، دقت کنید که چگونه موسی نشان می دهد که فدیه دهنده می بایست چقدر هزینه پرداخت کند و در آخر، در اینجا، به پیشگویی هایی که درباره ی این “طرح و نقشه” از قبل شده است، توجه کنید. بیاندیشید و ببینید که آیا همه ی اینها پیشنهاد و تکلیفی از جانب خداست؟!

فیلم دیگری در رابطه با داستان بوعز و روت:

چگونه نوشته ها و کتاب های پیامبران و همچنین کتاب مزامیر درباره ی عیسی مسیح پیشگویی و نبوت می کنند؟

طبق آنچه در کتاب تورات نوشته شده است، می توانیم نتیجه بگیریم که موسی از آمدن عیسی مسیح خبر داشت. پیامبرانی که پس از موسی آمدند، نقشه ی خدا را به مردم توضیح دادند تا آنها بهتر این موضوع را درک کنند. داوود نبی، همیشه از خداوند الهام می گرفت؛ او در فصل دوم کتاب مزامیر، در مورد آمدن مسیح مطالبی را نوشت. این حادثه، تقریبا 1000 سال قبل از میلاد مسیح رخ داده است. با ادامه ی بررسی کتاب مزامیر، می بینیم که در فصل 22، داوود نبی در مورد کسی نبوت می کند که دست ها و پاهایش “سوراخ” و عذاب های زیادی را متحمل شده است.  در ادامه، او در مورد “کشته شدن آن شخص” می نویسد و سپس از پیروزی بزرگی حرف می زند که بر زندگی ملل مختلف تاثیر خواهد گذاشت. آیا این نبوت ها در مورد عیسی مسیح و قربانی شدنش بر روی صلیب نیست؟ آیا این پیشگویی ها به رستاخیز مسیح اشاره نمی کند؟  بیایید دو سوره از قرآن را با هم مطالعه کنیم، تا دیدگاه آن را نیز در مورد این آیات کتاب مزامیر بدانیم.

پیشگویی های فصل 22 کتاب مزامیر

در اینجا، شما می توانید فصل 22 کتاب مزامیر را مطالعه کنید. جدول زیر، فصل 22 را با مصلوب شدن عیسی مسیح مقایسه می کند. شاگردان او نوشته های زیادی در رابطه با مصلوب شدنش در کتاب مقدس دارند. برای بهتر درک کردن این مسئله، در زیر شباهت ها را با رنگهای یکسان نشان داده ایم.

قسمت هاییی از انجیل که راجع به مصلوب شدن عیسی استفصل 22 از کتاب مزامیر که 1000 سال قبل از میلاد مسیح نوشته شده بود
 “سرانجام از مسخره كردن او دست برداشتند و آن ردا را در آورده لباس خودش را به او پوشانیدند. آنگاه او را بردند تا مصلوب كنند. در سر راه با مردی قیروانی به نام شمعون روبه‌ رو شدند و او را مجبور كردند كه صلیب عیسی را حمل كند. وقتی به محلی به نام جلجتا یعنی جمجمه رسیدند، شراب آمیخته به داروی بیهوش كننده به او دادند، امّا وقتی آن را چشید نخواست بنوشد. آنها او را به صلیب میخكوب كردند. آنگاه لباسهایش را به قید قرعه میان خود تقسیم نمودند و برای پاسداری در آنجا نشستند. جرم او را بر لوحی به این شرح نوشتند: «این است عیسی، پادشاه یهود» و بر بالای سرش نصب كردند. دو راهزن را نیز با او مصلوب كردند، یکی در سمت راست و دیگری در سمت چپ او. کسانیکه از آنجا می‌گذشتند سرهای خود را می‌جنبانیدند و با دشنام به او می‌گفتند: «تو كه می‌خواستی معبد بزرگ را خراب کنی و آن را در سه روز از نو بسازی، اگر واقعاً پسر خدا هستی از صلیب پایین بیا و خودت را نجات بده.» همچنین سران كاهنان و علما و مشایخ یهود او را مسخره كرده، می‌گفتند: «او دیگران را نجات می‌داد، امّا نمی‌تواند خودش را نجات دهد. اگر پادشاه اسرائیل است، حالا از صلیب پایین بیاید و ما به او ایمان خواهیم آورد. او به خدا توکّل داشت و می‌گفت كه فرزند خداست، پس اگر خدا را دوست داشته باشد او را آزاد می‌سازد.» حتّی راهزنانی هم كه با او مصلوب شده بودند، همین‌طور به او توهین می‌کردند. از ظهر تا ساعت سه بعد از ظهر تاریكی تمام زمین را فراگرفت. نزدیک ساعت سه عیسی با صدای بلند فریاد كرد: «ایلی، ایلی، لما سبقتنی؟» یعنی «خدای من، خدای من، چرا مرا ترک كردی؟» بعضی از کسانی‌که آنجا ایستاده بودند این را شنیده گفتند: «الیاس را می‌خواند.» یکی از آنان فوراً دوید و اسفنجی را آورده، در شراب تُرشیده فرو برد و بر نوک چوبی قرار داده، جلوی دهان عیسی برد.”

(انجیل متی، 48-31: 27)

——————————————————————

“سربازان عیسی را به داخل محوطهٔ كاخ فرمانداری بردند و تمام گروهان را جمع كردند. آنها ردای ارغوانی را به او پوشانیدند و تاجی از خار بافته و روی سرش گذاشتند و به او ادای احترام كرده می‌گفتند: «سلام، ای پادشاه یهود.» و با چوب بر سرش می‌زدند و به رویش آب دهان می‌انداختند. بعد پیش او زانو زده و تعظیم می‌کردند. وقتی مسخرگی‌ها تمام شد، آنها لباس ارغوانی را از تنش درآورده و لباسهای خودش را به او پوشانیدند و او را بیرون بردند تا مصلوب كنند.”…عیسی فریاد بلندی كشید و جان داد.”  (مرقس 37، 20-16: 15)

————————————————————

“امّا وقتی پیش عیسی آمدند، دیدند كه او مرده است و از این رو ساقهای او را نشكستند. امّا یکی از سربازان نیزه‌ای به پهلوی او فرو كرد و خون و آب از بدنش جاری شد.”

(یوحنا 19:34)

” پس وقتیکه سایر شاگردان به او گفتند: «ما خداوند را دیده‌ایم.» او گفت: «من تا جای میخها را در دستش نبینم و تا انگشت خود را در جای میخها و دستم را در پهلویش نگذارم باور نخواهم كرد.»”   (یوحنا 20:25)

” پس از اینكه سربازان عیسی را به صلیب میخكوب كردند، لباسهای او را برداشتند و چهار قسمت كردند و هر یک از سربازان یک قسمت از آن را برداشت ولی پیراهن او كه درز نداشت و از بالا تا پایین یک‌ پارچه بافته شده بود، باقی ماند. پس آنها به یكدیگر گفتند:«آن را پاره نكنیم، بیایید روی آن قرعه بیندازیم و ببینیم به چه كسی می‌رسد.» به این ترتیب كلام خدا كه می‌فرماید: «لباسهای مرا در میان خود تقسیم كردند و بر ردایم قرعه افكندند.» به حقیقت پیوست و سربازان همین كار را كردند.”     (انجیل یوحنا 24-23: 19)

 

 

 

 

۱   خدای من، خدای من! چرا مرا ترک کردی؟ چرا از من دور هستی و کمکم نمی‌کنی و به فریادم نمی‌رسی؟

۲   آه، ای خدای من، روزها التماس می‌کنم و تو جواب نمی‌دهی، شبها ناله و زاری می‌کنم و آرام ندارم.

۳   امّا تو به عنوان تنها قدّوس، بر تخت سلطنت نشسته‌ ای و بنی‌اسرائیل تو را ستایش می‌کنند.

۴   نیاکان ما بر تو توکّل کردند، آنها توکّل نمودند و تو آنها را نجات دادی.

۵   به حضور تو زاری نمودند و رهایی یافتند. به تو پناه آوردند و ناامید نشدند.

۶   امّا من کِرم هستم، نه انسان.نزد همه‌ کس خوار و خفیف شده‌ام.

۷   هر که مرا می‌بیند مسخره‌ام می‌کند، آنها سر خود را می‌جنبانند.

۸   و می‌گویند: «تو به خداوند توکّل کردی، چرا او تو را نجات نمی‌دهد؟ اگر خداوند تو را دوست دارد، چرا به تو کمک نمی‌کند.»

۹   تو بودی که مرا از رحم مادر به دنیا آوردی و در آغوش او از من مراقبت نمودی.

۱۰   از همان روز تولّدم، تو خدای من بوده‌ای و من به تو توکّل نموده‌ام.

۱۱   از من دور مشو، زیرا مشکلات نزدیک است و کسی نیست که به من کمک کند.

۱۲   دشمنان بسیاری همچون گاوانِ نرِ سرزمینِ باشان، مرا احاطه کرده‌اند،

۱۳   و مانند شیرانِ درّنده و غرّان دهان خود را برای من بازکرده‌اند.

۱۴   قوّت من از من بیرون رفته، همچون آبی که برروی زمین ریخته باشد، بند‌بند استخوانهایم از هم جدا شده و دلم مانند موم در سینه‌ ام آب شده است.

۱۵   گلویم همچون سفال خشک شده و زبانم به سقف دهانم چسبیده است و تو مرا بر روی خاک، در حال مرگ رها کرده‌ای.

۱۶   دشمنان، یعنی این گروه شریر،مانند سگ، دور مرا گرفته‌اند و دستها و پاهای مرا سوراخ کرده‌اند.

۱۷   استخوانهایم از لاغری شمرده می‌شوند. دشمنانم به من خیره شده‌اند.

۱۸   لباسهایم را بین خود تقسیم می‌کنند و بر ردای من قرعه می‌اندازند.

 

 

 

کتاب انجیل، توسط کسانی نوشته شده است که مرگ عیسی را بر روی صلیب با چشم خود دیده اند. فصل 22 کتاب مزامیر، تمامی احساسات و تفکرات انسانی را بیان می کند که به صلیب کشیده شده است یعنی به جای او، آنها را به ما نشان می دهد. چگونه می توان شباهت های موجود بین فصل 22 کتاب مزامیر و مصلوب شدن عیسی مسیح را توضیح داد؟  آیا همه ی اینها یک تصادف است؟ آیا قرعه انداختن و تقسیم لباس هایش توسط سربازان نیز تصادف بود؟  کتاب مزامیر سال ها قبل از تولد مسیح نوشته شده است؛ فصل 22 آن نیز، زمانی نوشته شده است که مجازاتی مانند اعدام هنوز وجود نداشت. با این حال تقریبا تمامی جزئیاتی که بر سر عیسی مسیح آمد را از قبل پیشگویی کرده است. در انجیل یوحنا، نوشته شده که ” پهلوی او را سوراخ می کنند و از آن آب و خون بیرون می ریزد”؛ این نشان دهنده تجمع مایع در اطراف قلب است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که دلیل مرگ عیسی مسیح، ترکیدن قلبش است. در فصل 22 کتاب مزامیر، این موضوع اینطور تصور شده است: “۱۴   قوّت من از من بیرون رفته، همچون آبی که بر روی زمین ریخته باشد، بند‌بند استخوانهایم از هم جدا شده و دلم مانند موم در سینه‌ ام آب شده است.”. در این فصل، عبارت “سوراخ شده”، در اصل در زبان عبری به معنای ” مثل شیر” است؛ به عبارت دیگر، هنگامی که پاها و دست هایش را سوراخ کردند، عذابی که او متحمل شد برابر بود با درد زخم و جراحاتی که یک شیر می توانست در او ایجاد کند.

بی ایمانان این شباهت ها را اینگونه تفسیر می کنند: شاگردان و شاهدانی که انجیل را نوشتند، تمامی حادثه هایی که بر سر عیسی آمد را از خود در آوردند؛ به عبارتی دیگر، آنها این شباهت ها را بین فصل 22 کتاب مزامیر و مرگ عیسی مسیح به وجود آوردند. آیا می توان دلیل این شباهت ها را توضیح داد؟

فصل 22 کتاب مزامیر و حقیقت عیسی مسیح

باید توجه داشته باشیم که فصل 22 کتاب مزامیر با 18 آیه تمام نمی شود، بلکه ادامه یافته و درمورد پیروزی بزرگ نیز توضیحاتی می دهد.

” فقیران هر قدر که بخواهند، خواهند خورد و سیر خواهند شد،جویندگان خداوند، خدا شما را همیشه کامیاب سازد. مردم سراسر جهان، خداوند را به یاد خواهند آورد و همهٔ اقوام عالم به سوی وی خواهند آمد و او را پرستش خواهند کرد. خداوند پادشاه استو بر همهٔ ملتّها فرمانروایی خواهد کرد. همهٔ متکبّران جهان در پیشگاه او تعظیم خواهند کرد،تمام انسانهای فانی در مقابل او سجده خواهند نمود. آیندگان، خداوند را خواهند پرستید؛ مردم دربارهٔ خداوند برای نسلهای آینده تعریف خواهند کرد.آنهایی که هنوز متولّد نشده‌اند، خواهند شنید که خداوند قوم خود را نجات داده است.”       مزامیر 31-26: 22

با توجه به آیات بالا، متوجه می شویم که به مرگ آن شخص اشاره ای نمی شود؛ فقط در اوایل این فصل، ما می توانیم جملاتی را راجع به مرگ بخوانیم. در آیه ی 30، داوود نبی در مورد تاثیر مرگ آن شخص بر زندگی انسان های دیگر و نسل های بعدی می نویسد. در این قسمت، می توانیم نتیجه بگیریم واژه ی “نسل های بعدی” به ما اشاره می کند. آیه ی 27 نیز، خدمت کردن نسل های بعدی به این شخص را یادآور می شود و این نسل جدید که متشکل از ملت های مختلف است، این شخص را پرستش کرده، در حضورش سجده خواهند کرد.

در آیه ی 29 می نویسد که تمامی انسان های فانی در مقابل او سجده خواهند کرد؛ توجه کنید این به ما مربوط می شود. زیرا که ما نیز فانی هستیم و بالاخره روزی خواهیم مرد. صلاحیت این شخص، حتی برای کسانی که شاهد مرگ او نبودند، قابل فهم خواهد بود.

بنابراین، می توان نتیجه گرفت دیدگاه بی ایمانان در مورد نویسندگان انجیل، بی اساس است. نبوتی که در فصل 22 کتاب مزامیر شده است، به نسل بعدی یعنی ما هم مرتبط می شود. نویسندگان کتاب انجیل نمی توانستند برای تاثیر گذاری بیشتر  کتاب تا دوران ما، رویداد ها را جعل کنند و مرگ عیسی مسیح را به همان اندازه مؤثر واقع کنند که امروز است.

قرآن- قبل ازهمه چیز به داوود نبی از طرف خدا دانش و حکمت داده شد

در قرآن، در سوره های النمل و سبا به این اشاره می شود که از طرف خدا لطف، دانش و حکمت به داوود نبی اعطاء شده است.

