ماه مقدس رمضان – چگونه می بایست روزه بگیریم؟

در ماه رمضان، دوستان من اغلب در مورد چگونگی روزه داری صحیح  صحبت می کنند. آنها در مورد اینکه روزه باید چه زمانی آغاز شود و به پایان برسد، با هم بحث می کنند. وقتی که ماه رمضان با فصل تابستان مصادف می شود، دوستان من که در کشور های شمال زندگی می کنند، پیشنهاد می کنند که بنابر ساعت مکه افطار کنند. دوستانم همچنین مراجع دینی مختلفی را دنبال می کنند و به توصیه های آنها در امور مختلف گوش می دهند.

در این مباحث بیشتر اوغات مسئله ی مهمی نادیده گرفته می شود: چگونه باید شیوه ی زندگی مورد قبول خدا را زندگی کنیم تا او روزه ی ما را بپذیرد؟ پیامبران در این باره نوشته اند؛ آنچه پیامبران در گذشته درباره ی روزه و آداب آن، که مورد قبول خداست، نوشتند، امروز در مورد ما هم صدق می کند.

در زمان اشعیای نبی، مومنان وظایف دینی خود مانند نماز و روزه را به صورت جدی انجام می دادند؛ آنها خیلی مذهبی بودند.

جدول زمانی تاریخی حضرت اشعیا (ص) با برخی دیگر از پیامبران در زابور

با این حال، فساد در آن دوره نیز بسیار زیاد بود (به مقدمه ی کتاب مزامیر مراجعه کنید). مردم با هم بحث و دعوا می کردند. به خاطر آن هم، پیامبر به آنها با این کلمات مراجعت کرد:

“خداوند می‌گوید: «صدای خود را بلند کن و فریاد بزن! به قوم من اسرائیل بگو، دربارهٔ گناهانشان به آنها بگو! آنها هر روز برای عبادت به نزد من می‌آیند، و می‌گویند که مشتاقند راهها و تعالیم مرا بدانند. آنها می‌گویند از من قوانین عادلانه می‌خواهند، واز پرستش خدای خود خشنود هستند.» مردم می‌پرسند: «اگر خداوند توجّهی ندارد، چرا ما باید روزه بگیریم؟ اگر او اعتنایی ندارد، چرا ما باید بدون غذا زندگی کنیم؟»خداوند به آنها می‌گوید: «حقیقت این است که شما در همان وقتی‌که روزه می‌گیرید، به فکر منافع خود می‌باشید و به کارگران خود ستم می‌کنید. روزهٔ شما، شما را پرخاشگر ساخته و همیشه در جنگ و جدال هستید. آیا فکر می‌کنید، این نوع روزه باعث می‌شود من به دعای شما گوش کنم؟ وقتی شما روزه می‌گیرید، بدن خود را رنجور و سرهای خود را مثل پره‌های علف صحرا در برابر باد، خَم می‌کنید، و بستر خود را بر پلاس و خاکستر می‌گسترانید. آیا این است آنچه را که شما روزه می‌نامید؟ آیا فکر می‌کنید من از این نوع روزه خشنودم؟ «روزه‌ای ‌که من می‌پسندم این است: زنجیرهای ستمکاری و یوغهای بی‌عدالتی را بگسلید، و بگذارید ستمدیدگان آزاد شوند. گرسنگان را در غذای خود سهیم کنید، و درِ خانه‌های خود را به روی فقیران و بی‌خانمانان باز کنید. به کسانی‌که چیزی برای پوشیدن ندارند، لباس بدهید و از کمک کردن به اقوام خود دریغ نکنید. «در آن صورت، رحمت من مثل خورشید صبحگاهی بر تو خواهد درخشید، و زخمهای تو زود شفا خواهند یافت. من همیشه با تو خواهم بود و تو را نجات خواهم داد، و حضور من تو را از هر جهت حمایت خواهد کرد. وقتی دعا کنید به شما پاسخ خواهم داد، و وقتی مرا بخوانید به شما جواب می‌دهم.«اگر به ستمگری، رفتار ناشایست و گفتار زشت خود خاتمه دهید و اگر گرسنگان را سیر کنید، و نیاز محتاجان را برآورید، آنگاه تیره‌گی‌ های اطراف شما، به روشنایی نیمروز مبدل خواهد شد، در آن صورت همیشه شما را در مکانهای خشک هدایت می‌کنم و شما را با چیزهای نیکو سیر خواهم کرد. من شما را قوی و سالم نگاه خواهم داشت و شما مثل باغی خواهید بود که آب فراوان دارد، و مثل چشمه‌ای که هیچ‌وقت خشک نخواهد شد. قوم تو در همان جایی که از قدیم ویران شده بود، بر روی بنیادهای قدیمی، بنایی نو خواهد ساخت. مردم از تو به عنوان کسی یاد خواهند کرد که دیوارهای شهر را دوباره ساخت و خانه‌های ویران را بازسازی کرد.»”

کتاب اشعیای نبی 12-1: 58

آیا وعده های زندگی پر برکت و سعادتمند، یعنی زندگی ای که نتیجه ی روزه داری واقعی است، زیبا نیستند؟ اما می بینیم که مردم آن زمان به سخنان پیامبر گوش فرا ندادند و توبه نکردند. (یحیی نبی یا همان یحیی تعمید دهنده، چگونگی توبه کردن را تعلیم می دهد). بدین ترتیب، همانطور که حضرت موسی هم قبلا در اینباره هشدار داده بود، آنها محکوم  و مجازات شدند. این سخنان به ما هم مربوط می شود؛ زیرا وضیعت و مردمی که اشعیای نبی در نوشته های خود توصیف می کند، تفاوت چندانی با موقیعت و مردمی که در زمان ما زندگی می کنند، ندارند.

علی رغم تمامی قوانینی که علمای دین و امامان انجام آنها را جایز دانسته اند، اگر زندگیمان مطابق با قوانین الهی و مورد قبول خداوند نباشد، روزه ای که بخصوص در ماه مبارک رمضان می گیریم، فایده ای نخواهد داشت. به خاطر این هم، مرحمت خداوند که به واسطه ی عیسی مسیح به انسان ها داده می شود را بپذیرید.

 

آیا ابراهیم اسحاق و یا اسماعیل را قربانی کرد

وقتی ما در مورد قربانی ابراهیم با هم صحبت می کنیم، دوستان من بر این موضوع اصرار دارند که ابراهیم پسر بزرگ خود، یعنی اسماعیل را قربانی کرده است. به خاطر همین وقتی درباره ی این موضوع در قرآن مطالعه کردم، تعجب  کردم. وقتی این آیات را با دوستانم به اشتراک گذاشتم، آنها نیز متعجب شدند. ما در مثال سوم از زندگی ابراهیم به این رویداد مهم اشاره کردیم. برای مطالعه متن ذکر شده، اینجا را کلیک کنید. متن مورد نظر، چه پیامی را می خواهد به ما برساند؟ همین آیه را در زیر آورده ایم:

” هنگامی که فرزند [به دنیا آمد و به حد رشد و بلوغ رسید و] همراه پدر در عرصۀ کار و تلاش قرار گرفت، [ابراهیم] گفت: پسرکم! همانا در خواب دیدم تو را ذبح می کنم، با تأمل بنگر رأی تو چیست؟ گفت: پدرم! آنچه را به آن مأمور شده ای انجام ده، ان شاءاللّه مرا از شکیبایان خواهی یافت.”

سورة الصافات 102

در این آیه می بینیم که هیچ نامی از اسم فرزند ابراهیم که قرار بود قربانی شود، ذکر نشده است. در چنین شرایطی بهتر است جستجو و مطالعه ی دقیق تری انجام شود. اگر تمام قرآن کریم را جستجو کنید، خواهید دید که  فقط 12 بار از وی یاد شده است:

  • دو بار به همراه پدرش نام او ذکر شده است. سورة البقرة 125 و 127
  • پنج بار دیگر به همراه نام پدر و برادرش اسحاق از او یاد شده است. سورة البقرة 133 و 136 و 140، سورة آل عمران 84، سورة النساء 163
  • در بقیه آیات، نام او به تنهایی و به عنوان پیامبر ذکر شده است. سورة الانعام 86، سورة ابراهيم 39، سورة مريم 54، سورة الانبياء 85، سورة ص 48

وقتی اسم اسماعیل به  همراه نام پدرش ابراهیم ذکر می شود، به این معنا نیست که او قربانی است، بلکه فقط یک دعاست:

” و [به یاد آرید] زمانی که ما خانۀ کعبه را برای همۀ مردم محل دیدار و اجتماع و جایگاه امن قرار دادیم و [گفتیم:] از مقام ابراهیم جایگاه نماز انتخاب کنید! و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه ام را برای طواف کنندگان و معتکفان و اهل رکوع و سجده گزاران [از هر آلودگی ظاهری و باطنی] پاکیزه بدارید!”

سورة البقرة 125

” و [به یاد آرید] هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه های خانۀ کعبه را بالا می بردند، [در آن حال به پیشگاه خداوند می گفتند:] پروردگارا! [این عمل را] از ما بپذیر که تو شنوا [ی دعا] و دانا [ی به حقیقت عمل] هستی.”

سورة البقرة 127

قرآن کریم هرگز نمی گوید که ابراهیم اسماعیل را قربانی کرد؛ بلکه فقط از واژه ی “پسر” استفاده می کند. با این وجود چرا بسیاری بر این باورند که قربانی که ابراهیم قرار بود به خدا تقدیم کند، اسماعیل بود؟

داستان و روایت قربانی شدن پسر ابراهیم

عبدالله یوسف ‌علی از مترجمان و مفسّران قرآن به زبان انگلیسی است. تفاسیر و نظرات او را می توانید در اینجا بخوانید:

شدن پسر ابراهیم، بجای مانده است:

4071 – این خاک حاصلخیز سوریه و فلسطین بود. طبق روایات مسلمانان، پسری که در اینجا به دنیا آمد یعنی پسر اول ابراهیم، اسماعیل بود. این نام  ریشه سامی دارد و به معنای “شنیدن” است؛ زیرا خداوند دعای ابراهیم را شنید. ابراهیم هنگام تولد اسماعیل 86 سال داشت.

پیدایش  16:16

یوسف علی این را فقط به دلیل “سنت و روایات مسلمانان” تفسیر می کند.

4076 – دیدگاه ما را می توان با نظریه های یهودی-مسیحی مبتنی بر عهد عتیق مقایسه کرد. همانطور که می دانید اجداد یهودیان اسحاق، پسر کوچکتر ابراهیم است و جد اعراب نیز اسماعیل است. سنت یهود به قربانی کردن اسحاق اشاره دارد تا به نسل جوان خانواده جلال و شکوه ببخشد.پیدایش 22: 1-18اسحاق هنگامی که به دنیا آمد پدرش ابراهیم 100 سال داشت پیدایش 21: 5 و ابراهیم در هنگام تولد اسماعیل 86 سال داشت. پیدایش 16:16  بنابراین اسماعیل 14 سال از اسحاق بزرگتر است. اسماعیل تنها پسر ابراهیم به مدت 14 سال بود. اسحاق هرگز تنها پسر ابراهیم نبوده است. عهد عتیق درباره ی قربانی و فدیه می نویسد: “خدا گفت: “تنها پسر خود را که بسیار دوستش داری  برداشته،  به سرزمین موریا برو. در آنجا وی را بر یکی از کوه هایی که به تو نشان خواهم داد بعنوان هدیه ی سوختنی، قربانی کن.”

پیدایش 22:2

او چنین استدلال می کند که از آنجا که تورات می گوید: ” تنها پسر خود را که بسیار دوستش داری  برداشته …” (پیدایش 22: 2) و تفاوت سنی 14 سال، بنابراین فقط اسماعیل می تواند به عنوان یگانه  پسر قربانی شود. اما یوسف علی فراموش می کند که قبلاً ، در پیدایش 21، ابراهیم اسماعیل و هاجر را از خانه بیرون کرده بود. در پیدایش 22، اسحاق، “یگانه پسر” نامیده می شود. زیرا در حقیقت، او “پسر یگانه ” بود  و اسماعیل قبلاً از خانه بیرون رفته بود. می توانید اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع را  را در اینجا بخوانید.

قربانی شدن پسر ابراهیم از دیدگاه تورات

به این صورت می بینیم که قرآن نامی از پسر نمی برد؛ اما تورات به روشنی بیان می کند. تورات شش بار در پیدایش 22 نام اسحاق را ذکر می کند. پیدایش 2:2،3،6،7،9

   پیامبر اکرم از تورات حمایت می کرد

پیامبر اکرم از تورات حمایت می کرد. احادیث به روشنی این را به ما نشان می دهند. احادیث متعددی در این باره وجود دارد، به عنوان مثال:

” من به شما و کسی که شما را فرستاده ایم ایمان داشتم.عبدالله بن عمر را روایت کرد: .. گروهی از یهودیان آمدند و رسول الله (ص) را به کوف دعوت کردند. … آنها گفتند: ‘ابوالقاسم ، یکی از مردان ما با زنی مرتکب زنا شده است. بنابراین درباره آنها قضاوت کنید آنها برای رسول خدا (ص) بالش گذاشتند که روی آن نشست و گفت: “تورات بیاور”. سپس آورده شد. وی سپس بالشتک را از زیر خود بیرون کشید و تورات را روی آن قرار داد و گفت: “من به تو و به کسی که تو را آشکار کرد ایمان آوردم.

کتاب سونان ابو داود، 38، 4434

  عیسی مسیح نیز تورات را قبول داشت

همانطور که در اینجا می بینیم،  عیسی مسیح هم از تورات حمایت می کرد. به بخشی از سخنان او اشاره می کنیم:

” زیرا هر آینه به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود.  پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود. اما هر که بعمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.”

متی 5 : 18-19

   توجه:  عادات و سنت ها نباید برای ما از کتاب تورات با ارزش تر باشد

   عاقلانه نیست که تورات موسی را به خاطر سنّت و عادات نادیده بگیریم.

در حقیقت ، حضرت عیسی مسیح به دلیل سنت خود از رهبران مذهبی روزگار خود انتقاد كرد.

در حقیقت، حضرت عیسی مسیح  در زمان خود، دقیقاً به دلیل اینكه رهبران مذهبی و فریسیان “سنت ها ”  را در الویت قرار

می دادند، از آنها انتقاد می کرد. مثلآ:

” عیسی جواب داد: «چرا خود شما برای اینکه آداب و رسوم گذشته خود را حفظ کنید، احکام خدا را زیر پا می‌گذارید؟  ۴ یکی از احکام خدا این است که پدر و مادر خود را احترام کنید و هر که پدر و مادر خود را ناسزا گوید، کشته شود.  ۵ اما شما به مردم می‌گویید: حتی اگر پدر و مادرتان محتاج باشند، مبلغی را که باید خرج ایشان کنید، می‌توانید وقف خانه خدا نمایید.  ۶ پس شما با این قانونی که وضع کرده‌اید، دستور خدا را که عبارت از احترام به پدر و مادر است، زیر پا می‌گذارید  ۷ ای ریاکاران! اشعیای نبی خوب در حق شما پیشگویی کرد که:  ۸ این مردم با زبان خود به من احترام می‌گذارند، اما دلشان از من دور است.”

متی 15:3-8

در اینجا عیسی به طور جدی و آشکار هشدار می دهد که  سنت را نباید در الویت اول قرار بدهیم.

   طومار هایی که در دریای مرده پیدا شده، درستی تمامی توراتی که امروز در دست ماست را تایید می کند

نمودار زیر نشان می دهد که نخستین نسخه های تورات، یعنی کتیبه ها و طومار هایی که در دریای مرده یافت شدند، مربوط به  200 سال قبل میلاد مسیح هستند.( برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.) یعنی توراتی که پیامبر اکرم و حضرت عیسی مسیح در سخنانشان به آن اشاره کرده اند همان توراتی است که ما امروزه از آن استفاده می کنیم.

نسخه های خطی تورات به مرور زمان

     

پیشگویی های انبیا این موضوع را روشن می کند.

روز داوری: سوره ی الطور، سوره ی الانشقاق و عیسی مسیح

  سوره ی الانشقاق درباره ی از بین رفتن آسمان و زمین در روز قیامت صحبت می کند:

“آنگاه كه آسمان زهم بشكافد و پروردگارش را فرمان برد و [چنين] سزد و آنگاه كه زمين كشيده شود و آنچه را كه در آن است بيرون افكند و تهى شود و پروردگارش را فرمان برد و [چنين] سزد اى انسان حقا كه تو به سوى پروردگار خود بسختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى كرد اما كسى كه كارنامه‏ اش به دست راستش داده شود. بزودى‏ اش حسابى بس آسان كنند و شادمان به سوى كسانش باز گردد و اما كسى كه كارنامه‏ اش از پشت‏ سرش به او داده شود زودا كه هلاك [خويش] خواهد و در آتش افروخته درآيد.”

سوره ی الانشقاق آیه ی 1 تا 12

می بینید که این سوره چگونه به ما هشدار می دهد: “…اما كسى كه كارنامه‏ اش از پشت‏ سرش به او داده شود زودا كه هلاك [خويش] خواهد و در آتش افروخته درآيد.”

آیا می دانید کتابی که اعمال شما در آن نوشته شده است، به کدام دستتان داده خواهد شد؟

سوره ی الطور درباره ی زلزله ای که در روز قیامت رخ خواهد داد، حرف می زند؛ همچنین به عذاب کشیدن مردم اشاره می کند:

“پس بگذارشان تا به آن روزى كه در آن بيهوش مى‏ افتند برسند. روزى كه نيرنگشان به هيچ‏وجه به كارشان نيايد و حمايت نيابند و در حقيقت غير از اين [مجازات] عذابى [ديگر] براى كسانى كه ظلم كرده‏ اند خواهد بود ولى بيشترشان نمى‏ دانند [كه آن عذاب چيست].”

سوره ی الطور، آیه ی 45 تا 47

آیا مطمئن هستید که در طول زندگی خود گناهی مرتکب نشده اید و هرگز حقیقت را انکار نکرده اید؟ آیا مطمئن هستید که در آن روز پیروز از دادگاه بیرون خواهید رفت؟

حضرت عیسی مسیح  به خاطر کسانی به این دنیا آمد که نمی دانستند در روز قیامت چگونه لیست اعمالشان را به دستشان خواهند داد؛ او برای کمک به درماندگان آمد. بیایید نگاهی به سخنان او در کتاب مقدس بیاندازیم:

“پس عیسی بار دیگر به آنها گفت: «یقین بدانید كه من برای گوسفندان در هستم. همهٔ کسانیکه قبل از من آمدند، دزد و راهزن بودند و گوسفندان به صدای آنان گوش ندادند. من در هستم، هرکه به وسیلهٔ من وارد شود نجات می‌یابد و به داخل و خارج می‌رود و علوفه پیدا می‌کند. دزد می‌آید تا بدزدد، بكشد و نابود سازد. من آمده‌ام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور كامل داشته باشند. «من شبان نیكو هستم، شبان نیكو جان خود را برای گوسفندان فدا می‌سازد. امّا مزدوری كه شبان نیست و گوسفندان به او تعلّق ندارند وقتی ببیند كه گرگ می‌آید، گوسفندان را می‌گذارد و فرار می‌کند. آنگاه گرگ به گلّه حمله می‌کند و گوسفندان را پراكنده می‌سازد. او می‌گریزد چون مزدور است و به فكر گوسفندان نیست. من شبان نیكو هستم، من گوسفندان خود را می‌شناسم و آنها هم مرا می‌شناسند. همانطور كه پدر مرا می‌شناسد، من هم پدر را می‌شناسم و جان خود را در راه گوسفندان فدا می‌سازم. من گوسفندان دیگری هم دارم كه از این گلّه نیستند، باید آنها را نیز بیاورم. آنها صدای مرا خواهند شنید و یک گلّه و یک شبان خواهند شد. «پدرم مرا دوست دارد زیرا من جان خود را فدا می‌کنم تا آنان را بار دیگر بازیابم. هیچکس جان مرا از من نمی‌گیرد، من به میل خود آن را فدا می‌کنم. اختیار دارم كه آن را فدا سازم و اختیار دارم كه آن را باز به دست آورم. پدر این دستور را به من داده است.»”