“و به راستى داوود را از جانب خويش مزيتى عطا كرديم [و گفتيم] اى كوهها با او [در تسبيح خدا] همصدا شويد و اى پرندگان [هماهنگى كنيد] و آهن را براى او نرم گردانيديم.”

سوره ی سبا، آیه ی 10

“و به راستى به داوود و سليمان دانشى عطا كرديم و آن دو گفتند ستايش خدايى را كه ما را بر بسيارى از بندگان باايمانش برترى داده است.”

سوره ی النمل، آیه ی 15

همانطور خواندیم، خداوند به داوود نبی دانش و فیض داد تا بتواند به کمک آنها در مورد آینده پیشگویی کند. داوود نبی به واسطه ی این نعمت ها، توانست در مضمون خداوند سرود های شکرگذاری بسراید و بنویسد؛ مانند فصل 22 کتاب مزامیر.

حال بیایید با هم به سوالی که در سوره ی الواقعه مطرح شده است، نظری بیاندازیم:

“پس چرا آنگاه كه [جان شما] به گلو مى ‏رسد و در آن هنگام خود نظاره گريد و ما به آن [محتضر] از شما نزديكتريم ولى نمى ‏بينيد پس چرا اگر شما بى ‏جزا مى‏ مانيد [و حساب و كتابى در كار نيست]. اگر راست مى‏ گوييد [روح] را برنمى‏ گردانيد.”

سوره ی الواقعه، آیه ی 83 تا 87

چه کسی می تواند مرده ای را زنده کند و جان از دست رفته را دوباره به او بازگرداند؟ آیات بالا به این دلیل ذکر شد تا کار خدا از کار انسان جدا شود. سوره ی الواقعه، آنچه که در فصل 22 کتاب مزامیر نوشته شده است را توصیف و در مورد عیسی مسیح نبوت می کند.

هیچ کس نمی توانست بهتر از فصل 22 کتاب مزامیر، مرگ مسیح بر روی صلیب و تاثیر و نتیجه ی آن را  پیشگویی کند. فقط داوود نبی، مردی که 1000 سال پیش از مسیح زندگی کرده بود، توانست ابن نبوت ها را اینگونه برای نسل های بعد از خود شرح دهد. این پیشگویی ها، دلیلی است برای اینکه ما به این نتیجه برسیم: قربانی شدن عیسی مسیح بر روی صلیب، از اهداف از قبل تعیین شده ی خدا بوده است.

پیامبران دیگر نیز، در مورد عیسی مسیح نبوت می کنند

همانطور که دیدیم، کتاب تورات با شرح وقایعی شروع می شود که برعکس رخداد هایی است که در آخرین هفته از زندگی عیسی مسیح اتفاق افتاد. پیامبرانی که پس از داود نبی زندگی کردند، اطلاعات بیشتری در مورد مرگ و رستاخیز عیسی مسیح ارائه دادند. جدول زیر، خلاصه ی آنچه را که بررسی کردیم، جمع بندی کرده است.

سخنان و نبوت های  پیامبراناین سخن و نبوت، چگونه آمدن مسیح را به ما توضیح و در فهم آن ما را یاری می دهد
او از باکره ای متولد می شوداشعیای نبی درسال 700 قبل از میلاد گفته بود: “باکره ای حامله شده، پسری به دنیا خواهد آورد و این پسر زندگی پاکی خواهد داشت.” فقط یک زندگی کامل را می تواند به عنوان قربانی، تقدیم کرد. تولد عیسی مسیح تمامی شرایط این پیشگویی را داشت. وقتی او به دنیا آمد این پیشگویی ها نیز به حقیقت پیوست. او زندگی تمیز و پاکی داشت.

 

کسی که قرار است در آینده بیاید، “شاخه” از نسل داوود است. او کسی است که تمامی گناهان را به دوش خواهد کشید اشعیاء، ارمیا و زكریای نبی نبوت های زیادی راجع به مسیح کردند. زکریای نبی، 500 سال قبل از عیسی مسیح، گفته بود که نام او “عیسی” خواهد بود. او همچنین از روزی حرف زده بود که در آن روز “تمامی گناهان انسان پاک خواهد شد”. همانطور که خواندیم، عیسی مسیح به خاطر تمامی گناهان به صلیب کشیده و قربانی شد. همه ی اینها در یک روز انجام شد.
دانیال نبی و زمان و تاریخ آمدن مسیحدانیال نبی در سال 480 قبل میلاد، زمان آمدن دقیق عیسی را پیشگویی کرده بود، که این نیز به وقوع پیوست.
دانیال نبی در مورد “مرگ مسیح” نیز پیشگویی کرده بوددانیال نبی، نوشته بود که دلیل آمدن مسیح، مردن خواهد بود. این موضوع به مرگ عیسی، اشاره دارد.
اشعیای نبی در مورد مرگ و رستاخیز مسیح نبوت کرده بوداشعیای نبی درباره ی جزئیات مرگ مسیح پیشگویی کرده بود. همچنین در مورد رستاخیز مسیح نیز نوشته بود. وقتی عیسی مسیح مصلوب و بعد از سه روز زنده شد، تمامی این سخنان و نبوت ها به حقیقت پیوست. این نبوت های اشعیای نبی، 700 سال قبل از میلاد گفته شده بود و علامت بزرگی است که به هدف با شکوه خداوند اشاره می کنند.
یونس نبی و مرگ عیسی مسیحهنگامی که ماهی بزرگی، یونس نبی را بلعید، زندگی در شکم ماهی به مانند زندگی در قبر بود. این خیلی به واقعه ی مرگ عیسی مسیح شباهت دارد.
زکریای نبی و نبوت درباره ی آزادی زندانیانی که حکمشان مرگ بودزکریای نبی نیز در مورد عیسی، پیشگویی هایی کرده است: “او کسانی را که به مرگ محکوم شده اند را، آزاد خواهد کرد. می بینیم عیسی مسیح این ماموریت را با مصلوب شدن به انجام رساند.

این پیامبران در دوران های مختلف از تاریخ، در شرایط های متفاوت و در کشور های مختلف زندگی می کردند؛ با این حال، می بینیم که تمامی پیشگویی های آنان به مرگ و رستاخیز عیسی مسیح ختم می شود. همه ی آنها در مورد این پیروزی بزرگ عیسی مسیح نبوت کرده اند. تمامی این پیشگوییی ها نیز، جزئی از برنامه ی خداوند بوده است. به این دلیل، پطرس که رهبر حواریون بود، به کسانی که او را گوش می دادند چنین گفت:

“ولی خدا به این طریق به آن پیشگویی‌هایی كه مدّتها پیش به وسیلهٔ جمیع انبیا فرموده بود كه مسیح او می‌آید تا رنج و آزار ببیند، تحقّق بخشید.”

اعمال رسولان 3:18

و چنین ادامه داد:

” پس توبه كنید و به سوی خدا بازگشت نمایید تا گناهان شما آمرزیده شود.”

اعمال رسولان 3:19

در اینجا یک نعمت برای ما وجود دارد: گناهان ما می توانند برای همیشه پاک شوند. در اینجا با جزئیات بیشتری به این موضوع خواهیم پرداخت.

نبوت های تورات موسی، راجع به عیسی مسیح

در كتاب انجیل آمده است كه قربانی شدن و رستاخیز عیسی مسیح، جایگاه مهمی در نقشه های خدا داشته است. پنجاه روز پس از رستاخیز عیسی، پطرس، رهبر شاگردانش، در مورد او به همه این چنین گفت:

” شما این مرد را، كه بر طبق نقشه و پیشدانی خدا به دست شما تسلیم شد، به وسیلهٔ كفار به صلیب میخكوب كردید و كشتید. امّا خدا او را زنده كرد و از عذاب مرگ رهایی داد. زیرا محال بود، مرگ بتواند او را در چنگ خود نگه دارد.”

اعمال رسولان 24-23: 2

هزاران نفر پس از سخنان پطرس، به عیسی مسیح ایمان آوردند؛ بدون آنکه کسی آنها را مجبور به این کار کند. دلیل این ایمان، صد ها سال پیش پیشگویی شده بود. مردم، به بررسی تولد، مرگ و زنده شدن عیسی مسیح و چگونگی تطابق آنها با نبوت هایی که در کتب انبیاء ، مزامیر و تورات شده بود، پرداختند. کتاب مقدس تغییر ناپذیر، اکنون نیز در دسترس ماست؛ ما می توانیم به مطالعه ی آن بپردازیم. آیا پطرس با گفتن: “طبق هدفی كه خدا از ابتدا آن را مشخص کرده است” حقیقت را به ما می گوید؟

ما نتیجه ی بررسی مردمی که در زمان نوشته شدن کتاب انجیل می زیستند، از مطالعه ی کتاب تورات در مورد آدم و آفرینش جهان و هستی در شش روز، به دست آورده اند را در اختیار شما می گذاریم:

” یهودیان مقیم آنجا از یهودیان تسالونیكی روشنفكرتر بودند. آنها با اشتیاق كامل به پیام پولس و سیلاس گوش می‌دادند و هر روز کتاب‌مقدّس را مطالعه می‌کردند تا ببینند آیا آن سخنان با كتب سازگار است یا خیر.

”     اعمال رسولان 17:11

آنها کتاب مقدس را با دقت کامل مطالعه و بررسی می کردند زیرا که سخنان حواریون برایشان عجیب و جدید به نظر می رسید. ما غالبا تمایل داریم که جملات عجیب و جدید را رد و انکار کنیم. اصولا همه ی ما این کار را می کنیم. اما اگر این سخنان از طرف خداوند آمده و آنها آن را رد می کردند، دچار مجازات هایی می شدند که در سوره ی الغاشية به آن اشاره شده است:

“مگر كسى كه روى بگرداند و كفر ورزد كه خدا او را به آن عذاب بزرگتر عذاب كند در حقيقت بازگشت آنان به سوى ماست آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست.

سوره ی الغاشية، آیه ی 23 تا 26

آنها می دانستند که چگونه صحت این سخنان جدید را بررسی کنند. برای انجام این کار، می بایست این سخنان را با نوشته ها و نبوت های پیامبران مقایسه کرد. در این صورت، از طرف خدا مجازات نمی شدند. اگر از این کار آنها را برای خودمان الگو برداریم، خردمند خواهیم شد. بگذارید مانند آنها، کتاب مقدس را بررسی کنیم تا ببینیم آیا نبوت هایی درباره ی مرگ و رستاخیز عیسی مسیح وجود دارند یا خیر. بیایید از کتاب تورات شروع کنیم.

در ابتدای کتاب تورات و در قرآن نوشته شده است که خداوند همه چیز را راجع به آینده می داند

از اولین صفحات تورات متوجه می شویم که  خداوند از ابتدا درباره ی زندگی و قربانی شدن عیسی مسیح اطلاع داشت. در کلیه ی کتب مقدس (تورات ، مزامیر ، انجیل و قرآن)  دو هفته وجود دارد که هر کدام از این هفته ها  به ترتیب روز شرح داده شده اند. یکی از این دو هفته، در مورد آفرینش جهان و هستی توسط خداوند است؛ این شش روز را کتاب تورات در دو فصل توضیح داده است. قرآن نیز درباره ی این شش روز اینگونه می نویسد:

“در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى ‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏ اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان.

سوره ی الاعراف، آیه ی 54

“همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏ اى بپرس [كه مى‏ داند].”

سوره ی الفرقان، آیه ی 59

“خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش [قدرت] استيلا يافت براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمى‏ گيريد.”

سوره ی السجده، آیه ی 4

 

“و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم.”

سوره ی ق، آیه ی38

“اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏ داند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى ‏كنيد بيناست.”

سوره ی الحدید، آیه ی4

هفته ی دیگر که هر روز آن با جزئیات شرح داده شده است، آخرین هفته از زندگی عیسی مسیح است. ابراهیم، موسی، داوود و محمد- یک هفته از زندگی هیچ کدامشان  به این صورت در کتب مقدس شرح داده نشده بود. کتاب پیدایش با شرح یک هفته ی آفرینش آغاز می شود (اینجا را ببینید). ما قبلاً هر روز از هفته ی آخر زندگی عیسی مسیح را با دقت بررسی کرده ایم. در جدول زیر روزهای هر دو هفته با هم مقایسه می شود.

                روز های هفته

     هفته ی آفرینش

هفته ی آخر از زندگی عیسی مسیح

  روز اول زمین‌ خالی و بدون ‌شكل ‌بود. همه‌جا آب‌ بود و تاریكی آن‌ را پوشانده ‌بود و روح ‌خدا بر روی آبها حركت‌ می‌كرد. خدا فرمود: «روشنایی بشود» و روشنایی شد.

 

 

مسیح وارد شهر اورشلیم می شود و به همه میگوید که نور این جهان است. نور وارد این دنیا شده است و بر تاریکی نور تابیده شد.
  روز دوم   خدا فرمود: «فلکی ‌ساخته‌ شود تا آبها را از یكدیگر جدا كند.» خدا فلک ‌را ساخت‌ و آبهای زیر فلک ‌را از آبهای بالای فلک ‌جدا كرد.

 

 

با بیرون کردن تمامی تجار و کاسبان از معبد که فقط محل دعا بود، عیسی تمامی چیزهای زمینی را از چیزهای الهی ​​جدا می کند

  روز سوم خدا فرمود: «آبهای زیر آسمان در یک‌‌جا جمع‌ شوند تا خشكی ظاهر گردد» و چنان ‌شد. 

عیسی در مورد ایمانی حرف میزنه که می توان با آن کوه ها را جابه جا کرد

 سپس‌ خدا فرمود: «زمین ‌همه ‌نوع‌ گیاه‌ برویاند، گیاهانی كه ‌دانه بیاورند و گیاهانی كه‌ میوه‌ بیاورند» و چنین‌ شد.

 

 

عیسی گفت و درخت انجیر خشکید.
  روز چهارم۱۴   بعد از آن‌ خدا فرمود: «اجرام‌ نورانی در آسمان‌ به ‌وجود آیند تا روز را از شب‌ جدا كنند و روزها، سالها و فصلها را نشان‌ دهند. آنها در آسمان‌ بدرخشند تا بر زمین ‌روشنایی دهند.» و چنین ‌شد.

 

 

 

 

عیسی راجع به زمانی حرف می زند که قرار است دوباره به این جهان برگردد – خورشید، ماه و ستارگان خاموش خواهند شد.
  روز پنجمپس ‌از آن‌ خدا فرمود: «آبها از انواع‌ جانوران ‌و آسمان ‌از انواع ‌پرندگان، اژدها ها ‌پُر شوند.»شیطان – اژدهای بزرگ – وارد قلب یهودا می شود و او را فریب می دهد.
 روز ششمبعد از آن‌، خدا فرمود: «زمین ‌همه‌ نوع‌ حیوانات به وجود آورد، اهلی و وحشی‌، بزرگ‌ و كوچک‌» و چنین ‌شد.بره ی عید پسح- حیواناتی که قرار است برای عید قربانی شوند، وارد معبد می شوند.
پس‌ از آن ‌خداوند مقداری خاک ‌از زمین‌ برداشت‌ و از آن ‌آدم‌ را ساخت‌ و در بینی او روح ‌حیات‌ دمید و او یک‌ موجود زنده‌ گردید.