انجیل یوحنا 18-7: 1

دیدیم که عیسی مسیح حتی در روز داوری هم صلاحیت و قدرت محافظت و زنده کردن کسانی را که به او تعلق دارند را دارد. آیا او واقعا این اختیار را دارد؟ می دانیم که پیشگویی های کتاب تورات، مزامیر و کتب انبیای دیگر این را اثبات می کنند که او دارای برترین قدرت و صلاحیت است. کتاب تورات به ما می گوید که جهان هستی در شش روز آفریده شده است. کتاب مزامیر و کتب انبیای دیگر پیشگویی های بیشتری در مورد آمدن عیسی مسیح کرده اند. همچنین این کتاب ها به ما نشان می دهند که آمدن او به این دنیا از قبل برنامه ریزی شده بود. چگونه شخصی می تواند به عیسی مسیح تعلق داشته باشد؟ منظور عیسی از جمله ی “جان خود را در راه گوسفندان فدا می‌سازم.” چه بود؟ جواب این سوال را در این قسمت بخوانید.

تعالیم عیسی مسیح همیشه بین مردم اختلاف ایجاد می کرد؛ امروزه نیز چنین این دو دستگی بین مردم به وجود می آید. پایان این مقاله را با خواندن آیات زیر تمام کنید و ببینید که چگونه کسانی که تعالیم او را گوش می کردند، به دو دسته تقسیم شدند:

“به‌خاطر این سخنان، بار دیگر در بین یهودیان دودستگی به وجود آمد. بسیاری از آنان گفتند: «او دیو دارد و دیوانه است. چرا به سخنان او گوش می‌دهید؟» دیگران گفتند: «کسیکه دیو دارد نمی‌تواند اینطور سخن بگوید. آیا دیو می‌تواند چشمان كور را باز نماید؟» وقتی عید تقدیس در اورشلیم فرا رسید، زمستان بود و عیسی در صحن معبد بزرگ و در داخل رواق سلیمان قدم می‌زد. یهودیان در اطراف او گرد آمدند و از او پرسیدند: «تا چه ‌موقع ما را در بی‌تکلیفی نگاه می‌داری؟ اگر مسیح هستی آشكارا بگو.» عیسی گفت: «من به شما گفته‌ام امّا شما باور نمی‌كنید. كارهایی كه به نام پدر انجام می‌دهم بر من شهادت می‌دهند. امّا شما، چون گوسفندان من نیستید ایمان نمی‌آورید. گوسفندان من صدای مرا می‌شنوند و من آنها را می‌شناسم و آنها به دنبال من می‌آیند. من به آنها حیات جاودان می‌بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هیچ‌کس نمی‌تواند آنها را از دست من بگیرد. پدری كه آنان را به من بخشیده است از همه بزرگتر است و هیچ‌کس نمی‌تواند آنها را از دست پدر من بگیرد. من و پدر یک هستیم.» بار دیگر یهودیان سنگ را برداشتند تا او را سنگسار كنند. عیسی به آنها گفت: «من از جانب پدر كارهای نیک بسیاری در برابر شما انجام داده‌ام به‌خاطر کدام‌یک از آنها مرا سنگسار می‌کنید؟» یهودیان در جواب گفتند: «برای كارهای نیک نیست كه می‌خواهیم تو را سنگسار كنیم، بلكه به‌خاطر كفرگفتن توست. تو كه یک انسان هستی و ادّعای الوهیّت می‌کنی!» عیسی در جواب گفت: «مگر در شریعت شما نوشته نشده است كه شما خدایان هستید؟ اگر خدا كسانی را كه كلام او را دریافت کرده‌اند خدایان خوانده است و ما می‌دانیم كه كلام خدا هرگز باطل نمی‌شود، پس چرا به من كه پدر، مرا برگزیده و به جهان فرستاده است نسبت كفرگویی می‌دهید، وقتی می‌گویم پسر خدا هستم؟  اگر من كارهای پدرم را بجا نمی‌آورم، به من ایمان نیاورید؛ امّا اگر كارهای او را انجام می‌دهم حتّی اگر به من ایمان نمی‌آورید به كارهای من ایمان آورید و بدانید و مطمئن شوید كه پدر در من است و من در او.» پس بار دیگر آنها می‌خواستند او را دستگیر كنند امّا از نظر ایشان دور شد. باز عیسی از رود اردن گذشته به جایی‌که یحیی قبلاً تعمید می‌داد، رفت و در آنجا ماند. بسیاری از مردم پیش او آمدند و گفتند: «یحیی هیچ معجزه‌ای نكرد امّا آنچه او دربارهٔ این مرد گفت راست بود.»در آنجا بسیاری به عیسی گرویدند.”

انجیل یوحنا 42-19: 10

روز قیامت: سوره ی الحدید، سوره ی المسد و عیسی مسیح

 سوره ی المسد به ما درباره ی روز داوری و آتش جهنم هشدار می دهد:

“بريده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد. دارايى او و آنچه اندوخت‏ سودش نكرد. بزودى در آتشى پرزبانه درآيد و زنش آن هيمه‏ كش [آتش فروز]. بر گردنش طنابى از ليف خرماست.”

سوره ی المسد، آیه ی 1 تا 5

سوره ی المسد به ما هشدار می دهد که ممکن است هلاک شویم؛ عزیزان ما نیز (مانند همسرمان، والدینمان و غیره) در روز قیامت در معرض همین خطر، یعنی مرگ،  قرار خواهند گرفت.

بنابراین با این گناهان خجالت آورمان که فقط خدا از ماهیت آنها خبردار است، چگونه می توانیم برای آن روز خود را آماده کنیم؟

سوره ی الحدید در مورد خدایی می نویسد که به واسطه ی آیاتی که برای ما فرستاد، خواستار نجات ما از تاریکیست.

“او همان كسى است كه بر بنده خود آيات روشنى فرو مى‏ فرستد تا شما را از تاريكيها به سوى نور بيرون كشاند و در حقيقت ‏خدا [نسبت] به شما سخت رئوف و مهربان است.”

سوره ی الحدید، آیه ی 9

همانطور که دیدید، به ما هشدار داده شده است كه كساني كه در تاريكي زندگي مي كنند، در آن روز به دنبال نور خواهند گشت.

“آن روز مردان و زنان منافق به كسانى كه ايمان آورده‏ اند مى‏ گويند ما را مهلت دهيد تا از نورتان [اندكى] برگيريم گفته مى ‏شود بازپس برگرديد و نورى درخواست كنيد آنگاه ميان آنها ديوارى زده مى ‏شود كه آن را دروازه‏ اى است باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد. [دو رويان] آنان را ندا درمى‏ دهند آيا ما با شما نبوديم مى‏ گويند چرا ولى شما خودتان را در بلا افكنديد و امروز و فردا كرديد و ترديد آورديد و آرزوها شما را غره كرد تا فرمان خدا آمد و [شيطان] مغروركننده شما را در باره خدا بفريفت.”

سوره ی الحدید، آیه ی 13 تا 14

اما اگر ما در نور زندگی نمی کنیم، عاقبتمان در آن روز چه می شود و چه بلایی سرمان خواهد آمد؟ آیا امیدی برای تغییر نتیجه وجود دارد؟

عیسی مسیح برای کمک به ما به روی زمین آمد؛ دقیقا برای نجات دادنمان در آن روز بزرگ. او برای کسانی که در روز داوری هیچ امیدی ندارند و در باتلاق گناهانشان در حال غرقند، به مانند نوری است. او در این مورد چنین می گوید:

” عیسی باز به مردم گفت: «من نور جهان هستم، کسی‌که از من پیروی كند در تاریكی سرگردان نخواهد شد، بلكه نور حیات را خواهد داشت.» فریسیان به او گفتند: «تو دربارهٔ خودت شهادت می‌دهی پس شهادت تو اعتباری ندارد.» عیسی در پاسخ گفت: «من حتّی اگر بر خود شهادت بدهم، شهادتم معتبر است، زیرا من می‌دانم از كجا آمده‌ام و به كجا می‌روم ولی شما نمی‌دانید كه من از كجا آمده‌ام و به كجا می‌روم. شما از نظر انسانی قضاوت می‌کنید، ولی من دربارهٔ هیچ‌کس چنین قضاوت نمی‌کنم. اگر قضاوت هم بكنم قضاوت من درست است، چون در این كار تنها نیستم، بلكه پدری كه مرا فرستاد نیز با من است. در شریعت شما هم نوشته شده است، كه گواهی دو شاهد معتبر است: یکی خود من هستم كه برخود شهادت می‌دهم و شاهد دیگر، پدری است كه مرا فرستاد.» به او گفتند: «پدر تو كجاست؟» عیسی پاسخ داد: «شما نه مرا می‌شناسید و نه پدر مرا. اگر مرا می‌شناختید پدر مرا نیز می‌شناختید.» عیسی این سخنان را هنگامی‌که در بیت‌المال معبد بزرگ تعلیم می‌داد گفت و کسی به طرف او دست دراز نكرد، زیرا وقت او هنوز نرسیده بود. باز عیسی به ایشان گفت: «من می‌روم و شما به دنبال من خواهید گشت ولی در گناهان خود خواهید مرد و به جایی‌که من می‌روم نمی‌توانید بیایید.» یهودیان به یكدیگر گفتند: «وقتی می‌گوید جایی‌که من می‌روم شما نمی‌توانید بیایید، آیا منظورش این است كه او می‌خواهد خودش را بكشد؟» عیسی به آنها گفت: «شما به این عالم پایین تعلّق دارید و من از عالم بالا آمده‌ام، شما از این جهان هستید، ولی من از این جهان نیستم. به این جهت به شما گفتم كه در گناهان خود خواهید مرد. اگر ایمان نیاورید كه من او هستم، در گناهان خود خواهید مرد.» آنان از او پرسیدند: «تو كیستی؟» عیسی جواب داد: «من همان کسی هستم كه از اول هم به شما گفتم. چیزهای زیادی دارم كه دربارهٔ شما بگویم و داوری نمایم امّا فرستندهٔ من حق است و من آنچه را كه از او شنیده‌ام به جهان اعلام می‌کنم.» آنها نفهمیدند كه او دربارهٔ پدر با آنان صحبت می‌کند. به همین دلیل عیسی به آنان گفت: «وقتی شما پسر انسان را از زمین بلند كردید آن وقت خواهید دانست كه من او هستم و از خود كاری نمی‌کنم، بلكه همان‌طور كه پدر به من تعلیم داده است سخن می‌گویم. فرستندهٔ من با من است. پدر مرا تنها نگذاشته است، زیرا من همیشه آنچه او را خشنود می‌سازد به عمل می‌آورم.» در نتیجهٔ این سخنان بسیاری به او گرویدند.”