 

 “عیسی فریاد بلندی كشید و جان داد.” (انجیل مرقس 15:37)
خداوند باغی در عدن‌ كه‌ در طرف ‌مشرق ‌است‌ درست ‌كرد و آدم‌ را كه ‌ساخته‌ بود در آنجا گذاشت‌.

 

عیسی به باغ جتسیمانی می رود.
 خداوند به ‌آدم‌ فرمود: «اجازه ‌داری از میوهٔ تمام ‌درختان ‌باغ‌ بخوری‌. امّا هرگز از میوهٔ درخت‌ شناخت خوب‌ و بد نخور زیرا اگر از آن ‌بخوری در همان‌ روز خواهی مرد.»  “وقتی مسیح به‌خاطر ما ملعون شد، ما را از لعنت شریعت آزاد كرد. زیرا کتاب‌مقدّس می‌فرماید: «هرکه به دار آویخته شود ملعون است.» “

(غلاطیان 3:13)

 

‌آدم‌ تمام ‌پرندگان ‌و حیوانات ‌را نامگذاری كرد، ولی هیچ‌یک ‌از آنها همدم ‌مناسبی برای آدم‌ نبود كه‌ بتواند او را كمک‌ كند. “زیرا خون گاوها و بُزها هرگز نمی‌تواند گناهان را برطرف نماید. به این جهت وقتی مسیح می‌‌خواست به جهان بیاید فرمود:«تو خواهان قربانی و هدیه نبودی.امّا برای من بدنی فراهم كردی.از قربانی‌های سوختنی و قربانی‌های گناه خشنود نبودی.”

(عبرانیان 5-4: 10)

پس ‌خداوند، آدم ‌را به ‌خواب ‌عمیقی فرو بردعیسی مانند کسی که به خواب عمیقی فرو رفته است، می میرد.
وقتی او در خواب‌ بود یكی از دنده‌هایش‌ را برداشت ‌و جای آن‌ را به ‌هم‌ پیوست‌. سپس ‌از آن‌ دنده ‌زن ‌را ساخت ‌و او را نزد آدم‌ آورد.“آنگاه یكی از آن هفت فرشته كه هفت پیاله پر از هفت بلای آخر را به دست داشت آمد و به من گفت: «بیا، من عروس یعنی همسر برّه را به تو نشان خواهم داد.»”   (مکاشفه 21:9)

 

 

  روز هفتم در روز هفتم‌ خدا كار آفرینش‌ را تمام‌ كرد و از آن ‌دست ‌كشید.جسد عیسی مسیح به خاطر فرا رسیدن روز سبت در مزار باقی می ماند.

 

وقایع هر روز از دو هفته برعکس یکدیگر هستند و شباهتی بینشان وجود دارد. در پایان هر دو هفته، نوبر زندگی تازه آماده است تا در آفرینش دوباره برکت یابد. شخصیت  آدم و عیسی مسیح برعکس هم است.  قرآن درباره عیسی مسیح و آدم می نویسد:

“در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت باش پس وجود يافت .”

سوره ی آل عمران، آیه ی 59

کتاب انجیل در مورد آدم چنین می نویسد:

” با وجود این باز هم مرگ بر انسانهایی كه از زمان «آدم» تا زمان موسی زندگی می‌کردند، حاكم بود حتّی بر آنانی كه مانند «آدم»، از فرمان خدا سرپیچی نكرده بودند. آدم نمونهٔ آن كسی است، كه قرار بود بیاید.”    رومیان 5:14

و

“زیرا چنانکه مرگ به وسیلهٔ یک انسان آمد، همان‌طور قیامت از مردگان نیز به وسیلهٔ یک انسان دیگر فرا رسید و همان‌طور كه همهٔ آدمیان به‌خاطر همبستگی با آدم می‌میرند، تمام کسانی‌که با مسیح متّحدند، زنده خواهند شد.”

اول قرنتیان 22-21: 15

وقتی این دو هفته را با هم مقایسه می کنیم، می بینیم که آدم برعکس عیسی مسیح است. آیا واقعا خداوند برای آفرینش جهان نیاز به شش روز داشت؟ آیا او نمی توانست این کار را با یک امر انجام دهد؟ چرا او جهان را از این طریق و در طول شش روز خلق کرد؟ چرا خداوند با اینکه خسته نبود، در روز هفتم استراحت کرد؟! او همه ی این کارها را به گونه ای انجام داد که آخرین وقایع زندگی عیسی مسیح با هفته ی پیدایش همزمان و هماهنگ شوند. این موضوع مخصوصاً در روز ششم قابل رویت است. ما می توانیم این را به وضوح در جملات بکار برده شده در انجیل ببینیم. به عنوان مثال، به جای “عیسی مسیح مرد”، کتاب مقدس می گوید: “او آخرین نفسش را کشید”؛ این دقیقاً برعکس آدم است که “نفس زندگی و حیات” را از خدا دریافت کرد. این نشان می دهد خداوند از قبل می دانسته که قرار است در آینده چه اتفاقاتی رخ دهد؛ پطرس نیز بعد از رستاخیز عیسی مسیح به این مسئله اشاره کرده بود.

نمونه های بعدی در کتاب تورات

سپس تورات وقایع خاص را ثبت میکند؛ آیین ها و مراسم هایی که مربوط به مصلوب شدن عیسی مسیح در آینده است را، مشخص کرده و برگزار می کند. این اطلاعات به ما داده می شوند تا بفهمیم و درک کنیم که خدا این نقشه را از قبل تهیه کرده و از همه چیز با خبر است. ما قبلاً به برخی از مراحل و رویداد های اصلی نگاه کرده ایم. جدول زیر، خلاصه ای است از موضوعاتی که تاکنون مطالعه کرده ایم.

 

نمونه ها و علامت ها در کتاب توراتچگونه این نمونه به ما، علامتی را مربوط به مصلوب شدن عیسی مسیح نشان می دهد؟
نمونه و مثالی از زندگی آدموقتی آدم نافرمانی کرد، خدا با او درباره ی پسری سخن گفت؛ این پسر را یک زن (تنها) خواهد زایید.(یعنی او یک باکره خواهد بود) این پسر سر شیطان را له خواهد کرد و شیطان پاشنه ی پای او را خواهد زد.
نمونه و مثالی از زندگی هابیل و قابیل نیاز بود که قربانی بمیرد. قابیل میوه و سبزیجات (که بی جان به حساب می آمدند) را به عنوان قربانی تقدیم خدا کرد؛ اما هابیل، یکی از بره هایش را ذبح کرده، تقدیم کرد. خدا فقط قربانی تقدیمی هابیل را پذیرفت. این قربانی اشاره ای مستقیم به مصلوب و قربانی شدن عیسی مسیح دارد.
نمونه و مثالی از قربانی آوردن ابراهیمهزاران سال بعد از اینکه ابراهیم نبی می خواست پسرش را قربانی کند، درست در همان جا و مکان، عیسی مسیح به صلیب کشیده شد. ابراهیم در سخنان خود به این رخدادی که قرار بود در آینده اتفاق بیفتد، اشاره کرده بود. زمانی که قرار بود پسرش را قربانی کند، در آخرین لحظه، فرشته ی خدا بر او ظاهر شد و او را از انجام این کار منع کرد. به جای آن، قوچی را برای ابراهیم مهیا کرد و ابراهیم قوج را به عنوان قربانی تقدیم خدا کرد. بدین ترتیب قوچ کشته شد تا پسر ابراهیم زنده بماند. این به عیسی مسیح که “بره ی خدا” است، اشاره دارد. عیسی مسیح کشته شد تا ما زندگی کنیم.
نمونه و مثالی از زندگی موسیدر روز مهم و خاصی مثل عید پسح، بره ها را به عنوان قربانی تقدیم خدا می کردند. فرعون مصری به خاطر اینکه بره ای را تقدیم خدا نکرد، مرد؛ اما بنی اسرائیل با قربانی کردن بره ها، جانشان را حفظ کردند. صد ها سال بعد، درست در همان روز از تقویم، یعنی هنگام عید پسح، عیسی مسیح به صلیب کشیده و در این روز مهم قربانی شد.
نمونه و مثالی از زندگی هارونهارون برای حیواناتی که قرار بود قربانی شوند، مقررات و قوانین ویژه ای گذاشت. بنی اسرائیل به خاطر اینکه از گناهانشان تمیز شوند، می بایست قربانی ها تقدیم خدا

می کردند. حیوانی که قرار بود تقدیم معبد شود، می بایست حتما ذبح شود؛ به عبارتی دیگر کشته شود. فقط کاهنان معبد می توانستند این قربانی ها را از طرف مردم، در معبد مقدس، تقدیم خدا کنند. این موضوع هم به عیسی مسیح اشاره دارد؛ عیسی مسیح که کاهن اعظم است، زندگی خود را به عنوان قربانی، فقط به خاطر ما فدا و آنرا تقدیم خدا کرد.

در تورات، حضرت موسی در مورد عیسی مسیح می نویسد:

“شریعت موسی تصویر كاملی از حقایق آسمانی نبود، بلكه فقط از پیش دربارهٔ چیزهای نیكوی آینده خبر می‌داد. مثلاً سال به سال طبق شریعت همان قربانی‌ها را تقدیم می‌کردند ولی با این وجود، عبادت‌كنندگان نتوانستند به كمال برسند.”

عبرانیان 10:1

عیسی مسیح در مورد کسانی که به او ایمان نیاوردند، این چنین می گوید:

” من به نام پدر خود آمده‌ام و شما مرا نمی‌پذیرید، ولی اگر کسی خودسرانه بیاید از او استقبال خواهید كرد. شما كه طالب احترام از یكدیگر هستید و به عزّت و احترامی كه از جانب خدای یكتا می‌آید توجّهی ندارید، چگونه می‌توانید ایمان بیاورید؟ گمان نكنید كه من در پیشگاه پدر، شما را متّهم خواهم ساخت، کسی دیگر، یعنی همان موسی كه به او امیدوار هستید، شما را متّهم می‌نماید. اگر شما به موسی ایمان می‌داشتید به من نیز ایمان می‌آوردید، زیرا او دربارهٔ من نوشته است.امّا اگر به نوشته‌های او ایمان ندارید، چگونه گفتار مرا باور خواهید كرد؟»”

انجیل یوحنا، 47-43: 5

همچنین در آیه ای دیگر، عیسی مسیح در مورد ماموریتش، با شاگردانش بیشتر حرف می زند:

” و به ایشان فرمود: «وقتی هنوز با شما بودم و می‌گفتم كه هرچه در تورات موسی و نوشته‌های انبیا و زبور دربارهٔ من نوشته شده، باید به انجام برسد، مقصودم همین چیزها بود.»”

انجیل لوقا 24:44

می بینیم که عیسی مسیح به روشنی بیان کرد که در تمامی کتب مقدس، در مورد او نبوت شده است. ما می توانیم آن نبوت ها را اینجا بخوانیم. تورات از وقایعی سخن می گوید که به آمدن عیسی مسیح اشاره دارند و نوشته های بعدی پیامبران، پیشگویی هایی است راجع به تولد، مرگ و رستاخیز او.

در اینجا می توانیم در مورد چگونگی پذیرش هدیه ی عیسی مطالبی را بخوانیم؛ این هدیه، زندگی ابدی است که او به ما تکلیف می دهد.

تاریخ و کتاب قرآن: آیا عیسی مسیح بر روی صلیب جان داد؟

ما به بررسی این سوال خواهیم پرداخت.

برای روشن شدن این موضوع، ما به برده شدن حجرالاسود و یا همان سنگ سیاه از کعبه (318 هجری قمری) خواهیم پرداخت. معمولا کسانی که مصلوب شدن عیسی را انکار می کنند، از سوره ی زیر برای بیان افکارشان استفاده می کنند.

“و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند قطعا در مورد آن دچار شك شده‏ اند و هيچ علمى بدان ندارند جز آنكه از گمان پيروى مى كنند و يقينا او را نكشتند.”

سوره ی النساء، آیه ی 157

آیا عیسی مسیح کشته شده است؟

دقت کنید که این آیه نمی گوید که عیسی مسیح نمرد؛ این آیه می گوید که یهودیان “نه او را کشتند و نه مصلوبش کردند…”، که این با جمله ی قبلی فرق دارد. کتاب مقدس به ما می گوید که یهودیان عیسی مسیح را دستگیر کردند و او را برای بازجویی و پرسش و پاسخ، پیش کاهن اعظم بردند:

“صبح زود عیسی را نزد قیافا به کاخ فرماندار بردند. یهودیان به کاخ وارد نشدند، مبادا ناپاک شوند و نتوانند غذای پسح را بخورند.”

انجیل یوحنا، آیه ی28

پونتیوس پیلاطس، فرماندار رم بود؛ در آن زمان سرزمین اسرائیل تحت اشغال رومیان یود، بدین ترتیب یهودیان نمی توانستند امری صادر و عیسی را اعدام کنند. فرماندار رم، می بایست تصمیمی می گرفت. او عیسی را بدست سربازان خود، که آنها نیز رومی بودند، سپرد.

“سرانجام پیلاطس عیسی را به دست آنها سپرد تا مصلوب شود. پس آنها عیسی را تحویل گرفتند.”

19:16انجیل یوحن

بنابراین، می بینیم که این رومیان بودند که او را به صلیب کشیدند. هنگامی که یکی از شاگردان عیسی، رهبران یهودی را متهم کرد، چنین گفت:

“خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای اجداد ما، بندهٔ خود عیسی را به جلال رسانیده است. آری، شما عیسی را به مرگ تسلیم نمودید و در حضور پیلاطس او را رد كردید، در حالی‌كه پیلاطس تصمیم گرفته بود او را آزاد كند.”

اعمال رسولان، 3:13

رهبران یهودی، عیسی مسیح را به رومیان تحویل دادند و رومیان نیز او را به صلیب کشیدند؛ بعد از آنکه بر روی صلیب جان سپرد، جسد او را در داخل قبرستانی گذاشتند:

“در نزدیكی محلی كه او مصلوب شد، باغی بود و در آن باغ قبر تازه‌ای قرار داشت كه هنوز کسی در آن دفن نشده بود.چون روز قبل از سبت بود و قبر هم در همان نزدیكی قرار داشت، جسد عیسی را در آنجا دفن كردند.”   انجیل یوحنا، 42-41

همانطور که در بالا خواندیم، سوره ی الانساء، در مورد مصلوب نشدن عیسی مسیح توسط یهودیان حرف می زند؛ این کاملا درست است، زیرا که او به دست رومیان مصلوب شد.

سوره ی مریم و مرگ عیسی مسیح

سوره ی مریم برای ما این موضوع را روشن می کند که آیا عیسی مسیح مرده است یا نه.

“و درود بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‏ ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى ‏شوم. اين است [ماجراى] عيسى پسر مريم [همان] گفتار درستى كه در آن شك مى كنند.”

سوره ی مریم، آیه ی 33 تا 34

در این آیات به روشنی بیان شده است که عیسی مسیح از قبل مرگ خود را می دانست. انجیل در این باره چنین می نویسد.

نظریه ی “کشته شدن یهودای اسخریوطی به جای عیسی مسیح”

نظریه ی تغییر چهره ی یهودا و شبیه شدن او به عیسی مسیح، خیلی شنیده می شود: “روحانیون یهودی یهودا (که شبیه عیسی بود) را دستگیر کردند؛ سربازان رومی، یهودا (که شبیه عیسی بود) را به صلیب کشیدند و سپس او را دفن کردند”. طبق این نظریه، عیسی مسیح نمرده و به آسمان ها عروج کرده است. در قرآن و در کتاب مقدس، رویداد ها اینگونه به تصویر نکشیده شده است. با این حال، این نظریه به صورت گسترده در میان مردم پخش شده است. در ادامه به بررسی بیشتر این نظریه می پردازیم.

عیسی مسیح در تاریخ

شواهد و اسناد  تاریخی درباره ی عیسی مسیح و مرگش موجود می باشند. بیایید دو مورد از آنها را بررسی کنیم. تاسیتوس  سناتور و تاریخ‌ نگاری رومی بود. او در یکی از نوشته های خود، که راجع به نرون کلاودیوس، امپراتور روم بود، از عیسی مسیح نیز نام برد:

“به خاطر جنایات وحشتناکی که مرتکب شده بودند، همه از مسیحیان متنفر بودند. نرون آنها را با شدیدترین عذابها مجازات کرد. معلم آنها، مسیح، در زمان سلطنت پونتیوس پیلاطس، حاکم رومی، کشته شد. با وجود این، آنها فعالیت خود را نه تنها در یهودیه بلکه در سراسر روم از سر گرفتند.”  تاسیتوس، سالنامه ها، xv. 44

تاسیتوس موارد زیر را در مورد عیسی مسیح تایید می کند:

  • او یک شخصیت تاریخی بوده است؛
  • او به دستور پونتیوس پیلاطس، به صلیب کشیده شده است؛
  • شاگردان عیسی مسیح، بعد از مرگ او، رسالت و ماموریت خود را از یهودیه شروع کردند؛
  • در سال 65 بعد میلاد، در زمان سلطنت نرون، آنها به تبلیغ مسیحیت از یهودیه تا سراسر رم پرداختند، طوری که امپراتور روم مجبور به مقابله با آنها شد.

یوسف فلاوی یک تاریخ‌ نگار یهودی – رومی و زندگی‌نامه‌ نویس بزرگان دینی و شاهان اجدادی یهود بود که تاریخ یهود را با تاکید ویژه بر سده نخست میلادی ثبت کرده‌ است. او در مورد عیسی مسیح نیز مطالبی نوشته است:

“در آن زمان مرد خردمند و عاقلی به نام عیسی وجود داشت. او مهربان و پاک بود. بسیاری از یهودیان و غیر یهودیان مرید او شدند. پونتیوس پیلاطس دستور مرگ او را داد. با این حال شاگردانش راه او را ادامه دادند. به گفته ی شاگردانش، او سه روز پس از مرگش، زنده شده و به آنها ظاهر شده است.

” یوسف فلاوی،  Antiquities xviii. 33

یوسف فلاوی موارد زیر را تایید می کند:

  • عیسی مسیح شخصیت واقعی است؛
  • او رهبر دینی بوده است؛
  • او به دستور پونتیوس پیلاطس، حاکم رومی کشته شده است؛
  • بعد از مرگ عیسی، شاگردانش رستاخیزش را به همگان اعلام کردند.

از این نوشته های تاریخی می توان به این نتیجه رسید که مرگ عیسی مسیح برای همه معلوم و روشن بوده است و شاگردانش زنده شدن او را در سراسر روم اعلام کرده بودند.

دیدگاه تاریخی کتاب مقدس

در کتاب اعمال رسولان آمده است که چند هفته پس از مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب، شاگردان وی رستاخیزش را در معبد اورشلیم به همگان اعلام کردند:

“هنوز سخن ایشان با قوم به پایان نرسیده بود كه كاهنان به اتّفاق فرماندهٔ پاسداران معبد بزرگ و پیروان فرقهٔ صدوقی بر سر آنان ریختند. آنان از اینکه رسولان، قوم را تعلیم می‌دادند و به اتّكای رستاخیز عیسی، رستاخیز مردگان را اعلام می‌کردند، سخت ناراحت شده بودند. پس پطرس و یوحنا را گرفتند و چون نزدیک غروب بود تا روز بعد ایشان را در زندان نگه داشتند، امّا بسیاری از کسانیکه آن پیام را شنیده بودند، ایمان آوردند و تعداد مردان ایشان به حدود پنج هزار نفر رسید. روز بعد، رهبران یهود و مشایخ و علما در اورشلیم جلسه‌ای تشكیل دادند. «حنا» كاهن اعظم و قیافا و یوحنا و اسكندر و همهٔ اعضای خانوادهٔ كاهن اعظم حضور داشتند. رسولان را احضار كردند و از آنان سؤال نمودند: «با چه قدرت و به چه نامی این كار را کرده‌اید؟»  پطرس پر از روح‌القدس جواب داد: «ای سران قوم و ای مشایخ اسرائیل، اگر امروز به‌خاطر کار نیكویی كه در مورد یک مرد علیل انجام شد، از ما بازپرسی می‌کنید و می‌خواهید بدانید كه او به چه وسیله شفا یافته است، همهٔ شما و همهٔ قوم اسرائیل بدانید كه این مرد که امروز به قدرت نام عیسی مسیح ناصری، كه شما او را روی صلیب كشتید و خدا او را زنده گردانید، کاملاً شفا یافته و ایستاده است. این همان سنگی است كه شما بنّایان آن را خوار شمردید و رد كردید ولی اکنون مهمترین سنگ بنا شده است. در هیچ‌ كس دیگر، رستگاری نیست و در زیر آسمان هیچ نامی جز نام عیسی به مردم عطا نشده است تا به وسیلهٔ آن نجات یابیم.» وقتی آنان جسارت پطرس و یوحنا را مشاهده كردند و پی بردند كه افرادی درس نخوانده و معمولی هستند، متعجّب شدند و دانستند كه از یاران عیسی بوده‌اند. وقتی شخص شفا یافته را همراه پطرس و یوحنا دیدند، نتوانستند گفتار آنان را تكذیب نمایند. پس به ایشان امر كردند، كه از شورا بیرون بروند و سپس دربارهٔ این موضوع مشغول بحث شدند و گفتند: «با این افراد چه كنیم؟ چون همهٔ ساكنان اورشلیم می‌دانند كه معجزه‌ای چشمگیر به وسیلهٔ ایشان انجام شده است و ما نمی‌توانیم منكر آن بشویم. امّا برای اینكه این جریان در میان قوم بیش از این شایع نشود، به آنان اخطار كنیم، كه دیگر دربارهٔ عیسی با كسی سخن نگویند.»”

اعمال رسولان، 17-1: 4

“در این هنگام كاهن اعظم و دستیاران او یعنی فرقهٔ صدوقی از روی حسد اقداماتی به عمل آوردند: آنها رسولان را گرفتند و به زندان عمومی انداختند امّا همان شب فرشتهٔ خداوند درهای زندان را باز كرد و آنان را بیرون برد و به ایشان گفت: «بروید و در معبد بزرگ بایستید و در مورد این حیات تازه با همه صحبت كنید.» پس آنان این را شنیدند و به آن عمل كردند و صبح زود به معبد بزرگ رفته به تعلیم پرداختند. كاهن اعظم و دستیاران او، اعضای شورا و مشایخ اسرائیل را فراخوانده جلسه‌ای تشكیل دادند و كسانی را فرستادند تا رسولان را از زندان بیرون بیاورند. وقتی مأموران وارد زندان شدند، آنان را نیافتند. پس بازگشتند و گزارش داده گفتند: «ما دیدیم كه درهای زندان کاملاً بسته بود و نگهبانان در جلوی درها سر خدمت حاضر بودند؛ ولی وقتی در را باز كردیم، هیچ‌كس را نیافتیم.» هنگامیكه فرماندهٔ پاسداران معبد بزرگ و سران كاهنان این را شنیدند، حیران ماندند كه چه به سر رسولان آمده و عاقبت كار چه خواهد شد. در این هنگام شخصی جلو آمد و گفت: «زندانیان شما در معبد بزرگ ایستاده‌اند و قوم را تعلیم می‌دهند.» پس فرمانده با پاسداران معبد بزرگ رفت و آنان را آورد، البتّه بدون اِعمال زور زیرا می‌ترسیدند كه قوم آنان را سنگسار كنند. رسولان را آوردند و در برابر شورا بپا داشتند و كاهن اعظم بازپرسی را چنین آغاز كرده گفت: «مگر ما اكیداً به شما اخطار نكردیم كه دیگر به این نام تعلیم ندهید؟ امّا شما برخلاف دستور ما اورشلیم را با تعالیم خود پر کرده‌اید و می‌کوشید كه خون این شخص را به گردن ما بیندازید.» پطرس و رسولان پاسخ دادند: «از خدا باید اطاعت كرد، نه از انسان. خدای نیاکان ما همان عیسی را كه شما مصلوب كرده و كشتید زنده گردانید و به عنوان سرور و نجات‌دهنده با سرافرازی در سَمت راست خود نشانید تا فرصت توبه و آمرزش گناهان را به بنی‌اسرائیل عطا فرماید و ما شاهدان این امور هستیم یعنی ما و روح‌القدس كه خدا به مطیعان خود بخشیده است.» هنگامیكه این را شنیدند، چنان خشمگین شدند كه تصمیم گرفتند آنان را بكشند. امّا شخصی از فرقهٔ فریسی به نام غمالائیل كه استاد شریعت و پیش همهٔ مردم محترم بود در مجلس بپا خواست و دستور داد كه متّهمان را مدّتی بیرون برند. سپس به حاضران گفت: «ای اسرائیلیان مواظب باشید كه با اینها چه می‌کنید. مدّتی قبل شخصی به نام تئودا برخاست و با این ادّعا كه شخص مهمی است، تقریباً چهارصد نفر را دور خود جمع كرد. امّا او به قتل رسید و همهٔ پیروانش از هم پاشیده شدند و تمام نقشه‌های او نقش بر آب شد. یهودای جلیلی هم در زمان سرشماری برخاست و گروهی را به دنبال خود كشید، امّا او هم از بین رفت و پیروانش پراكنده شدند و امروز این را به شما می‌گویم كه با این افراد كاری نداشته باشید. آنها را به حال خود بگذارید، زیرا اگر نقشه و كاری كه دارند از آن انسان باشد، به ثمر نخواهد رسید؛ امّا اگر از آن خدا باشد، شما نمی‌توانید آنها را شكست دهید. چون در این صورت شما هم جزء كسانی خواهید شد، كه با خدا ستیزه می‌کنند.» آنان به نصیحت او گوش دادند. رسولان را احضار كردند و پس از آنکه آنها را با شلاّق زدند، به آنان اخطار كردند كه باید از سخن گفتن به نام عیسی دست بردارند. سپس آنها را آزاد ساختند. پس رسولان چون خدا آنان را شایسته دانسته بود كه به‌خاطر نام عیسی بی‌حرمتی ببینند شادی‌ كنان از حضور شورا بیرون رفتند و همه روزه در معبد بزرگ و در خانه‌ها به تعلیم و اعلام این مژده كه عیسی، مسیح موعود است، ادامه دادند.”

اعمال رسولان،  41-17: 5

توجه کنید که چگونه رهبران یهودی سخت تلاش می کردند تا آنها را ساکت کنند. امروزه نیز شاهد چنین واکنش هایی از سوی بعضی دولتمردان هستیم؛ آنها مسیحیان را دستگیر، تهدید و شکنجه می کنند و حتی در برخی موارد می کشند. همانطور که خواندیم، شاگردان عیسی، در شهر اورشلیم موعظه می کردند. چند هفته پیش در آن شهر مردی شبیه به عیسی مسیح در ملاعام اعدام شد و سپس به خاک سپرده شد. آن مرد که بود؟ آیا او عیسی مسیح بود یا یهودا، که به او از نظر ظاهری شباهت داشت؟

بیایید این مسئله را از هر نظر مورد بررسی قرار بدهیم و نتیجه های منطقی را انتخاب بکنیم.

مقبره و جنازه ی عیسی مسیح

در مورد مسئله ی مقبره، دو گزینه وجود دارد؛ مقبره یا خالی است و یا جنازه ای در داخلش وجود دارد. هیچ گزینه دیگری نمی تواند وجود داشته باشد.

فرض کنید که یهودا را اشتباهی، به خاطر شباهتش به عیسی مسیح، به جای او مصلوب کردند و سپس جنازه اش را در مقبره ای گذاشتند. حال به اتفاقات بعدی فکر کنید. کتاب های به جامانده از آرشیو های تاریخی به ما می گویند که اندکی پس از مرگ او بر روی صلیب، شاگردانش در اورشلیم به تبلیغ و تعلیم آموزه های او پرداختند. همچنین در این کتاب ها می خوانیم که مقامات آن زمان علیه ی آنها اقدامات جدی انجام داده بودند. حال اگر فرض کنیم، یهودا به خاطر شباهتش به عیسی به جای او کشته شده است، پس جنازه ی او می بایست طبق این فرضیه در مقبره باشد. شاگردان عیسی و تقریبا همه اشتباه تصور می کردند و در واقع بنا بر این فرضیه این جسد متعلق به یهودا می باشد.

این سوال پیش می آید که چرا رهبران رومی و یهودی در اورشلیم، به جای دستگیری، شکنجه و کشتن شاگردان، جنازه ای که در مقبره بود را برای افشای دروغ حواریون به مردم نشان ندادند؟ اگر جنازه ای در قبرستان بود، بی شک آنها، آنرا برای اثبات سخنانشان استفاده می کردند؛ اما آنها این کار را انجام ندادند، زیرا که جنازه ای در مقبره نبود و قبرستان خالی بود.

مثالی از الحجر الأسود، کعبه و مساجد موجود در شهر های مکه و مدینه

در سال ۳۱۷ هجری قرمطیان به مکه هجوم بردند و حجر الاسود را نیز به سرزمین خود، احساء بحرین بردند و آن سنگ مدت بیست و دو سال در یک خانه نصب بود تا اینکه در سال ۳۳۹ در زمان حکومت مطیع الله عباسی با وساطت ابوعلی علوی، حجرالاسود را که اکنون شکسته بود به مکه منتقل کرده و آنگاه در جایگاه کنونی آن در کعبه نصب نمودند. ممکن است این سنگ در جای خود نباشد.