انجیل یوحنا 30-12: 8

با توجه به آیاتی که در بالا ذکر شد، میبینیم که وقتی عیسی مسیح از قانون شریعت صحبت کرد، به موضوع “نور حیات و جهان” و  صلاحیتش اشاره کرد. قبلا هم خواندیم که کتاب تورات موسی در مورد آمدن او نبوت هایی کرده است؛ همچنین این کتاب در مورد صلاحیت و قدرت او هم مطالبی نوشته است. کتاب های بعدی، یعنی کتاب مزامیر و کتب انبیای دیگر نیز، در مورد آمدن او پیشگویی های بی نظیری کرده اند؛ همه ی این کتاب ها و پیشگویی های داخل آنها، نشانه ای است برای ما، تا بدانیم که او از جانب خدا آمده و صاحب تمامی قدرت ها و برترین صلاحیت هاست. “پسر انسان” کیست؟ منظور عیسی مسیح در جمله ی “وقتی شما پسر انسان را از زمین بلند کردید…” چیست؟ “داشتن نور زندگی” چه معنایی دارد؟ جواب این سوالات را در این قسمت مطالعه کنید. امروز این نور را با تمامی وجود قبول کنید و به آن ایمان بیاورید؛ زیرا که در روز داوری پیدا کردن آن خیلی سخت است و ناممکن. به آیاتی از سوره ی الحدید توجه بفرمایید:

“پس امروز نه از شما و نه از كسانى كه كافر شده‏ اند عوضى پذيرفته نمى ‏شود جايگاهتان آتش است آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است.”

سوره ی الحدید، آیه ی 15

به سخنان عیسی مسیح توجه بفرمایید:

سپس عیسی به یهودیانی كه به او گرویده بودند گفت: «اگر مطابق تعالیم من عمل كنید، در واقع شاگردان من خواهید بود و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد كرد.»  آنها به او جواب دادند: «ما فرزندان ابراهیم هستیم و هرگز بردهٔ كسی نبوده‌ایم. مقصود تو از اینكه می‌گویی شما آزاد خواهید شد چیست؟» عیسی به ایشان گفت: «یقین بدانید كه هرکسی كه گناه می‌کند بردهٔ گناه است  و برده همیشه در میان اهل خانه نمی‌ماند ولی پسر همیشه می‌ماند. پس اگر پسر، شما را آزاد سازد واقعاً آزاد خواهید بود. می‌دانم كه شما فرزندان ابراهیم هستید. امّا چون تعالیم من در دلهای شما جایی ندارد، می‌خواهید مرا بكشید.  من دربارهٔ آنچه در حضور پدر دیده‌ام سخن می‌گویم و شما هم آنچه را از پدر خود آموخته‌‌اید، انجام می‌دهید.»  آنها در پاسخ گفتند: «ابراهیم پدر ماست.»عیسی به آنها گفت: «اگر فرزندان ابراهیم می‌بودید، کارهای او را بجا می‌آورید، ولی حالا می‌خواهید مرا بكشید، درحالی‌که من همان کسی هستم كه حقیقت را آن‌چنان‌که از خدا شنیده‌ام به شما می‌گویم. ابراهیم چنین کاری نكرد. شما كارهای پدر خود را بجا می‌آورید.»آنها به او گفتند: «ما حرامزاده نیستیم، ما یک پدر داریم و آن خود خداست.» عیسی به آنها گفت: «اگر خدا پدر شما می‌بود، مرا دوست می‌داشتید؛ زیرا من از جانب خدا آمده‌ام و در بین شما هستم. من خودسرانه نیامده‌ام، بلكه او مرا فرستاد. چرا سخنان مرا نمی‌فهمید؟ برای اینكه طاقت شنیدن چنین سخنانی را ندارید. شما فرزندان پدر خود، ابلیس هستید و آرزوهای پدر خود را به عمل می‌آورید. او از اول قاتل بود و از راستی بی‌خبر است، چون در او هیچ راستی نیست. وقتی دروغ می‌گوید مطابق سرشت خود رفتار می‌نماید؛ زیرا دروغگو و پدر تمام دروغ‌هاست. امّا من چون حقیقت را به شما می‌گویم، به من ایمان نمی‌آورید. کدامیک از شما می‌تواند گناهی به من نسبت دهد؟ پس اگر من حقیقت را می‌گویم، چرا به من ایمان نمی‌آورید؟ کسیکه از خدا باشد، به كلام خدا گوش می‌دهد. شما به كلام خدا گوش نمی‌دهید، چون از خدا نیستید.»  یهودیان در جواب به او گفتند: «آیا درست نگفتیم كه تو سامری هستی و دیو داری؟» عیسی گفت: «من دیو ندارم، بلكه به پدر خود احترام می‌گذارم ولی شما مرا بی‌حرمت می‌سازید. من طالب جلال خود نیستم، كس دیگری هست كه طالب آن است و او قضاوت می‌کند. یقین بدانید اگر کسی از تعالیم من اطاعت نماید، هرگز نخواهد مرد.»  یهودیان به او گفتند: «حالا مطمئن شدیم كه تو دیو داری. ابراهیم و همهٔ انبیا مردند ولی تو می‌گویی: هرکه از تعالیم من اطاعت نماید، هرگز نخواهد مرد. آیا تو از پدر ما ابراهیم و همهٔ انبیایی كه مرده‌اند بزرگتری؟ فكر می‌کنی كه هستی؟» عیسی پاسخ داد: «اگر من خود را آدم بزرگی بدانم این بزرگی ارزشی ندارد، آن پدر من است كه مرا بزرگی و جلال می‌بخشد، همان کسیکه شما می‌گویید خدای شماست.  شما هیچ‌وقت او را نشناخته‌اید، امّا من او را می‌شناسم و اگر بگویم كه او را نمی‌شناسم، مانند شما دروغگو خواهم بود، ولی من او را می‌شناسم و آنچه می‌گوید اطاعت می‌کنم.  پدر شما ابراهیم از اینكه امید داشت روز مرا ببیند، خوشحال بود و آن را دید و شادمان شد.»  یهودیان به او گفتند: «تو هنوز پنجاه سال هم نداری پس چگونه ممكن است، ابراهیم را دیده باشی؟» عیسی به ایشان گفت: «یقین بدانید كه پیش از تولّد ابراهیم، من بوده‌ام و هستم.»آنها سنگ برداشتند كه به سوی عیسی پرتاب كنند ولی از نظر مردم دور شد و معبد بزرگ را ترک كرد و رفت.”

انجیل یوحنا 59-31: 8

 

 

روز داوری و قیامت: سوره ی التکاثر، سوره ی القارعة و عیسی مسیح

 سوره ی القارعة در مورد روز داوری چنین می نویسد:

“چيست كوبنده و تو چه دانى كه كوبنده چيست. روزى كه مردم چون پروانه[هاى] پراكنده گردند و كوه ‏ها مانند پشم زده‏ شده رنگين شود، اما هر كه سنجيده ‏هايش سنگين برآيد، پس وى در زندگى خوشى خواهد بود و اما هر كه سنجيده ‏هايش سبك بر آيد، پس جايش هاويه باشد.”

سوره ی القارعة، آیه ی 2 تا 9

سوره ی القارعة در مورد امید کسانی می نویسد که در روز قیامت ترازوی اعمالشان سنگین خواهد بود. پس کسانی که ترازوی اعمالشان سبک است، چه حالی خواهند داشت؟

سوره ی التکاثر به ما چنین هشدار می دهد:

“تفاخر به بيشترداشتن شما را غافل داشت تا كارتان [و پايتان] به گورستان رسيد. نه چنين است زودا كه بدانيد باز هم نه چنين است زودا كه بدانيد. هرگز چنين نيست اگر علم‏اليقين داشتيد به يقين دوزخ را مى ‏بينيد، سپس آن را قطعا به عين‏اليقين درمى‏ يابيد. سپس در همان روز است كه از نعمت [روى زمين] پرسيده خواهيد شد.”

سوره ی التکاثر، آیه ی 1 تا 8

سوره ی التكاثر درباره ی پرس و جو شدنمان در روز محاکمه می نویسد؛ همچنین از آتش ترسناک جهنم صحبت می کند.