این وضعیت را تصور کنید: در مسجد جامع مکه (مسجدالحرام)، گروهی شروع به سخنرانی می کنند و اعلام می نمایند که سنگ حجر الاسود دیگر در کعبه وجود ندارد. آنها چنان قانع کننده صحبت می کنند که زائرانی که در مسجد هستند شروع به باور کردن ناپدید شدن سنگ سیاه می کنند. خادم الحرمین الشریفین، چگونه می توانند با این مسئله مقابله کنند؟ (خادم الحرمین الشریفین لفظی تاریخی و لقبی احترام‌آمیز، به معنای محافظ یا کلیددار دو مسجد از مقدس‌ترین مساجد اسلامی، مسجدالحرام در مکه و مسجدالنّبی در مدینه است. پادشاهان آل سعود، به صورت رسمی و در مکاتبات اداری با این لقب خطاب می‌شوند). اگر سخنان آن گروه ساختگی و دروغ و سنگ در مکه باشد، بهترین راه این است که سنگ را بیرون آورده به همه نشان بدهند. با این کار بلافاصله مسئله حل خواهد شد. مجاورت سنگ حجرالاسود با مسجدی در نزدیکی مکه این امکان را فراهم می کند تا نگهبانان به راحتی آنرا به مردم نشان دهند. اگر نگهبانان نتوانند سنگ را نشان دهند، این بدان معنی است که سنگ دوباره مانند سال 317 قبل از میلاد به سرقت برده شده است.اما اگر این گروه این سخنان را در مسجد النبی در شهر مدینه یه مردم می گفتند، به خاطر فاصله ی زیاد بین کعبه و مسجد النبی (حدود 450 کیلومتر)، کار محافظان سختتر می شد و آنها به این راحتی ها نمی توانستند سنگ را به مردم مدینه نشان دهند.

به عبارتی دیگر، هر چه فاصله ی مکانی که آن سخنان بیان شد به جایی که سنگ حجر الاسود بود نزدیک باشد، اثبات دروغ بودن شایعات راحتتر و سریعتر است.

رهبران یهودی که رستاخیز عیسی مسیح را قبول نداشتند، برای اثبات سخنان خود در مقابل شاگردان مسیح، جنازه را به جمعیت نشان ندادند

مثالی که در بالا دیدیم را نیز می توانیم برای مسئله ی جنازه ی مسیح تطبیق کنیم. اگر فرض کنیم که یهودا، اشتباهی، فقط به خاطر شباهتش به مسیح به صلیب کشیده شده و بعد در قبرستانی دفن شده است، باید بدانیم که فاصله ی آن مقبره با معبدی که روحانیون یهودی در آنجا بودند، فقط چند متر بوده است. شاگردان عیسی مسیح با صدای بلند در مورد زنده شدن او برای مردم موعظه می کردند؛ این بدان معنی است که همه به راحتی سخنان آنها را می شنیدند. رهبران یهودی می توانستند جسد یهودا را برای اثبات دروغ گویی شاگردان، به مردم نشان دهند. با اینکه فاصله معبد تا آن مقبره فقط چند متر بود، آنها اینکار را انجام ندادند؛ دلیلش خیلی روشن و واضح است: جسدی در مقبره وجود نداشت.

هزاران نفر در شهر اورشلیم به سخنان شاگردان عیسی مسیح ایمان آوردند

در آن زمان، هزاران نفر در اورشلیم به سخنان شاگردان عیسی مسیح ایمان آوردند؛ لازم به یادآوری است که این موعظه ها در مورد زنده شدن عیسی مسیح بود.

اگر شما هم در میان جمعیتی بودید که به سخنان پطرس گوش می داد، آیا برای اطمینان، به بررسی مقبره می رفتید؟ اگر جنازه ی یهودا (بر اساس فرضی که گفته بودیم)، در قبر بود، کسی به سخنان شاگردان باور نمی کرد. خالی بودن مقبره ی عیسی، باعث ایمان هزاران نفر به سخنان شاگردان مسیح شد و این فرضیه ی “مصلوب شدن اشتباهی یهودا به خاطر شباهتش به مسیح” را بی اساس خواند.

فرضیه ی “مصلوب شدن اشتباهی یهودا به خاطر شباهتش به مسیح” نمی تواند توضیحی برای مقبره ی خالی داشته باشد

مشكل اين نظريه این است که بر اساس آن می بایست جنازه ای در مقبره وجود داشته باشد، ولی جنازه ای در کار نیست و قبر خالی است. شاگردان عیسی مسیح، در شهری که او به صلیب کشیده شده بود، در مورد زنده شدنش موعظه کردند. این حادثه فقط چند هفته بعد از عید پنطیکاست رخ داد.

فقط دو گزینه وجود داشت: 1. یا جنازه ی یهودا که به دلیل شباهتش به عیسی مسیح اشتباهی مصلوب شده بود، در مقبره وجود داشت، و یا 2. مقبره خالی بود و عیسی مسیح واقعا زنده شده بود. گزینه ی اول را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که قبر خالی است و جنازه ای در آن وجود ندارد. حال با همه ی این دلایل به این نتیجه ی دیگری دست می یابیم: “عیسی مسیح توسط رومیان مصلوب شده و سپس بعد از مرگ زنده شده است. در اینباره بارها پیشگویی و نبوت شده است و مسیح با این کارش به ما زندگی نو را پیشنهاد می کند.

با بررسی و تحقیق بیشتر بر روی این مسئله، بیایید نظری به نوشته های پژوهشگر و محقق جوزف ال. کامینگ بیاندازیم؛ این نوشته ها در مورد ادبیات اهل سنت، نظرات و دیدگاه های روحانیون سنی می باشند.

 

 

عید پنجاهه یا پنطیکاست- میانجی که برای دادن قدرت و نشان دادن راه درست آمد

 

سوره ی البلد و النصر، در مورد شهر و جمعیتی حرف می زنند که برای پرستش خدای حقیقی آمده بودند:

“سوگند به اين شهر و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى.”

سوره ی البلد، آیه ی 1-2

“چون يارى خدا و پيروزى فرا رسد و ببينى كه مردم دسته‏ دسته در دين خدا درآيند، پس به ستايش پروردگارت نيايشگر باش و از او آمرزش خواه كه وى همواره توبه‏ پذير است.”

سوره ی النصر، آیه ی 1 تا 3

دقیقا پنجاه روز پس از برخاستن مسیح از مرگ، آنچه که در سوره های البلد و النصر شرح داده شده است، اتفاق افتاد. در شهر اورشلیم، شاگردان عیسی مسیح، درباره ی آنچه در زندگیشان رخ داده بود با مردم صحبت می کردند. آنها به واسطه قدرت و راهنمایی های روح القدس این کارها را انجام می دادند؛ نتیجه ی همه ی این ها جشن، عید، شکرگزاری ها و بخشش ها شد. ما هم می توانیم مانند آنها این نعمت ها را تجربه و زندگی کنیم. بیایید تاریخ این روز خاص را یاد بگیریم.

عیسی مسیح در روز عید پاک مصلوب شد، اما در روز یکشنبه زنده شد و از مرگ برخاست. او با غلبه بر مرگ، هدیه ی زندگی جاوید را به هرکسی که آن را از او طلب کند، می دهد. عیسی پس از زنده شدن، به مدت 40 روز با شاگردان خود وقت گذراند، تا آنها در مورد زنده شدن او به یقین و اطمینان برسند. سپس به آسمان عروج کرد. اما قبل از رفتن، دستورات زیر را به شاگردانش داد:

“پس بروید و همهٔ ملّتها را شاگرد من سازید و آنها را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید و تعلیم دهید كه همهٔ چیزهایی را كه به شما گفته‌ام، انجام دهند و بدانید كه من هر روزه تا آخر زمان با شما هستم.” انجیل متی، 20-19: 28

او به شاگردان خود قول داد که تا همیشه با آنها خواهد بود، ولی با این حال به آسمان عروج کرد. در این صورت او چگونه می تواند همراه شاگردان و حتی من و شما باشد؟

پاسخ این سوال را اتفاق بعدی خواهد داد. در هنگام شام آخر، قبل از دستگیری، عیسی مسیح با شاگردان خود درباره ی آمدن میانجی صحبت کرد. این میانجی، 50 روز بعد از رستاخیز مسیح آمد. آن روز پنطیکاست نامیده می شود. این روز به عنوان عید پنجاهه جشن گرفته می‌شود. باید دقت کنیم که دلیل اصلی آمدن میانجی در این روز چه بوده است. این نشانه ای از طرف خداوند و هدیه ای شکوهمندی برای ماست.

چه اتفاقی در روز پنطیکاست رخ داده است

تمامی این وقایع به طور مفصل در کتاب اعمال رسولان فصل 2 شرح داده شده است. در آن روز، روح القدس از جانب خدا بر شاگردان عیسی مسیح نازل شد و آنها شروع به حرف زدن به زبانهای مختلف که تا آن زمان نمی دانستند، کردند. این حادثه چنان هیجانی بر پا کرد که هزاران نفر برای تماشای آنچه اتفاق افتاده بود به اورشلیم آمدند. در مقابل جمعیت زیادی که در آنجا جمع شده بودند، پطرس اولین موعظه اش را کرد. در آن روز حدود 3000 نفر به عیسی مسیح ایمان آوردند (نگاه کنید به اعمال رسولان، 2:41). از روز پنطیکاست تا به امروز، تعداد کسانی که به عیسی مسیح ایمان آورده اند روز به روز افزایش می یابد. روز پنطیکاست مصادف با برگزاری عید دیگری شد؛ درست مثل مصادف شدن روز به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح با روز عید پاک. این عید از زمان موسی، در میان یهودیان برگزار می شد.

پنطیکاست و رابطه ی آن با تورات: کتاب تورات این روز را چگونه به تصویر کشیده است

موسی (1500 قبل از میلاد) دستور برگزاری چند عید را به یهودیان داده بود. عید پاک، اولین عید یهودیان است. همانطور که خواندیم، عیسی در این روز به صلیب کشیده شد. کشته شدن او در این روز و مصادف بودن آن با مراسم قربانی کردن حیوانات تعیین شده، برای ما علامتی از جانب خداوند است.

عید دوم نوبرانه نام دارد که عیسی مسیح در آن روز زنده شد. از آنجا که او در روز عید نوبرانه زنده شد، به کسانی که به او ایمان بیاورند وعده ی زندگی جاوید داده شد.

درست 50 روز پس از عید نوبرانه، تورات به یهودیان دستور برگزاری جشن پنطیکاست را می دهد(کلمه ی پنطیکاست‘Pentecost’ از زبان یونانی آمده و به معنی پنجاهمین است). کلمه ی پنطیکاست در ابتدا به عید یهودیان نسبت داده شده است. این عید پنجاه روز بعد از عید فصح یعنی زمانیکه اولین محصول گندم درو می شود، برگزار شده و پس از آن محصول به خداوند تقدیم می شود. این عید، به عید هفته ها نیز مشهور است. یهودیان از زمان موسی تا زمان عیسی این عید را هر سال برگزار می کردند. زمانی که پطرس موعظه می کرد، یهودیان زیادی از سراسر دنیا برای جشن گرفتن این عید به شهر اورشلیم آمده بودند. در همان روز، روح القدس بر شاگردان عیسی مسیح نازل شد. امروزه نیز یهودیان این عید هفته ها را جشن می گیرند و آن را شاووعوت می نامند. بسیاری از یهودیان این عید را به عنوان پنطیکاست (πεντηκοστή، روز پنجاهم) می‌شناسند.

تورات دراینباره اینطور نوشته است:

“از هر خانواده دو قرص نان را به عنوان هدیهٔ مخصوص به حضور من بیاورید. هر قرص آن باید از دو کیلو آرد با خمیرمایه، پخته شده باشد و به عنوان نوبر محصول خود به حضور من تقدیم شود. همراه این نانها، هفت برّهٔ یک سالهٔ سالم و بی‌عیب، یک گوساله و دو قوچ را به عنوان قربانی سوختنی با هدایای آردی و نوشیدنی به حضور خداوند تقدیم کنید. بوی این قربانی‌ها که بر آتش تقدیم می‌شوند، برای خداوند خوشایند است.”

لاویان 17-16: 23

پنطیکاست: علامتی از جانب خداوند

همانطور که گفتیم، روح القدس در روز پنطیکاست بر شاگردان نازل شد. عیسی مسیح در روز عید پاک مصلوب و در روز عید نوبرانه از مرگ برخاست و زنده شد. همه ی این اتفاق ها، نشانه هایی هستند که از جانب خداوند برای ما فرستاده شده اند. می دانیم که یک سال برابر است با 365 روز؛ با این وجود، چرا بین این همه روز، مصلوب شدن عیسی، رستاخیزش و نازل شدن روح القدس می بایست با اعیاد مهم یهودیان مصادف شوند؟ آیا این نشانه ای از طرف خداوند نیست؟

پنطیکاست: میانجی قدرت تازه ای خواهد داد

پطرس وقتی در مورد روح القدس توضیح می داد، به سخنان یوئیل نبی استناد کرد. یوئیل نبی سال ها پیش از تولد مسیح، پیشگویی کرده بود که روزی فرا خواهد رسید که در آن روز روح خدا بر تمامی انسان ها نازل خواهد شد. این پیشگویی در روز پنطیکاست تحقق یافت.

همانطور که دیدیم، پیامبران ماهیت تشنگی معنوی را که باعث گناه کردن انسان ها می شود، به ما نشان داده اند. آنها در مورد عهد و وعده ی جدید نیز نبوت کرده اند؛ وقتی که آن روز فرا رسد، قوانین الهی بر روی قلب هایمان حک خواهد شد نه بر روی سنگ و یا کاغذی. فقط زمانی که این قوانین بر قلب هایمان حک شوند، قدرت و توانایی حفظ و انجام کامل آنها را خواهیم داشت. در روز پنطیکاست، این پیشگویی با نازل شدن روح القدس تحقق یافت.

دلیل دیگر اینکه کتاب انجیل “خبر خوش” نامیده می شود این است که انجیل به ما قدرت می دهد تا بهتر زندگی کنیم؛ یعنی زندگی که در آن خدا و انسان باهم متحد هستند. این وحدت نتیجه ی بودن روح خدا در درون انسان است. همانطور که در کتاب اعمال رسولان فصل دوم، نوشته شده است، این از روز پنطیکاست شروع شد. اکنون می توان زندگی را با خدا از طریق روح القدس در سطح دیگری زندگی کرد. خبر خوش نیز این است. خداوند به واسطه ی روح القدس، ما را از داخل راهنمایی می کند. کتاب مقدس این مسئله را اینطور توضیح می دهد:

“شما نیز وقتی پیام حقیقت یعنی مژدهٔ نجات خود را شنیدید و به او ایمان آوردید، با او متّحد شدید و خدا با اعطای روح‌القدس، كه قبلاً وعده داده بود مهر مالكیّت خود را بر شما نهاده است. روح خدا ضامن آن است كه ما آنچه را او به قوم خود وعده داده است، خواهیم یافت و به ما اطمینان می‌دهد كه خدا به متعلّقان خود آزادی كامل خواهد بخشید، پس جلال و شكوه خدا را بستاییم.”

افسسیان 14-13: 1

“اگر روح خدا كه مسیح را پس از مرگ زنده گردانید، در وجود شما ساكن باشد، همان‌طور كه او را پس از مرگ زنده گردانید، به وسیلهٔ همان روح‌‌القدس كه در شما ساكن است، به جسم فانی شما هم حیات خواهد بخشید.

رومیان 8:11

” نه تنها خلقت، بلكه ما نیز كه روح خدا را به عنوان اولین نمونهٔ عطایای خدا دریافت كرده‌ایم، در درون خود می‌نالیم و در انتظار آن هستیم كه خدا ما را فرزندان خود بگرداند و كلّ بدن ما را آزاد سازد.”

رومیان8:23

روح القدسی که در درون انسان زندگی می کند، دومین نوبر است؛ زیرا این روح مانند مهری است که تضمین زندگی بهتر و فرزند خداوند شدن ما را می دهد. این روح زندگی معنوی ما را نیز تغییر می دهد.

 

انجیل زندگی جدیدی را به ما، که همیشه در صدد رعایت قوانین الهی بودیم ولی بیشتر اوقات شکست خوردیم، ارائه می کند. این زندگی نو، یک زندگی تجملی و یا شامل ثروت، موقعیت اجتماعی برتر، دارایی و سایر لذت های دنیوی نیست؛ سلیمان نبی این نوع زندگی و لذت هایش را پوچ می داند. کتاب انجیل دلیل به وجود آمدن این زندگی جدید را، زندگی کردن روح القدس در قلب هایمان می داند. خبر خوش این است که خداوند می خواهد در قلب ما مسکون شود و به ما قدرت بدهد. او می خواهد ما را به راه راست راهنمایی کند. نان بدون خمیر مایه که به مناسبت عید پنطیکاست در تورات پخته می شود، رمز زندگی پر برکتی است که در آینده منتظر ماست. به این نتیجه میرسیم که مصادف شدن دو عید پنطیکاست، علامتی واضح و روشن از جانب خداوند برای ماست.

 

کتاب مقدس چه می گوید؟

 

کتاب مقدس اولین کتاب در تاریخ است که در قالب کتاب در دسترس انسان ها قرار گرفته است. کتاب مقدس، کتاب مشهوری است که متعلق به همه ی مردم است. این کتاب تقریبا به تمامی زبان ها ترجمه  شده است. بسیاری از ملت ها تحت تاثیر این کتاب قرار گرفته اند. این کتاب پرخواننده ترین کتاب روی کره زمین است. لازم به ذکر است که این کتاب ضخیم و مطالب آن کمی پیچیده است. بیشتر ما موضوع و مطالبی که در این کتاب نوشته شده است را نمی دانیم یا نمی فهمیم. این مقاله جمله ای از کتاب مقدس را بررسی خواهد کرد و با استفاده از آن کار و ماموریت عیسی مسیح را توضیح خواهد داد.

کتاب مقدس برای حل مشکلات بزرگی که در پیش است، برای ما طراحی شده است. این مشکلات در سوره ی المجادلة شرح داده شده است. این سوره درباره ی روز قیامت نیز می نویسد:

“روزى كه خداوند همه آنان را بر مى‏ انگيزد و به آنچه كرده‏ اند آگاهشان مى‏ گرداند خدا [كارهايشان را] برشمرده است و حال آنكه آنها آن را فراموش كرده‏ اند و خدا بر هر چيزى گواه است. آيا ندانسته‏ اى كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مى‏ داند هيچ گفتگوى محرمانه‏ اى ميان سه تن نيست مگر اينكه او چهارمين آنهاست و نه ميان پنج تن مگر اينكه او ششمين آنهاست و نه كمتر از اين [عدد] و نه بيشتر مگر اينكه هر كجا باشند او با آنهاست آنگاه روز قيامت آنان را به آنچه كرده‏ اند آگاه خواهد گردانيد زيرا خدا به هر چيزى داناست.”

سوره ی المجادله، آیه ی 6 تا 7

سوره ی المجادله به ما می گوید هیچ رازی وجود ندارد که خداوند آن را نداند؛ خداوند از این توانایی اش در روز قیامت استفاده خواهد کرد.

سوره ی القيامة آن روز را “روز قیامت و رستاخیز” می نامد و خبر می دهد که در آن روز مردم در قبال اعمال خود در دنیا پاسخگو خواهند بود.

“آن روز انسان مى‏ گويد راه فرار كجاست؟ هرگز چنين نيست. راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد. آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مى كنند. بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است. هر چند در ظاهر براى خود عذرهايى بتراشد.”

سوره ی القیامه، آیه ی 10 تا 15

بنابراین، اگر در زندگیمان اعمال شرم آوری داریم، چه باید بکنیم؟ کتاب مقدس مطالبی برای کسانی که نگران این موضوع هستند، دارد.

کتاب مقدس و مطالبی که برای انسان های نگران آماده کرده است

 ما آخرین هفته از زندگی عیسی مسیح را با جزئیات مورد مطالعه قرار دادیم. کتاب انجیل می گوید که او در روز ششم، که جمعه ی خوب نام دارد، به صلیب کشیده و در روز یکشنبه زنده شد. در این باره پیشگویی های زیادی را در کتاب تورات، کتاب مزامیر و نوشته های پیامبران با هم خواندیم. چرا این اتفاقات، رخ داد؟ رخ دادن این اتفاق چه فایده ای در زندگی من و شما دارد؟ بیایید با هم ببینیم که عیسی مسیح به ما چه پیشنهادی دارد و ما چگونه می توانیم رحمت و بخشش را دریافت کنیم. با دانستن این موضوع، معنای قربانی ابراهیم در سوره ی الصافات و دعای “ما را به راه راست هدایت کن”  را در سوره ی الحمد خواهیم فهمید. در ادامه همچنین، به بررسی کلمه ی “مسلمان” و معنای آن “تسلیم شدن” خواهیم پرداخت. چرا  با اینکه وضو، زکات و حلال خوری کار های خوبی هستند، ولی برای روز قیامت ناکافی اند؟

خبر بد- پیامبران در مورد رابطه ی بین ما و خدا چه چیز هایی را نوشته اند

تورات در مورد آفرینش انسان این چنین می نویسد:

“پس ‌خدا انسان ‌را شبیه‌ خود آفرید. ایشان ‌را زن و مرد‌ آفرید.

پیدایش 1:27

منظور از “شبیه خود آفرید”، از نظر ظاهری و فیزیکی نیست، بلکه از نظر عاطفی، روحی، فکری و معنوی است که خداوند این شباهت ها را در هنگام خلقت انسان درون او قرار داد. ما آفریده شدیم تا با خدا در ارتباط باشیم. شکل بعدی این جملات را بهتر توضیح خواهد داد. در شکل میبینیم که خداوند، خالق قادر متعال، در بالا قرار دارد و زن و مرد در زیر قرار گرفته اند، زیرا که ما انسان ها موجودات فانی هستیم. رابطه ی انسان با خدا توسط فلش ​​نشان داده شده است.

در چهره او آفریده شده است ، مردم ساخته شده اند تا با خالق رابطه داشته باشند

همه چیز خدا، از جمله شخصیتش کامل و بی نقص است. او مقدس است. مزامیر می گوید:

“زیرا تو ای خدا، از شرارت بیزار هستی و گناهکاران به بارگاهت راه ندارند. متکبّران در پیشگاه تو نخواهند ایستاد و از همهٔ شریران نفرت داری.

مزامیر، 5-4: 5

آدم فقط یکبار نافرمانی کرد و خداوند بخاطر قدوسیت و کامل بودنش او را مجازات کرد. قرآن و تورات می نویسند که خداوند به دلیل نافرمانی آدم، او را فانی ساخت و از پیش خود راندنتیجه ی گناه آدم به ما هم مربوط می شود. وقتی ما گناه می کنیم، به خداوند بی احترامی می کنیم. بله این بی احترامی محسوب می شود، زیرا که ما برای گناه کردن و نا اطاعتی آفریده نشدیم. بدین ترتیب، روابطمان با خدا خراب می شود و بین ما و او، دیواری غیر قابل نفوذ به وجود می آید.

گناهان ما سدی محکم بین ما و خدای مقدس ایجاد می کند

آیا دین به ما کمک می کند تا این دیوار غیر قابل نفوذ را خراب کنیم

بسیاری از ما سعی می کنیم از طریق دین این دیوار را از بین ببریم. با انجام کار های خوب و نیک، در صدد تخریب این دیوار هستیم. دعا می کنیم، روزه می گیریم، حج را به جای می آوریم، به مسجد می رویم، زکات و صدقه می دهیم – همه ی این کارها را می کنیم تا این دیوار نابود شود. شکل بعدی خیلی خوب این موضوع را توضیح می دهد. ما فکر می کنیم که این کار ها می توانند بعضی  از گناهانمان را محو کنند. اگر کارهای خوبمان خیلی زیاد باشند، می توانیم از گناهانمان رهایی یابیم و رحمت و بخشش خدا را دریافت کنیم.

ما سعی می کنیم این مانع را با انجام کارهای خوب برای کسب لیاقت در برابر خداوند سوراخ کنیم

چند کار خوب باید انجام دهیم تا از گناه خلاص شویم؟ چگونه می دانیم و مطمئن هستیم که کارهای نیک ما برای از بین بردن گناهانمان و از بین بردن دیوار بین ما و خدا کافی خواهند بود؟ آیا نیت و تلاشمان برای انجام عمل صالح، برای این کافی است؟ ما جواب مطمئنی برای این سوال نداریم، بنابراین تا آنجا که ممکن است سعی خود را می کنیم و امیدواریم که تا روز قیامت و داوری کارهای خوبمان به اندازه و کافی باشند.

ما علاوه بر تلاش برای انجام کارهای نیک و شایسته، با حسن نیت تلاش می کنیم تمیز و پاک بمانیم. ما قبل از نماز وضو می گیریم. ما سعی می کنیم تا از انسان ها، اشیاء ها و مواد غذایی که می توانند ما را آلوده و نجس کنند، دوری کنیم، اما اشعیای نبی گفت:

“ما همه گناهکاریم و حتّی بهترین کارهای ما سرتاسر ناپاک است. به‌خاطر گناهانمان، ما مانند برگهای پژمرده‌ای هستیم که باد آنها را پراکنده می‌کند.”

اشعیای نبی، 64:6

منظور این پیامبر این است که هر کاری هم بکنیم، باز هم گناهکاریم و نمی توانیم با اعمال صالحمان آنها را از بین ببریم. این خبر خیلی بدی است. اما فقط این نیست. وضعیت از آنچه که ما می دانیم بدتر است.

خبر بدتر: قدرت گناه و مرگ

موسی نبی، آنچه را که قوانین شریعت از مردم می خواست به صراحت بیان کرد: قانون اطاعت کامل را طلب می کردقانون هیچ وقت از ما اطاعت نصفه کاره نخواست. در اصل، بار ها در قانون ذکر شده است که پاداش گناه مرگ استدر دوران زندگی نوح و زن لوط نیز می بینیم که به خاطر انجام گناه به مرگ محکوم شدند.

انجیل چنین می گوید

“پاداش گناه مرگ است…”

رومیان 6:23)

کلمه ی “مرگ” به معنای “جدایی” است. وقتی جان از بدن جدا می شود، بدن از نظر فیزیکی میمیرد. ما نیز از نظر روحانی و معنوی، از خداوند جداییم. به دلیل این هم او ما را مرده و ناپاک می داند.

این اشکال امید بستن به رهایی از گناهانمان با انجام کارهای صالح را به ما نشان می دهد. مسئله این است که تلاشمان برای انجام عمل صالح و کار های نیک خیلی خوب است ولی کافی نیست؛ زیرا که پاداش گناه مرگ است. یعنی اعمال ما در مقابل گناه قدرتی ندارد و فقط مرگ می تواند با مرگ مبارزه کند و این دیوار و جدایی را به پایان برساند. اگر این اتفاق بیفتد عدالت خدا هم برقرار می شود. تلاش های ما شبیه مبارزه با سرطان به واسطه ی تغذیه ی سالم است، که مسلما نتیجه ی آن مرگ خواهد بود؛ تغذیه ی سالم بد نیست ولی برای مبارزه با سرطان کافی نیست و نمی تواند سرطان را درمان کند. برای درمان سرطان به چیزی کاملاً متفاوت نیاز دارید – درمانی که سلولهای سرطانی را از بین ببرد.

بنابراین می توان نتیجه گرفت، علیرغم تمام تلاش ها و نیتهای نیک ما برای صالح بشمار آمدن، از نظر خدا ما مثل مرده و ناپاک هستیم.

گناه ما منجر به مرگ می شود – ما در برابر خداوند مانند اجساد مرده نجس هستیم

ابراهیم نبی راه درست را نشان می دهد

داستان زندگی ابراهیم فرق داشت. ابراهیم به خدا ایمان آورد و به خاطر این ایمانش، صالح شمرده شد. همانطور که می بینید او به خاطر اعمالش صالح شمرده نشد. او به جای انجام کار های نیک، به خدایی اعتبار کرد که توانایی از بین بردن تمامی کاستی های او را داشت. ما جزئیات این مسئله را در مقاله ای که راجع به قربانی شدن پسر ابراهیم و قوچی که در دقیقه ی آخر از جانب خدا رسید، خواندیم.

 

به ابراهیم مسیر مستقیم نشان داده شد – او به سادگی به وعده خدا اعتماد کرد و خدا هزینه مرگ گناه را تأمین کرد

سوره ی الصافات در این باره اینطور می نویسد:

“و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه ی نيك] به جاى گذاشتيم. درود بر ابراهيم!”سوره ی الصافات،

آیه ی 107 تا 109

خداوند “فدیه داد” و ابراهیم از او دعای خیر، رحمت و بخشش دریافت کرد. معنی همه ی این ها در کلمه ی “سلام” جمع بندی می شود.

خبر خوش: فداکاری هایی که عیسی مسیح به خاطر ما انجام داد

زندگی ابراهیم، برای ما یک نمونه ای است که راه درست را به ما نشان می دهد. سوره ی الحمد می نویسد:

“[و] خداوند روز جزاست. [بار الها] تنها تو را مى ‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏ جوييم. ما را به راه راست هدايت فرما. راه آنان كه گرامى‏ شان داشته اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان.”

سوره ی الحمد، آیه ی 4 تا 7

کتاب مقدس توضیح می دهد که نمونه ی ابراهیم آماده کردن حیوان قربانی را توسط خداوند نشان می دهد؛ بدین ترتیب، خداوند یک راه حل ساده اما فوق العاده برای حل مشکلی مثل مرگ را فراهم می کند.

“زیرا مزدی كه گناه می‌دهد مرگ است، امّا خدا به کسانیکه با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، حیات جاودان می‌بخشد.”

رومیان 6:23

تا اینجا ما فقط در مورد “خبرهای بد” صحبت کردیم. اما معنای کلمه ی “انجیل” “خبر خوب و خوش” است. مطلب اصلی کتاب انجیل این است: مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب برای شکستن دیوار بین ما و خدا کافی است. به همین دلیل نیز کتاب انجیل خبر خوب و خوشی است برای ما.