اگر ترازوی کارهای خوبمان سبک باشد، آیا می توانیم برای آن روز خود را آماده کنیم؟

عیسی مسیح دقیقا به خاطر کسانی به این دنیا آمد که ترازوی کارهای خوبشان سبک بود. او در اینباره در کتاب مقدس چنین گفته بود:

“عیسی به آنها گفت: «من نان حیات هستم. هرکه نزد من بیاید، هرگز گرسنه نخواهد شد و هرکه به من ایمان بیاورد، هرگز تشنه نخواهد گردید، امّا چنانکه گفتم شما با اینكه مرا دیدید ایمان نیاوردید. همهٔ کسانیکه پدر به من می‌بخشد به سوی من خواهند آمد و کسی را که پیش من می‌آید بیرون نخواهم كرد. من از آسمان به زمین آمده‌ام نه به‌خاطر آنكه ارادهٔ خود را به عمل آورم، بلكه ارادهٔ فرستندهٔ خویش را و ارادهٔ فرستندهٔ من این است كه من از همهٔ کسانی‌که او به من داده است حتّی یک نفر را هم از دست ندهم، بلكه در روز بازپسین آنها را زنده كنم، زیرا خواست پدر من این است كه هرکس پسر را می‌بیند و به او ایمان می‌آورد، صاحب حیات جاودان گردد. و من او را در روز بازپسین زنده خواهم كرد.» پس یهودیان شكایت‌ كنان به او اعتراض كردند، زیرا او گفته بود: «من آن نانی هستم كه از آسمان نازل شده است.» آنها گفتند: «آیا این مرد عیسی، پسر یوسف، نیست كه ما پدر و مادر او را می‌شناسیم؟ پس چگونه می‌گوید: “من از آسمان آمده‌ام.”» عیسی در جواب گفت: «این‌قدر شكایت نكنید. هیچ‌ کس نمی‌تواند نزد من بیاید، مگر اینكه پدری كه مرا فرستاد او را به طرف من جذب نماید و من او را در روز بازپسین زنده خواهم ساخت. در كتب انبیاء نوشته شده است: همه از خدا تعلیم خواهند یافت. بنابراین هرکس صدای پدر را شنیده واز او تعلیم گرفته باشد، نزد من می‌آید. البتّه هیچ‌ کس پدر را ندیده است. فقط کسی‌که از جانب خدا آمده پدر را دیده است. یقین بدانید کسی‌که به من ایمان می‌آورد حیات جاودان دارد. من نان حیات هستم. نیاکان شما در بیابان مَنّا را خوردند ولی مردند، امّا من دربارهٔ نانی صحبت می‌کنم كه از آسمان نازل شده است و اگر کسی از آن بخورد هرگز نمی‌میرد. من آن نان زنده هستم كه از آسمان آمده است. هرکه این نان را بخورد تا ابد زنده خواهد ماند و نانی كه من خواهم داد، بدن خودم می‌باشد، كه آن را به‌خاطر حیات جهانیان می‌دهم.»”

انجیل یوحنا، 51-35: 6

عیسی مسیح اعلام كرد كه “از آسمان آمده است” و به کسانی كه به او ایمان بیاورند “زندگی جاوید” خواهد داد. یهودیانی که به حرف های او گوش می دادند، از او خواستند تا سخنان و صلاحیتش را ثابت کند. عیسی مسیح برای اثبات سخنانش، به پیامبران و کتب مقدس قبل از خود مراجعه کرد؛ یعنی به نوشته های همان پیامبرانی که آمدن او را نبوت کرده بودند. برای مثال، کتاب تورات موسی درباره ی آمدن او می نویسد؛ پیامبران بعد از حضرت موسی نیز درباره ی آمدن او پیشگویی های زیادی کردند. معنای عبارت “به او ایمان آوردن” چیست؟  ما در اینجا این سوال را بررسی خواهیم کرد.

عیسی مسیح با شفا دادن، کنترل کردن طبیعت و معجزه کردن، صلاحیت و قدرت خود را به همه نشان می داد؛ همه ی این ها به تعلیماتش تاثئر می گذاشت.

” در اواسط روزهای عید، عیسی به معبد بزرگ آمد و به تعلیم دادن پرداخت. یهودیان با تعجّب می‌گفتند: «این شخص كه هرگز تعلیم نیافته است، چگونه كتب مقدّس را می‌داند؟» عیسی در جواب ایشان گفت: «آنچه من تعلیم می‌دهم از خود من نیست، بلكه از طرف فرستندهٔ من است. کسیکه مایل باشد ارادهٔ او را انجام دهد خواهد دانست كه تعالیم من از جانب خداست یا من فقط از خود سخن می‌گویم. هرکه از خود سخن بگوید طالب جاه و جلال برای خود می‌باشد. امّا کسی‌که طالب جلال فرستنده خود باشد، آدمی است صادق و در او ناراستی نیست. مگر موسی شریعت را به شما نداد شریعتی كه هیچ‌یک از شما به آن عمل نمی‌کند؟ چرا می‌خواهید مرا بكشید؟» مردم در جواب گفتند: «تو دیو داری. چه کسی می‌خواهد تو را بكشد؟» عیسی جواب داد: «من یک كار کرده‌ام و همهٔ شما از آن تعجّب کرده‌اید. موسی قانون مربوط به ختنه را به شما داد (هرچند از موسی شروع نشد بلكه از اجداد قوم) و شما در روز سبت پسران خود را ختنه می‌کنید. پس اگر پسران خود را در روز سبت ختنه می‌کنید تا قانون موسی شكسته نشود، چرا به این دلیل كه من در روز سبت به یک انسان سلامتی كامل بخشیدم بر من خشمگین شده‌اید؟ از روی ظاهر قضاوت نكنید، بلكه در قضاوتهای خود با انصاف باشید.» پس بعضی از مردم اورشلیم گفتند: «آیا این همان کسی نیست كه می‌خواهند او را بكشند؟  ببینید او در اینجا به طور علنی صحبت می‌کند و آنها چیزی به او نمی‌گویند. آیا حكمرانان ما واقعاً قبول دارند كه او مسیح موعود است؟ با وجود این ما همهٔ می‌دانیم كه این مرد اهل كجاست، امّا وقتی مسیح ظهور كند هیچ‌کس نخواهد دانست كه او اهل كجاست.» از این رو وقتی عیسی در معبد بزرگ تعلیم می‌داد با صدای بلند گفت: «شما مرا می‌شناسید و می‌دانید كه اهل كجا هستم. ولی من به دلخواه خود نیامده‌ام زیرا فرستنده من حق است و شما او را نمی‌شناسید، امّا من او را می‌شناسم زیرا از جانب او آمده‌ام و او مرا فرستاده است.» در این وقت آنها خواستند او را دستگیر كنند، امّا هیچ‌کس دست به طرف او دراز نكرد، زیرا وقت او هنوز نرسیده بود، ولی عدّهٔ زیادی به او ایمان آوردند و می‌گفتند: «آیا وقتی مسیح ظهور كند از این شخص بیشتر معجزه می‌نماید؟» فریسیان آنچه را كه مردم دربارهٔ او به طور پنهانی می‌گفتند شنیدند. پس آنها و سران كاهنان پاسبانانی فرستادند تا عیسی را بازداشت كنند. آنگاه عیسی گفت: «فقط مدّت كوتاهی با شما خواهم بود و بعد به نزد فرستندهٔ خود خواهم رفت. شما به دنبال من خواهید گشت، امّا مرا نخواهید یافت و به جایی‌که من خواهم بود شما نمی‌توانید بیایید.» پس یهودیان به یكدیگر گفتند: «كجا می‌خواهد برود كه ما نتوانیم او را پیدا كنیم، آیا می‌خواهد پیش كسانی برود كه در میان یونانیان پراكنده هستند و به یونانیان تعلیم دهد؟ او می‌گوید: «به دنبال من خواهید گشت امّا مرا نخواهید یافت و به جایی‌که من خواهم بود شما نمی‌توانید بیایید.” مقصود او از این حرف چیست؟» در آخرین روز كه مهمترین روز عید بود، عیسی ایستاد و با صدای بلند گفت: «اگر کسی تشنه است پیش من بیاید و بنوشد. چنانکه كلام خدا می‌فرماید: “نهرهای آب زنده از درون آن کسیکه به من ایمان بیاورد جاری خواهد گشت.” این سخنان را دربارهٔ روح‌القدس، كه می‌باید به مؤمنین او داده شود می‌گفت و چون هنوز عیسی جلال نیافته بود روح‌القدس عطا نشده بود. بسیاری از کسانیکه این سخن را شنیدند گفتند: «این مرد واقعاً همان نبی موعود است» دیگران گفتند: «او مسیح است.» و عدّه‌ای هم گفتند: «آیا مسیح از جلیل ظهور می‌کند؟ مگر کتاب‌ مقدّس نمی‌گوید كه مسیح باید از خاندان داوود و اهل دهكدهٔ داوود یعنی بیت‌ لحم باشد؟» به این ترتیب دربارهٔ او در میان جمعیّت دودستگی به وجود آمد. عدّه‌ای خواستند او را دستگیر كنند، امّا هیچ‌کس به طرف او دست دراز نكرد.”

انجیل یوحنا، 44-14: 7

در اینجا عبارت “نهر های آب زنده” به معنای روح القدس است؛ روح القدس در روز پنطیکاست، بر سر شاگردان مسیح فرو آمد. امروزه، روح القدس با آزاد کردن مردم از مرگ، گناه و عذاب روز قیامت، به آنها زندگی جدید و جاوید می بخشد. برای به دست آوردن این زندگی جدید و جاوید، می بایت به تشنه بودنمان اعتراف کنیم.

 

روز محاکمه: سوره ی الطارق، سوره ی العادیات و مسیح

سوره ی الطارق در مورد روز قیامت و محاکمه حرف می زند:

“در حقيقت او [= خدا] بر بازگردانيدن وى بخوبى تواناست. آن روز كه رازها [همه] فاش شود. پس او را نه نيرويى ماند و نه يارى.”