 

فداکاری عیسی المسیح – بره خدا – پرداخت گناه را از جانب ما با مرگ انجام می دهد ، درست مثل آنچه که بره ابراهیم انجام داده بود.

عیسی مسیح قربانی شد و سپس مثل نوبر از مرگ برخاست و زنده شد. الآن او ب ما زندگی تازه و نو را پیشنهاد می کند. ما دیگر نباید زندانی گناه باشیم

رسز عیسی مسیح “اولین میوه ها” بود. ما می توانیم از مرگ رهایی یابیم و همان زندگی رستاخیز را دریافت کنیم.

میوه ها” بود. ما می توانیم از مرگ رهایی یابیم و همان زندگی رستاخیز را دریافت کنیم.

عیسی مسیح با قربانی شدن و رستاخیزش، دیوار بین ما و خدا را تبدیل به در کرد. او راجع به خودش چنین گفته بود:

“من در هستم، هرکه به وسیلهٔ من وارد شود نجات می‌یابد و به داخل و خارج می‌رود و علوفه پیدا می‌کند. دزد می‌آید تا بدزدد، بكشد و نابود سازد. من آمده‌ام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور كامل داشته باشند.”

انجیل یوحنا 10-9: 10

بنابراین عیسی المسیح دروازه ای است که سد گناه و مرگ را می شکند

از طریق این در، ما می توانیم رابطه ی قبلی که با خداوند داشتیم را، دوباره با او برقرار کنیم. و می توانیم مطمئن باشیم که گناهان ما به خاطر رحمت او بخشیده می شوند.

اکنون با یک دروازه باز در ارتباط با خالق خود بازیابی می شویم

انجیل می گوید:

” زیرا یک خدا وجود دارد و یک واسطه بین خدا و انسان، یعنی شخص عیسی مسیح كه جان خود را به عنوان كفّاره در راه همه داد و به این ترتیب در زمان مناسب این حقیقت به ثبوت رسید.”

اول تیموتاوس 6-5: 2

هدیه ی خدا به تو

عیسی مسیح “جان خود را به عنوان کفاره” “در راه همه” داد. ما نیز شامل “همه” می شویم. او با مرگ و رستاخیزش، کفاره ی گناهان ما شد، تا بتواند واسطه ای میان ما و خداوند باشد. او زندگی نو را به ما پیشنهاد می دهد. این زندگی نو چگونه به ما داده خواهد شد؟

“زیرا مزدی كه گناه می‌دهد موت است، امّا خدا به کسانیکه با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، حیات جاودان می‌بخشد.

رومیان 6:23

این زندگی نو یک “هدیه” است. به یک هدیه فکر کنید. هدیه بزرگ و کوچک ندارد. هدیه چیزی است که شما برای به دست آوردن آن کار نمی کنید و بعضی اوقات چیزی بیشتر از لیاقت شماست. اگر آن را با تلاش و کوشش به دست آورده اید، این دیگر یک هدیه نخواهد بود – این یک دستمزد است! شما نمی توانید کاری که عیسی بر روی صلیب کرد را با تلاش و کوشش خود به دست بیاورید. عیسی آن را به شما هدیه داده است. خیلی ساده!

این هدیه شامل چه چیزی است؟ زندگی ابدی. یعنی کفاره ی گناهان من و شما پرداخت شده است. خداوند ما را خیلی دوست دارد. چقدر باشکوه!

من و شما این زندگی نو را چگونه بدست می آوریم؟ دوباره در مورد هدایا فکر کنید. اگر کسی بخواهد هدیه ای به شما بدهد، باید آن را بپذیرید. وقتی هدیه ای به شما می دهند، دو گزینه دارید؛ یا هدیه را قبول نمی کنید (نه متشکرم) و یا آن را می پذیرید (بسیار ممنون، هدیه را قبول می کنم). این هدیه (زندگی نو) را نیز باید بپذیریم. نمی توان فقط از نظر ذهنی به آن این موهبت الهی را درک و باور و حتی مطالعه کرد. باید آن را یک راست قبول کرد.

“امّا به همهٔ کسانی‌که او را قبول كردند و به او ایمان آوردند، این امتیاز را داد كه فرزندان خدا شوند كه نه مانند تولّدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدر جسمانی، بلكه از خدا تولّد یافتند.”

انجیل یوحنا  13-12: 1

انجیل درباره ی خداوند چنین می گوید:

” زیرا، انجام این كار در حضور خدا، نجات‌دهندهٔ ما، نیكو و پسندیده است. او مایل است همهٔ آدمیان نجات یابند و حقیقت را بشناسند.”

اول تیموتاوس  4-3: 2

او ناجی است. او می خواهد همه ی مردم هدیه او را بپذیرند و از گناه و مرگ نجات پیدا کنند. خواست خدا این است که ما این موهبت را بپذیریم. تسلیم خواست خدا شدن معنای واقعی کلمه ی “مسلمان” است. مسلمان کسی است که تسلیم می شود.

بدین ترتیب ما چگونه این هدیه را دریافت می کنیم؟ کتاب انجیل می گوید:

“پس هیچ تفاوتی میان یهودیان و غیر یهودیان نیست زیرا خدای واحد، خداوند همه است و نسبت به همهٔ کسانی که به او روی می‌آورند، بی‌اندازه بخشنده است.”

رومیان 10:12

به خاطر داشته باشید که این هدیه و این وعده برای “همه” است. عیسی مسیح مرده بود و سپس دیدیم که از مرگ برخاست؛ او اکنون زنده است.بنابراین اگر او را بنام صدا بزنید، او شما را خواهد شنید و هدیه را به شما خواهد داد. شما احتمالاً قبلاً هرگز چنین کاری نکرده اید. دعای زیر می تواند به شما کمک کند. اینها کلمات جادویی نیستند و همچنین این کلمات نیستند که قدرت خدا را وارد زندگی شما می کنند. شما می بایست مانند ابراهیم به وعده ی خدا ایمان بیاورید. شما باید به عیسی مسیح، اهدا کننده ی این هدیه اعتماد کنید. وقتی که به او اعتماد کنیم، او ما را خواهد شنید و به ما پاسخ خواهد داد. کتاب انجیل قدرتمند و در عین حال بسیار ساده است. می توانید دعای زیر را تکرار کنید.

پیامبر عزیز و عیسی مسیح نجات دهنده. گناهان من، مرا از خالقم جدا کرده است. هر کاری هم  بکنم، نمی توانم این دیوار را از بین ببرم. می دانم که مرگ تو کفاره ای برای تمامی گناهان من است. می دانم که پس از مرگ، زنده شدی. ایمان دارم که مرگ تو روی صلیب، برای از بین بردن این دیوار کافی است. من تسلیم تو می شوم. خواهش می کنم مرا از گناهانم پاک کن و واسطه ای شو بین من و خداوند، تا من زندگی جاوید داشته باشم. عیسی مسیح، از تو ممنونم که همه ی این کارها را در حق من کردی. لطفا راهنمای زندگی من باش. پروردگار و رهبر من باش. در نام خداوند متعال و مهربان دعا می کنم. آمین

آیا فرشتگانی که در سمت چپ و راستمان قرار دارند، در قیامت به ما کمک خواهند کرد؟

 

سوره ی الحاقة در مورد صوری حرف می زند که در روز قیامت به صدا درخواهد آمد:

“پس آنگاه كه در صور يك بار دميده شود و زمين و كوه ‏ها از جاى خود برداشته شوند و هر دوى آنها با يك تكان ريز ريز گردند، پس آن روز است كه واقعه [آنچنانى] وقوع يابد و آسمان از هم بشكافد و در آن روز است كه آن از هم گسسته باشد و فرشتگان در اطراف [آسمان]اند و عرش پروردگارت را آن روز هشت [فرشته ] بر سر خود بر مى دارند. در آن روز شما [به پيشگاه خدا] عرضه مى ‏شويد [و] پوشيده‏ اى از شما پوشيده نمى‏ ماند.”

سوره ی الحاقة، آیه ی 13 تا 18

سوره ی ق نیز روزی را که شیپور خدا به صدا در خواهد آمد را توصیف می کند؛ در آن روز، فرشتگان نگهبانی که در سمت چپ و راستمان قرار دارند، تمامی کار های ما را فاش خواهند کرد:

“و ما انسان را آفريده‏ ايم و مى‏ دانيم كه نفس او چه وسوسه‏ اى به او مى ‏كند و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم. آنگاه كه دو [فرشته] دريافت‏ كننده از راست و از چپ مراقب نشسته‏ اند. [آدمى] هيچ سخنى را به لفظ درنمى ‏آورد، مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى ‏كند] و سكرات مرگ به راستى در رسيد اين همان است كه از آن مى‏ گريختى و در صور دميده شود اين است روز تهديد [من] و هر كسى مى ‏آيد [در حالى كه] با او سوق ‏دهنده و گواهى ‏دهنده‏ اى است. [به او مى‏ گويند] واقعا كه از اين [حال] سخت در غفلت بودى و[لى] ما پرده‏ ات را [از جلوى چشمانت] برداشتيم و ديده‏ ات امروز تيز است و [فرشته] همنشين او مى‏ گويد اين است آنچه پيش من آماده است [و ثبت كرده‏ ام].”

سوره ی ق، آیه 16 تا 23

آیه ی 20 به ما می گوید که “در صور دمیده می شود”. این اتفاق کی رخ خواهد داد؟ در انجیل می خوانیم که وقتی عیسی مسیح در مورد آمدن دوباره اش به شاگردانش می گفت، به این موضوع اشاره کرده بود:

“شیپور بزرگ به صدا خواهد آمد و او فرشتگان خود را می‌فرستد تا برگزیدگان خدا را از چهار گوشهٔ جهان و از کرانه‌های فلک جمع كنند.”

انجیل متی،  24:31

بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد؟ سوره ی ق می گوید فرشته هایی در سمت راست و چپ ما وجود دارند که اعمال ما را ثبت می کنند. از آنجا که خدا از شاهرگمان نیز به ما نزدیکتر است، انجیل به ما می گوید که تمامی اعمال ما نوشته می شوند. این در کتاب مکاشفه بیان شده است. مکاشفه توسط یوحنا نوشته شده است و این کتاب آخرین کتاب عهد جدید است. به آیاتی از این کتاب توجه کنید:

“آنگاه تخت سفید بزرگی را دیدم كه شخصی بر آن نشسته بود. آسمان و زمین از حضور او گریخت و دیگر اثری از آنها نبود و مردگان را دیدم كه همه از بزرگ و كوچک در مقابل تخت ایستاده بودند و كتابها باز می‌شد. در این وقت كتاب دیگری كه همان دفتر حیات است گشوده شد. مردگان بر طبق آنچه در كتابها نوشته شده بود یعنی مطابق کارهای خود، داوری شدند. دریا، مردگان خود را تحویل داد و مرگ و دنیای مردگان نیز مردگانی را كه در خود نگاه داشته بودند، پس دادند. آنها از روی کارهایشان داوری شدند. آنگاه مرگ و دنیای مردگان به دریاچهٔ آتش افكنده شد. (این دریاچهٔ آتش، مرگ دوم است.)و هرکس كه نامش در دفتر حیات نوشته نشده بود، به درون آن افكنده شد و هرکس كه نامش در دفتر حیات نوشته نشده بود، به درون آن افكنده شد.”

مکاشفه 15-11: 20

همه به خاطر تمامی کارهایی که انجام داده اند، محاکمه خواند شد. به خاطر همین، ما به فرشتگان در سمت راست و چپمان بعد از نماز سلام می کنیم و امیدواریم که این کارمان فایده ای داشته باشد.

کتاب زندگی

باید توجه داشته باشید که کتاب دیگری به نام “کتاب زندگی” نیز وجود دارد. این کتاب با کتاب هایی که در آن کارهای خوب و بد ما ثبت شده است، متفاوت است. نوشته شده است که :”کسی که نامش در کتاب زندگی نوشته نشده است، به دریاچه ی آتش پرتاب خواهد شد.” (نام دیگر جهنم). فرشته ای که در سمت راست است، کارهای خوبمان را می نویسد و فرشته ای که در سمت چپ است، کارهای بدمان را. حتی اگر لیست کارهای خوبمان بیشتر از لیست کارهای بدمان باشد، اگر نام ما در کتاب زندگی نباشد، به جهنم خواهیم رفت. این “کتاب زندگی” چیست و چگونه می توان ناممان را در آن نوشت؟

کتاب تورات و کتاب قرآن، هر دو، به گناه حضرت آدم اشاره کرده اند؛ خداوند آدم و حوا را به سبب نافرمانی، از بهشت بیرون کرد و آنها را فانی ساخت. این مجازات فقط برای آدم نبود، بلکه تمامی نسل او، من و شما نیز، به این جزای الهی محکوم شدیم. به دلیل، ما نیز مانند او فانی هستیم. عیسی مسیح برای ترمیم این زندگی فانی به این دنیا آمد تا نام ما دوباره در کتاب زندگی نوشته شود. انجیل چنین می گوید:

“یقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و هرگز محكوم نخواهد شد، بلكه از مرگ گذشته و به حیات رسیده است.”

انجیل یوحنا 5:24

اینکه حضرت ابراهیم چه دیدگاهی نسبت به این موهبت زندگی داشت و اینکه چرا عیسی مسیح می تواند به ما زندگی ببخشد، مطالبی هستند که ما در اینجا با جزئیات بیشتری درباره ی آنها توضیح داده ایم. سوره ی ق به ما هشدار می دهد که:

“[به آن دو فرشته خطاب مى ‏شود] هر كافر سرسختى را در جهنم فروافكنيد.

سوره ی ق، آیه ی 24)

بنابراین، اگر زندگی ابدی به ما پیشنهاد می شود، چرا باید از این بی خبر باشیم؟

 

جگونه می توان هدیه ی عیسی مسیح دریافت کرد

 

ما آخرین هفته از زندگی عیسی مسیح را با جزئیات مورد مطالعه قرار دادیم. کتاب انجیل می گوید که او در روز ششم، که جمعه ی خوب نام دارد، به صلیب کشیده و در روز یکشنبه زنده شد. در این باره پیشگویی های زیادی را در کتاب تورات، کتاب مزامیر و نوشته های پیامبران با هم خواندیم. چرا این اتفاقات، رخ داد؟ رخ دادن این اتفاق چه فایده ای در زندگی من و شما دارد؟ بیایید با هم ببینیم که عیسی مسیح به ما چه پیشنهادی دارد و ما چگونه می توانیم رحمت و بخشش را دریافت کنیم. با دانستن این موضوع، معنای قربانی ابراهیم در سوره ی الصافات و دعای “ما را به راه راست هدایت کن”  را در سوره ی الحمد خواهیم فهمید. در ادامه همچنین، به بررسی کلمه ی “مسلمان” و معنای آن “تسلیم شدن” خواهیم پرداخت. چرا  با اینکه وضو، زکات و حلال خوری کار های خوبی هستند، ولی برای روز قیامت ناکافی اند؟

خبر بد- پیامبران در مورد رابطه ی بین ما و خدا چه چیز هایی را نوشته اند

تورات در مورد آفرینش انسان این چنین می نویسد:

“پس ‌خدا انسان ‌را شبیه‌ خود آفرید. ایشان ‌را زن و مرد‌ آفرید.