سوره ی الطارق، آیه ی 8 تا 10

سوره ی الطارق به ما می گوید که خداوند از همه چیز ما خبردار است. در ادامه اشاره می کند که در آن روز هیچ کمکی به ما نخواهد شد. در سوره ی العادیات نیز این چنین به روز محاکمه اشاره شده است:

“كه انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است و او خود بر اين [امر] نيك گواه است و راستى او سخت‏ شيفته مال است. مگر نمى‏ داند كه چون آنچه در گورهاست بيرون ريخته گردد و آنچه در سينه‏ هاست فاش شود. در چنان روزى پروردگارشان به [حال] ايشان نيك آگاه است.”

سوره ی العادیات، آیه ی 6 تا 11

سوره ی العادیات به ما درباره ی آشکار شدن همه چیز در روز قیامت هشدار می دهد. همچنین از آگاه بودن خداوند می نویسد.

ممکن است درباره ی روز بعد فکر نکنیم. ما می توانیم امیدوار باشیم که همه چیز خوب خواهد شود، اما سوره ی الطارق و سوره ی العادیات هشدارهای بسیار جدی در مورد روز قیامت و محاکمه داده اند.

آیا آماده بودن بهتر نیست؟ این کار چه طور ممکنه؟

عیسی مسیح  برای کسانی از جمله ما، آمده است که می خواهیم برای آن روز آماده و حاضر باشیم. او در کتاب مقدس چنین گفته بود:

“زیرا همان‌طور كه پدر مردگان را زنده می‌کند و به آنان حیات می‌بخشد، پسر هم هرکه را بخواهد زنده می‌کند. پدر بر هیچ‌کس داوری نمی‌کند، او تمام داوری را به پسر سپرده است، تا آنكه همه، همان‌طور كه پدر را احترام می‌کنند، پسر را نیز احترام نمایند. کسی‌که به پسر بی‌حرمتی كند، به پدر كه فرستندهٔ اوست بی‌حرمتی كرده است. «یقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و هرگز محكوم نخواهد شد، بلكه از مرگ گذشته و به حیات رسیده است. یقین بدانید كه زمانی خواهد آمد، و در واقع آن زمان شروع شده است، كه مردگان صدای پسر خدا را خواهند شنید و هرکه بشنود زنده خواهد شد. زیرا همان‌طور كه پدر منشأ حیات است، به پسر هم این قدرت را بخشیده است تا منشاء حیات باشد و به او اختیار داده است كه داوری نماید، زیرا پسر انسان است.”

انجیل یوحنا 27-21: 5

در این آیات می بینیم که عیسی مسیح اعلام می کند که صاحب اقتدار و صلاحیت زیادی است؛ او حتی از  قدرت و صلاحیتی که در روز قیامت خواهد داشت، سخن می گوید . تمامی سخنانش را پیشگویی های موجود در کتاب تورات موسی تأیید می کنند. کتاب تورات درمورد آفرینش جهان هستی در شش روز می نویسد. کتاب مزامیر و کتب پیامبران دیگر، نبوت های زیادی راجع به آمدن او کرده اند.  “یقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و هرگز محكوم نخواهد شد، بلكه از مرگ گذشته و به حیات رسیده است.”  معنای این سخنان عیسی مسیح چیست؟ در اینجا می توانید جواب این سوال را پیدا کنید.

 

روز قیامت: سوره ی الهمزة و عیسی مسیح

 سوره ی الهمزة در مورد روز قیامت چنین می نویسد:

“واى بر هر بدگوى عيب جويى كه مالى گرد آورد و برشمردش پندارد كه مالش او را جاويد كرده، ولى نه قطعا در آتش خردكننده فرو افكنده خواهد شد و تو چه دانى كه آن آتش خردكننده چيست. آتش افروخته خدا[يى] است.”

6سوره ی الهمزة  آیه ی 1 تا

می بینیم که سوره ی الهمزة از آتشی سخن می گوید که گریبانگیر بدکاران، خسیسان، حریصان و عیب جویان خواهد شد؛ ولی کسانی که سخاوتمند، فروتن، بخشنده و نیکوکار هستند از این آتش و خشم خداوند در آن روز در امان خواهند ماند.

پس در مورد ما تکلیف چیست؟

عیسی مسیح برای نجات کسانی آمد که از خشم خدا می ترسیدند. او در کتاب انجیل چنین می گوید:

” کسی هرگز به آسمان بالا نرفت، مگر آن‌کس كه از آسمان پایین آمد، یعنی پسر انسان كه جایش در آسمان است. «همان طوری که موسی در بیابان مار برنزی را بر بالای تیری قرار داد، پسر انسان هم باید بالا برده شود تا هرکس به او ایمان بیاورد صاحب حیات جاودان گردد. زیرا خدا جهانیان را آن‌ قدر محبّت نمود كه پسر یگانهٔ خود را داد تا هرکه به او ایمان بیاورد هلاک نگردد، بلكه صاحب حیات جاودان شود. زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد كه جهانیان را محكوم نماید بلكه تا آنان را نجات بخشد. «هرکس به او ایمان بیاورد محكوم نمی‌شود امّا کسی‌که به او ایمان نیاورد در محکومیّت باقی می‌ماند، زیرا به اسم پسر یگانهٔ خدا ایمان نیاورده است. حكم این است كه نور به جهان آمد ولی مردم به علّت کارهای شرارت‌آمیز خود تاریكی را بر نور ترجیح دادند، زیرا کسی‌ که مرتكب كارهای بد می‌شود از نور متنفّر است و از آن دوری می‌جوید مبادا کارهایش مورد سرزنش واقع شود. امّا شخص نیكوكار به سوی نور می‌آید تا روشن شود كه کارهایش در اتّحاد با خدا انجام شده است.»”

انجیل یوحنا 21-13: 3

عیسی مسیح در باره ی اقتدار و قدرت زیاد خود صحبت می کرد؛ او حتی اعلام کرد که از بهشت ​​فرود آمده است. در مکالمه ی دیگری با یک زن سامری، او خود را “آب زنده” معرفی می کند.(در اینجا می توانید این حادثه را مطالعه کنید)

“عیسی به او پاسخ داد: «اگر می‌دانستی بخشش خدا چیست و كیست كه از تو آب می‌خواهد، حتماً از او خواهش می‌کردی و او به تو آب زنده عطا می‌کرد.» زن گفت: «ای آقا دلو نداری و این چاه عمیق است. از كجا آب زنده می‌آوری؟ آیا تو از جدّ ما یعقوب بزرگتری كه این چاه را به ما بخشید و خود او و پسران و گلّه‌اش از آن آشامیدند؟» عیسی گفت: «هرکه از این آب بنوشد باز تشنه خواهد شد، امّا هرکس از آبی كه من می‌بخشم بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد، زیرا آن آبی كه به او می‌دهم در درون او به چشمه‌ای تبدیل خواهد شد كه تا حیات جاودان خواهد جوشید.»”

انجیل یوحنا، 14-10: 4

پیشگویی های کتاب تورات موسی تورات به ما می گوید که جهان هستی در شش روز آفریده شده است. کسخنان عیسی مسیح را که دریاره ی قدرت و صلاحیتش بود، تأیید می کند. کتاب تاب مزامیر و کتب انبیای دیگر پیشگویی های بیشتری در مورد آمدن عیسی مسیح کرده اند. همچنین این کتاب ها به ما نشان می دهند که آمدن او به این دنیا از قبل برنامه ریزی شده بود. “یقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و هرگز محكوم نخواهد شد، بلكه از مرگ گذشته و به حیات رسیده است.” برای توضیح بیشتر این آیه، قسمت را کلیک کنید.

 

 

 

یوسف که بود و چه درسی می توان از داستان زندگی او گرفت؟

سوره ی یوسف، داستان زندگی حضرت یوسف را توصیف می کند. یوسف پسر یعقوب نبی بود؛ حضرت یعقوب  نیز پسر اسحاق و اسحاق نیز پسر ابراهیم نبی. یعقوب دوازده پسر داشت که یوسف یکی از آنها بود. یازده برادر یوسف علیه او توطئه کردند. این داستان برای اولین بار در کتاب تورات موسی در حدود 3500 سال پیش ذکر شده است. کل داستان را در اینجا می توانید مطالعه کنید. داستان دیگری از زندگی حضرت یوسف را می توانید در سوره ی یوسف بخوانید. سوره ی یوسف به ما می گوید که این حوادث فقط یک داستان نیست:

به راستى در [سرگذشت] يوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتها است.

سوره ی یوسف، آیه ی7

ماجرای یوسف و برادرانش چه درس عبرتی می تواند برای ما داشته باشد؟ جواب این سوال را با مطالعه ی این داستان در کتاب تورات و خواندن سوره ی یوسف خواهیم یافت.

در مقابلش سجده کردن…؟

یکی از نشانه ها، رویایی است که یوسف برای پدر خویش تعریف کرده بود:

“[ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى كنند.

سوره ی یوسف، آیه ی 4

در پایان داستان می خوانیم که:

“و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است.

سوره ی یوسف، آیه ی 100

کلمه ی “سجده” در کل قرآن بارها تکرار شده است؛ اما همه این سجده کردن ها متعلق به نماز، در کعبه و یا سجده بر خدای متعال یا معجزات اوست.(مثلاً در داستان جادوگران مصر و حضرت موسی) در اینجا ما در مورد “سجده” در برابر انسان (یوسف) صحبت می کنیم. می دانیم که به فرشتگان فقط یکبار دستور داده شده است در برابر حضرت آدم سجده کنند. (سوره ی طه آیه ی 116 و سوره ی الاعراف آیه ی 11 را بخوانید ). باید توجه داشته باشیم که فرشتگان انسان نیستند و انسان ها نیز می بایست فقط و فقط در مقابل خداوند سجده کنند.

“اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد و كار خوب انجام دهيد باشد كه رستگار شويد.”

سوره ی الحج، آیه ی 77

چرا حضرت یوسف استثناء بود؟ چرا پدرش، یعقوب و برادرانش او را سجده کردند؟

پسر انسان

کتاب مقدس نیز به ما دستور داده است که فقط خدا را بپرستیم و فقط در مقابل او سجده کنیم؛ اما در اینجا هم موارد استثنایی وجود دارد. دانیال نبی آینده را پیشبینی می کرد؛ او درباره ی آمدن ملکوت خداوند و “پسر انسان”  نبوت هایی کرده بود.

در خواب موجودی را دیدم که شبیه انسان بود. او بر ابرهای آسمان آمد و به حضور موجود ازلی رفت. به او اختیار و جلال و قدرتِ سلطنت داده شد تا همهٔ اقوام از هر زبان و نژاد او را خدمت نمایند. قدرت او ابدی و سلطنتش دانیال 1413بی‌زوال است

7.

همانطور که خانواده ی یوسف در برابر او تعظیم کردند، مردم جهان نیز در برابر “پسر انسان” سجده خواهند کرد.

عیسی مسیح بیشتر اوقات از خود با عنوان “پسر انسان” یاد می کرد. او قدرت و صلاحیت زیادی در تعلیم دادن، شفا دادن و کنترل کردن طبیعت داشت. با این حال، او” بر روی ابر های آسمان” به این دنیا نیامد (طبق رویای دانیال نبی)؛ دلیل آن این است که آن رویا متعلق به آینده است، یعنی درست زمانی که عیسی مسیح برا ی بار دوم برای نابودی دجال (همانطور که به آدم و حوا گفته شد) و به وجود آوردن ملکوت و پادشاهی خداوند، دوباره به این دنیا خواهد آمد.

وقتی که عیسی مسیح برای اولین بار به این دنیا آمد، از یک باکره متولد و برای ملکوت خداوند، کفاره ی گناهان بسیاری از مردم شد. بعد ها  او در تعالیمش به آمدن دوباره ی خود اشاره کرد؛ او درباره ی اینکه چگونه “پسر انسان” روی ابرها برای دومین بار به این دنیا خواهد آمد و مردمی که به او ایمان آورده اند را از دیگران جدا خواهد کرد، صحبت می کرد.  همانطور که برادران یوسف در برابرش تعظیم کردند، عیسی مسیح آینده را می دید که تمامی ملت ها در مقابلش سجده خواهد کرد و او اینگونه تعلیم می داد:

“«وقتی پسر انسان با جلال خود همراه با همهٔ فرشتگان می‌آید، بر تخت پادشاهی خود خواهد نشست و تمام ملل روی زمین در حضور او جمع می‌شوند. آنگاه او مانند شبانی كه گوسفندان را از بُزها جدا می‌کند، آدمیان را به دو گروه تقسیم خواهد كرد. گوسفندان را در دست راست و بُزها را در دست چپ خود قرار خواهد داد. آنگاه پادشاه به آنانی كه در سمت راست او هستند خواهد گفت: “ای کسانی‌که از جانب پدر من بركت یافته‌اید! بیایید و وارث سلطنتی شوید كه از ابتدای آفرینش عالم برای شما آماده شده است. چون وقتی گرسنه بودم به من خوراک دادید، وقتی تشنه بودم به من آب دادید، هنگامی‌که غریب بودم مرا به خانهٔ خود بردید وقتی عریان بودم مرا پوشانیدید، وقتی بیمار بودم به عیادت من آمدید و وقتی‌که در زندان بودم از من دیدن كردید” آنگاه نیكان پاسخ خواهند داد: “ای خداوند چه وقت تو را گرسنه دیدیم كه به تو خوراک داده باشیم و یا چه موقع تو را تشنه دیدیم كه به تو آب داده باشیم؟ چه زمان غریب بودی كه تو را به خانه بردیم یا برهنه بودی كه تو را پوشاندیم؟ چه وقت تو را بیمار یا زندانی دیدیم كه به دیدنت آمدیم؟” پادشاه در جواب خواهد گفت: “بدانید آنچه به یکی از كوچكترین پیروان من كردید، به من كردید.” «آنگاه به آنانی كه در سمت چپ او هستند خواهد گفت: “ای ملعونان، از من دور شوید و به آتش ابدی كه برای ابلیس و فرشتگان او آماده شده است بروید، زیرا وقتی گرسنه بودم به من خوراک ندادید، وقتی تشنه بودم به من آب ندادید وقتی غریب بودم مرا نپذیرفتید، وقتی برهنه بودم مرا نپوشانیدید و وقتی بیمار و زندانی بودم به دیدن من نیامدید.” آنان نیز جواب خواهند داد: “چه موقع تو را گرسنه یا تشنه یا غریب یا عریان یا بیمار یا زندانی دیدیم و كاری برایت نكردیم؟” او جواب خواهد داد: “بدانید آنچه به یکی از این كوچكان نكردید به من نكردید”و آنان به كیفر ابدی خواهند رسید، ولی نیكان به حیات جاودانی وارد خواهند شد.»

انجیل متی، 46-31: 25

حضرت یوسف و عیسی مسیح

حضرت یوسف و عیسی مسیح، به غیر از موضوع “سجده” حوادث مشابه دیگری را نیز تجربه کردند. به این رویداد ها توجه کنید:

 

رویداد های زندگی حضرت یوسفرویداد های زندگی عیسی مسیح
برادران یوسف، که رهبران آینده ی دوازده قبیله ی اسرائیل بودند، از یوسف بدشان می آمد و او را طرد کردند.همه ی قوم یهود از عیسی مسیح متنفر بودند و او را به عنوان مسیح قبول نداشتند.
یوسف به برادرانش می گوید که در آینده آنها او را پرستش خواهند کرد.عیسی مسیح می گوید که برادرانش (در اینجا به معنای یهودیان) او را پرستش خواهند کرد.(نگاه کنید به انجیل مرقس 14:62)

 

پدرش یعقوب، او را نزد برادرانش فرستاد، اما برادرانش او را قبول نكردند و می خواستند او را بکشند.پدرش عیسی مسیح را نزد برادران یهودی خود می فرستد، “اما آنها او را نپذیرفتند” (نگاه کنید به انجیل یوحنا 1:11). “آنها تصمیم گرفتند که عیسی را بکشند” (انجیل یوحنا 11:53).
آنها یوسف را به چاه انداختند.عیسی مسیح قبلا به روی زمین آمده بود.
یوسف را به بیگانگان فروختند تا در آنجا کشته شود.عیسی مسیح را فروختند و او را به دست بیگانگان سپردند تا در آنجا کشته شود.
او را به جای خیلی دوری بردند و پدر و برادرانش فکر کردند که او مرده است.قوم یهود تا به امروز فکر می کنند که عیسی مسیح مرده است.
یوسف را به عنوان برده خوار شمردند.عیسی مسیح خود را از تمام مزایا محروم نموده، به صورت یک غلام درآمد و شبیه انسان شد. (نگاه کنید به کتاب فیلیپیان 2:7)
یوسف را متهم به انجام گناه کردند.  سران كاهنان، اتّهامات زیادی به او نسبت دادند. (مرقس 15:3)
یوسف به عنوان برده روانه ی زندان شد و در زندان آزادی برخی از زندانیان را  پیش بینی کرد.خدای قادر متعال عیسی مسیح را از روح پُر ساخته است. خدا او را فرستاده تا به مسکینان بشارت و شکسته‌ دلان را شفا دهد و رهایی اسیران و آزادی زندانیان را اعلام کند.  (نگاه کنید به کتاب اشعیاء 61:1)
یوسف بر تخت پادشاهی مصر نشست و جایگاهی بالاتر از همه دریافت و فقط از فرعون اطاعت کرد. مردم در برابر او سجده می کردند.“از این جهت خدا او را بسیار سرافراز نمود و نامی را كه بالاتر از جمیع نامهاست به او عطا فرمود تا اینکه همهٔ موجودات در آسمان و روی زمین و زیر زمین، با شنیدن نام عیسی به زانو در آیند و همه برای جلال خدای پدر، با زبان خود اعتراف كنند كه عیسی مسیح، خداوند است.”  (فیلیپیان 11-9: 2)

 

اگرچه برادران یوسف او را طرد کرده، فروختند، با این حال مردم از سراسر دنیا نزد یوسف می آمدند و او آنها را با نان تامین می کرد.اگرچه برادران یهودی او را طرد کردند و او را مرده دانستند، اما ملت های دیگر نزد عیسی مسیح آمدند و نان زندگی را از او دریافت کردند زیرا که فقط او می توانست  زندگی واقعی و ابدی را تأمین کند.
“یوسف چنین می گوید: شما برای من‌ نقشهٔ بد كشیدید ولی خدا، آن را ‌خیّریت‌ گردانید تا چنانكه‌ امروز می‌بینید، جان ‌عدّهٔ زیادی را حفظ ‌كند.”      (پیدایش 50:20)“یقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و هرگز محكوم نخواهد شد، بلكه از مرگ گذشته و به حیات رسیده است.”    (یوحنا 5:24)  عیسی از خیانت یکی از شاگردانش سخن می گوید.
برادران او به همراه ملل مختلف نزد او آمده،  در مقابلش به خاک افتادند.دانیال  نبی در مورد “پسر انسان” اینطور پیشگویی کرد: “به او اقتدار، قدرت جلال و پادشاهی اعطا شد، تا از همه ی ملتها، با زبان های مختلف به او خدمت کنند.”

 

علائم و نشانه های متفاوت

می توان گفت که زندگی تقریباً همه ی  پیامبران کتاب عهد عتیق بازتابی از زندگی عیسی مسیح است. این پیامبران صدها سال قبل از آمدن مسیح زندگی کرده بودند. این به ما نشان می دهد که آمدن مسیح در واقع جزئی از نقشه ی خدا بوده است و توسط انسان کشیده نشده است؛ زیرا که انسان ها قدرت دیدن آینده را ندارند.