پیدایش 1:27

منظور از “شبیه خود آفرید”، از نظر ظاهری و فیزیکی نیست، بلکه از نظر عاطفی، روحی، فکری و معنوی است که خداوند این شباهت ها را در هنگام خلقت انسان درون او قرار داد. ما آفریده شدیم تا با خدا در ارتباط باشیم. شکل بعدی این جملات را بهتر توضیح خواهد داد. در شکل میبینیم که خداوند، خالق قادر متعال، در بالا قرار دارد و زن و مرد در زیر قرار گرفته اند، زیرا که ما انسان ها موجودات فانی هستیم. رابطه ی انسان با خدا توسط فلش ​​نشان داده شده است.

همه چیز خدا، از جمله شخصیتش کامل و بی نقص است. او مقدس است. مزامیر می گوید:

“زیرا تو ای خدا، از شرارت بیزار هستی و گناهکاران به بارگاهت راه ندارند. متکبّران در پیشگاه تو نخواهند ایستاد و از همهٔ شریران نفرت داری.

مزامیر، 5-4: 5

آدم فقط یکبار نافرمانی کرد و خداوند بخاطر قدوسیت و کامل بودنش او را مجازات کرد. قرآن و تورات می نویسند که خداوند به دلیل نافرمانی آدم، او را فانی ساخت و از پیش خود راند. نتیجه ی گناه آدم به ما هم مربوط می شود. وقتی ما گناه می کنیم، به خداوند بی احترامی می کنیم. بله این بی احترامی محسوب می شود، زیرا که ما برای گناه کردن و نا اطاعتی آفریده نشدیم. بدین ترتیب، روابطمان با خدا خراب می شود و بین ما و او، دیواری غیر قابل نفوذ به وجود می آید.

آیا دین به ما کمک می کند تا این دیوار غیر قابل نفوذ را خراب کنیم

بسیاری از ما سعی می کنیم از طریق دین این دیوار را از بین ببریم. با انجام کار های خوب و نیک، در صدد تخریب این دیوار هستیم. دعا می کنیم، روزه می گیریم، حج را به جای می آوریم، به مسجد می رویم، زکات و صدقه می دهیم – همه ی این کارها را می کنیم تا این دیوار نابود شود. شکل بعدی خیلی خوب این موضوع را توضیح می دهد. ما فکر می کنیم که این کار ها می توانند بعضی  از گناهانمان را محو کنند. اگر کارهای خوبمان خیلی زیاد باشند، می توانیم از گناهانمان رهایی یابیم و رحمت و بخشش خدا را دریافت کنیم.

چند کار خوب باید انجام دهیم تا از گناه خلاص شویم؟ چگونه می دانیم و مطمئن هستیم که کارهای نیک ما برای از بین بردن گناهانمان و از بین بردن دیوار بین ما و خدا کافی خواهند بود؟ آیا نیت و تلاشمان برای انجام عمل صالح، برای این کافی است؟ ما جواب مطمئنی برای این سوال نداریم، بنابراین تا آنجا که ممکن است سعی خود را می کنیم و امیدواریم که تا روز قیامت و داوری کارهای خوبمان به اندازه و کافی باشند.

ما علاوه بر تلاش برای انجام کارهای نیک و شایسته، با حسن نیت تلاش می کنیم تمیز و پاک بمانیم. ما قبل از نماز وضو می گیریم. ما سعی می کنیم تا از انسان ها، اشیاء ها و مواد غذایی که می توانند ما را آلوده و نجس کنند، دوری کنیم، اما اشعیای نبی گفت:

“ما همه گناهکاریم و حتّی بهترین کارهای ما سرتاسر ناپاک است. به‌خاطر گناهانمان، ما مانند برگهای پژمرده‌ای هستیم که باد آنها را پراکنده می‌کند.”

اشعیای نبی، 64:6

منظور این پیامبر این است که هر کاری هم بکنیم، باز هم گناهکاریم و نمی توانیم با اعمال صالحمان آنها را از بین ببریم. این خبر خیلی بدی است. اما فقط این نیست. وضعیت از آنچه که ما می دانیم بدتر است.

خبر بدتر: قدرت گناه و مرگ

موسی نبی، آنچه را که قوانین شریعت از مردم می خواست به صراحت بیان کرد: قانون اطاعت کامل را طلب می کرد. قانون هیچ وقت از ما اطاعت نصفه کاره نخواست. در اصل، بار ها در قانون ذکر شده است که پاداش گناه مرگ است. در دوران زندگی نوح و زن لوط نیز می بینیم که به خاطر انجام گناه به مرگ محکوم شدند.

انجیل چنین می گوید

“پاداش گناه مرگ است…”

رومیان 6:23)

کلمه ی “مرگ” به معنای “جدایی” است. وقتی جان از بدن جدا می شود، بدن از نظر فیزیکی میمیرد. ما نیز از نظر روحانی و معنوی، از خداوند جداییم. به دلیل این هم او ما را مرده و ناپاک می داند.

این اشکال امید بستن به رهایی از گناهانمان با انجام کارهای صالح را به ما نشان می دهد. مسئله این است که تلاشمان برای انجام عمل صالح و کار های نیک خیلی خوب است ولی کافی نیست؛ زیرا که پاداش گناه مرگ است. یعنی اعمال ما در مقابل گناه قدرتی ندارد و فقط مرگ می تواند با مرگ مبارزه کند و این دیوار و جدایی را به پایان برساند. اگر این اتفاق بیفتد عدالت خدا هم برقرار می شود. تلاش های ما شبیه مبارزه با سرطان به واسطه ی تغذیه ی سالم است، که مسلما نتیجه ی آن مرگ خواهد بود؛ تغذیه ی سالم بد نیست ولی برای مبارزه با سرطان کافی نیست و نمی تواند سرطان را درمان کند. برای درمان سرطان به چیزی کاملاً متفاوت نیاز دارید – درمانی که سلولهای سرطانی را از بین ببرد.

بنابراین می توان نتیجه گرفت، علیرغم تمام تلاش ها و نیتهای نیک ما برای صالح بشمار آمدن، از نظر خدا ما مثل مرده و ناپاک هستیم.

ابراهیم نبی راه درست را نشان می دهد

داستان زندگی ابراهیم فرق داشت. ابراهیم به خدا ایمان آورد و به خاطر این ایمانش، صالح شمرده شد. همانطور که می بینید او به خاطر اعمالش صالح شمرده نشد. او به جای انجام کار های نیک، به خدایی اعتبار کرد که توانایی از بین بردن تمامی کاستی های او را داشت. ما جزئیات این مسئله را در مقاله ای که راجع به قربانی شدن پسر ابراهیم و قوچی که در دقیقه ی آخر از جانب خدا رسید، خواندیم.

سوره ی الصافات در این باره اینطور می نویسد:

“و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه ی نيك] به جاى گذاشتيم. درود بر ابراهيم!”سوره ی الصافات،

آیه ی 107 تا 109

خداوند “فدیه داد” و ابراهیم از او دعای خیر، رحمت و بخشش دریافت کرد. معنی همه ی این ها در کلمه ی “سلام” جمع بندی می شود.

خبر خوش: فداکاری هایی که عیسی مسیح به خاطر ما انجام داد

زندگی ابراهیم، برای ما یک نمونه ای است که راه درست را به ما نشان می دهد. سوره ی الحمد می نویسد:

“[و] خداوند روز جزاست. [بار الها] تنها تو را مى ‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏ جوييم. ما را به راه راست هدايت فرما. راه آنان كه گرامى‏ شان داشته اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان.”

سوره ی الحمد، آیه ی 4 تا 7

کتاب مقدس توضیح می دهد که نمونه ی ابراهیم آماده کردن حیوان قربانی را توسط خداوند نشان می دهد؛ بدین ترتیب، خداوند یک راه حل ساده اما فوق العاده برای حل مشکلی مثل مرگ را فراهم می کند.

“زیرا مزدی كه گناه می‌دهد مرگ است، امّا خدا به کسانیکه با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، حیات جاودان می‌بخشد.”

رومیان 6:23

تا اینجا ما فقط در مورد “خبرهای بد” صحبت کردیم. اما معنای کلمه ی “انجیل” “خبر خوب و خوش” است. مطلب اصلی کتاب انجیل این است: مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب برای شکستن دیوار بین ما و خدا کافی است. به همین دلیل نیز کتاب انجیل خبر خوب و خوشی است برای ما.

عیسی مسیح قربانی شد و سپس مثل نوبر از مرگ برخاست و زنده شد. الآن او ب ما زندگی تازه و نو را پیشنهاد می کند. ما دیگر نباید زندانی گناه باشیم.

عیسی مسیح با قربانی شدن و رستاخیزش، دیوار بین ما و خدا را تبدیل به در کرد. او راجع به خودش چنین گفته بود:

“من در هستم، هرکه به وسیلهٔ من وارد شود نجات می‌یابد و به داخل و خارج می‌رود و علوفه پیدا می‌کند. دزد می‌آید تا بدزدد، بكشد و نابود سازد. من آمده‌ام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور كامل داشته باشند.”

انجیل یوحنا 10-9: 10

از طریق این در، ما می توانیم رابطه ی قبلی که با خداوند داشتیم را، دوباره با او برقرار کنیم. و می توانیم مطمئن باشیم که گناهان ما به خاطر رحمت او بخشیده می شوند.

انجیل می گوید:

” زیرا یک خدا وجود دارد و یک واسطه بین خدا و انسان، یعنی شخص عیسی مسیح كه جان خود را به عنوان كفّاره در راه همه داد و به این ترتیب در زمان مناسب این حقیقت به ثبوت رسید.”

اول تیموتاوس 6-5: 2

هدیه ی خدا به تو

عیسی مسیح “جان خود را به عنوان کفاره” “در راه همه” داد. ما نیز شامل “همه” می شویم. او با مرگ و رستاخیزش، کفاره ی گناهان ما شد، تا بتواند واسطه ای میان ما و خداوند باشد. او زندگی نو را به ما پیشنهاد می دهد. این زندگی نو چگونه به ما داده خواهد شد؟

“زیرا مزدی كه گناه می‌دهد موت است، امّا خدا به کسانیکه با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، حیات جاودان می‌بخشد.

رومیان 6:23

این زندگی نو یک “هدیه” است. به یک هدیه فکر کنید. هدیه بزرگ و کوچک ندارد. هدیه چیزی است که شما برای به دست آوردن آن کار نمی کنید و بعضی اوقات چیزی بیشتر از لیاقت شماست. اگر آن را با تلاش و کوشش به دست آورده اید، این دیگر یک هدیه نخواهد بود – این یک دستمزد است! شما نمی توانید کاری که عیسی بر روی صلیب کرد را با تلاش و کوشش خود به دست بیاورید. عیسی آن را به شما هدیه داده است. خیلی ساده!

این هدیه شامل چه چیزی است؟ زندگی ابدی. یعنی کفاره ی گناهان من و شما پرداخت شده است. خداوند ما را خیلی دوست دارد. چقدر باشکوه!

من و شما این زندگی نو را چگونه بدست می آوریم؟ دوباره در مورد هدایا فکر کنید. اگر کسی بخواهد هدیه ای به شما بدهد، باید آن را بپذیرید. وقتی هدیه ای به شما می دهند، دو گزینه دارید؛ یا هدیه را قبول نمی کنید (نه متشکرم) و یا آن را می پذیرید (بسیار ممنون، هدیه را قبول می کنم). این هدیه (زندگی نو) را نیز باید بپذیریم. نمی توان فقط از نظر ذهنی به آن این موهبت الهی را درک و باور و حتی مطالعه کرد. باید آن را یک راست قبول کرد.

“امّا به همهٔ کسانی‌که او را قبول كردند و به او ایمان آوردند، این امتیاز را داد كه فرزندان خدا شوند كه نه مانند تولّدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدر جسمانی، بلكه از خدا تولّد یافتند.”

انجیل یوحنا  13-12: 1

انجیل درباره ی خداوند چنین می گوید:

” زیرا، انجام این كار در حضور خدا، نجات‌دهندهٔ ما، نیكو و پسندیده است. او مایل است همهٔ آدمیان نجات یابند و حقیقت را بشناسند.”

اول تیموتاوس  4-3: 2

او ناجی است. او می خواهد همه ی مردم هدیه او را بپذیرند و از گناه و مرگ نجات پیدا کنند. خواست خدا این است که ما این موهبت را بپذیریم. تسلیم خواست خدا شدن معنای واقعی کلمه ی “مسلمان” است. مسلمان کسی است که تسلیم می شود.

بدین ترتیب ما چگونه این هدیه را دریافت می کنیم؟ کتاب انجیل می گوید:

“پس هیچ تفاوتی میان یهودیان و غیر یهودیان نیست زیرا خدای واحد، خداوند همه است و نسبت به همهٔ کسانی که به او روی می‌آورند، بی‌اندازه بخشنده است.”

رومیان 10:12

به خاطر داشته باشید که این هدیه و این وعده برای “همه” است. عیسی مسیح مرده بود و سپس دیدیم که از مرگ برخاست؛ او اکنون زنده است.بنابراین اگر او را بنام صدا بزنید، او شما را خواهد شنید و هدیه را به شما خواهد داد. شما احتمالاً قبلاً هرگز چنین کاری نکرده اید. دعای زیر می تواند به شما کمک کند. اینها کلمات جادویی نیستند و همچنین این کلمات نیستند که قدرت خدا را وارد زندگی شما می کنند. شما می بایست مانند ابراهیم به وعده ی خدا ایمان بیاورید. شما باید به عیسی مسیح، اهدا کننده ی این هدیه اعتماد کنید. وقتی که به او اعتماد کنیم، او ما را خواهد شنید و به ما پاسخ خواهد داد. کتاب انجیل قدرتمند و در عین حال بسیار ساده است. می توانید دعای زیر را تکرار کنید.

پیامبر عزیز و عیسی مسیح نجات دهنده. گناهان من، مرا از خالقم جدا کرده است. هر کاری هم  بکنم، نمی توانم این دیوار را از بین ببرم. می دانم که مرگ تو کفاره ای برای تمامی گناهان من است. می دانم که پس از مرگ، زنده شدی. ایمان دارم که مرگ تو روی صلیب، برای از بین بردن این دیوار کافی است. من تسلیم تو می شوم. خواهش می کنم مرا از گناهانم پاک کن و واسطه ای شو بین من و خداوند، تا من زندگی جاوید داشته باشم. عیسی مسیح، از تو ممنونم که همه ی این کارها را در حق من کردی. لطفا راهنمای زندگی من باش. پروردگار و رهبر من باش. در نام خداوند متعال و مهربان دعا می کنم. آمین