پیشگویی ها راجع به مسیح از زمان حضرت آدم شروع شده است. کتاب مقدس می گوید که حضرت آدم:

“….او بازتاب تصویر انسانی بود که قرار بود در آینده بیاید (آن انسان عیسی مسیح بود)

“با وجود این باز هم مرگ بر انسانهایی كه از زمان «آدم» تا زمان موسی زندگی می‌کردند، حاكم بود حتّی بر آنانی كه مانند «آدم»، از فرمان خدا سرپیچی نكرده بودند. آدم نمونهٔ آن كسی است، كه قرار بود بیاید.

رومیان 5:14

در پایان، گرچه برادرانش یوسف را می پرستیدند، اما باید به این نکته توجه کنیم که انکار و طرد کردن برادرانش، فروتنی یوسف و جدایی از آنها او را به این درجه رسانید. قربانی شدن مسیح، در داستان قربانی ابراهیم برای خدا منعکس می شود. پس از مرگ یوسف، از دوازده پسر یعقوب، دوازده قبیله ی اسرائیل به وجود آمد؛ حضرت موسی آنها را از اسارت و بردگی نجات داد و بنی اسرائیل را از مصر بیرون برد. خروج از مصر نیز یکی از نشانه های قربانی شدن مسیح یود. در اصل، وقتی به کتاب تورات نگاه می کنیم، می بینیم که هزاران سال قبل از آمدن مسیح نشانه های بسیاری وجود دارند که آمدن او را پیشگویی می کنند. کتاب مزامیر و کتب انبیای دیگر صد ها سال قبل به تمامی جزئیات  آمدن مسیح و نبوت های مربوط به این رویداد پرداخته اند. طرد شدن عیسی مسیح توسط مردم، پیشگویی شده بود؛ این نبوت به صورت “برده ای که عذاب کشید” به تصویر کشیده شده است. هیچ کس نمی تواند به آینده نگاه کند و از حوادثی که قرار است صدها سال بعد رخ دهند سخن بگوید. اگر این پیامبران از خدا الهام و وحی نگرفته بودند، چگونه این همه پیشگویی را با جزئیات  کامل می توانستند نبوت کنند؟ اگر تمامی سخنان این پیامبران از جانب خدا می باشد، طرد عیسی مسیح توسط یهودیان و قربانی و زنده شدنش، همگی جزئی از نقشه ی باشکوه خداوند بوده است.

بسیاری از این نوشته ها و پیشگویی ها دلیل قربانی و کفاره شدن عیسی مسیح را به ما توضیح می دهند: مسیح خود را فدا کرد تا انسان ها بی گناه شمرده شوند و بتوانند وارد ملکوت خداوند شوند.

از طرفی دیگر مثال زندگی حضرت یوسف به آینده ی دور اشاره دارد؛ وقتی که پادشاهی خدا آغاز شود، عیسی مسیح دوباره به دنیا باز می گردد و در این هنگام همه ی ملت ها، با هر رنگ و زبان او را پرستیده، در مقابلش به خاک خواهند افتاد. امروزه، همه ی مردم به این پادشاهی شکوهمند دعوت می شوند. بیایید مانند آن شخص احمقی نباشیم که سوره ی المعارج او را توصیف کرده است. او برای یافتن منجی تا روز قیامت صبر کرد و زمانی فرا رسید که کار از کار گذشته و خیلی دیر شده بود. در اینجا در مورد زندگی جدیدی که عیسی مسیح به ما تکلیف می کند، اطلاعات بیشتری کسب خواهید کرد.

مسیح درباره آمدن خود چنین تعلیم داد:

” «در آن روز پادشاهی آسمان مثل ده دختر جوان خواهد بود كه چراغهای خود را برداشته به استقبال داماد رفتند. پنج نفر از آنان دانا و پنج نفر نادان بودند. دختران نادان چراغهای خود را با خود برداشتند ولی با خود هیچ روغن نبردند، امّا دختران دانا چراغهای خود را با ظرفهای پر از روغن بردند، چون داماد در آمدن تأخیر كرد، همگی خوابشان برد. «در نیمهٔ شب فریاد کسی شنیده شد كه می‌گفت: “داماد می‌آید، به پیشواز او بیایید” وقتی دختران این را شنیدند، همه برخاسته چراغهایشان را حاضر كردند. دختران نادان به دختران دانا گفتند: “چراغهای ما در حال خاموش شدن است، مقداری از روغن خودتان را به ما بدهید.” آنها گفتند: “خیر، برای همهٔ ما کافی نیست، بهتر است شما پیش فروشندگان بروید و مقداری روغن برای خودتان بخرید.” وقتی آنها رفتند روغن بخرند، داماد وارد شد. کسانیکه آماده بودند با او به مجلس عروسی وارد شدند و در بسته شد. بعد كه آن پنج دختر دیگر برگشتند، فریاد زدند: “‌ای آقا، ای آقا در را به روی ما باز كن” امّا او جواب داد: “‌به شما می‌گویم كه اصلاً شما را نمی‌شناسم.” پس بیدار باشید زیرا شما از روز و ساعت این واقعه خبر ندارید. «پادشاهی آسمان مانند مردی است كه می‌‌خواست سفر كند. پس غلامان خود را خوانده، تمام ثروتش را به آنان سپرد و به هر یک به نسبت توانایی‌اش چیزی داد به یکی پنج هزار سکّهٔ طلا، به دیگری دو هزار سکّهٔ طلا، و به سومی هزار سکّهٔ طلا و پس از آن به سفر رفت. مردی كه پنج هزار سکّهٔ طلا داشت زود رفت و با آنها تجارت كرد و پنج هزار سکّهٔ طلا سود برد. همچنین آن مردی كه دو هزار سکّهٔ طلا داشت دو هزار سکّهٔ دیگر سود آورد. امّا آن مردی كه هزار سکّهٔ طلا به او داده شده بود رفت و زمین را كَند و پول ارباب خود را پنهان كرد. «بعد از مدّت زیادی ارباب برگشت و با آنها به تصفیه حساب پرداخت. کسیکه پنج هزار سکّهٔ طلا به او داده شده بود آمد و پنج هزار سکّه‌ای را هم كه سود برده بود با خود آورد و گفت: “تو این پنج هزار سکّه را به من سپرده بودی، این پنج هزار سکّهٔ دیگر هم سود آن است.” ارباب گفت: “آفرین، ای غلام خوب و امین، تو در امر كوچكی امانت و درستی خود را نشان دادی، من حالا كارهای بزرگ را به تو خواهم سپرد. بیا و در شادی ارباب خود شریک باش.” آنگاه مردی كه دو هزار سکّهٔ طلا داشت آمد و گفت: “تو دو هزار سکّهٔ به من سپردی، این دو هزار سکّهٔ دیگر هم سود آن است.” ارباب گفت: “آفرین، ای غلام خوب و امین تو در كار كوچكی امانت و درستی خود را نشان دادی و حالا كارهای بزرگ را به تو خواهم سپرد. بیا و در شادی ارباب خود شریک باش.” سپس مردی كه هزار سکّه به او داده شده بود آمد و گفت: “ای ارباب، من می‌دانستم كه تو مرد سختگیری هستی، از جایی‌که نکاشته‌ای درو می‌کنی و از جایی‌که نپاشیده‌ای جمع می‌نمایی، پس ترسیدم و رفتم سکّه‌های تو را در زمین پنهان كردم. بفرما، پول تو اینجاست.” ارباب گفت: “ای غلام بدسرشت و تنبل، تو كه می‌دانستی من از جایی‌كه نکاشته‌ام درو می‌کنم و از جایی‌که نپاشیده‌ام جمع می‌کنم، پس به همین دلیل می‌باید پول مرا به صرّافان می‌دادی تا وقتی من از سفر بر می‌گردم آن را با سودش پس بگیرم. سکّه‌ها را از او بگیرید و به آن‌کسی كه ده هزار سکّه دارد بدهید، زیرا آن‌ کس كه دارد به او بیشتر داده خواهد شد تا به فراوانی داشته باشد و آن‌کس كه ندارد، حتّی آنچه را هم كه دارد از دست خواهد داد. این غلام بی‌فایده را به تاریكی بیندازید جاییکه گریه و دندان بر دندان ساییدن وجود دارد.”

انجیل متی 30-1: 25

ایوب نبی کیست؟ شهرت او به خاطر چیست؟

  سوره ی البينة شروط لازم برای “انسان خوب بودن” را برای ما شرح می دهد:

“و فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند و در حالى كه به توحيد گراييده‏ اند. دين [خود] را براى او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زكات بدهند و دين [ثابت و] پايدار همين است.”

سوره ی البينة، آیه ی 5

سوره ی العصر نیز در مورد ویژگی هایی حرف می زند که به ما کمک می کنند تا در مقابل خداوند در وضعیت بدی قرار نگیریم:

“كه واقعا انسان دستخوش زيان است. مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏ اند.”

سوره ی العصر، آیات 2 تا 3

ایوب نبی تمامی ویژگی هایی که در دو سوره ی البینه والعصر شرح داده شده بود را داشت. این پیامبر با اینکه شهرت زیادی ندارد ولی در قرآن چهار بار از او یاد شده است.

“ما همچنانكه به نوح و پيامبران بعد از او وحى كرديم به تو [نيز] وحى كرديم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان [نيز] وحى نموديم و به داوود زبور بخشيديم.

”  سوره ی النساء، آیه ی 163

“و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را به راه راست درآورديم و نوح را از پيش راه نموديم و از نسل او داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را [هدايت كرديم] و اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏ دهيم.”

سوره ی الانعام، آیه ی 84

و ايوب را [ياد كن] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان.

سوره ی الأنبياء، آیه ی 83

“و بنده ما ايوب را به ياد آور آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد.”

سوره ی ص،  آیه ی 41

ایوب نبی در فهرست پیامبرانی مانند ابراهیم، عیسی مسیح و داود قرار دارد، زیرا او کتابی نوشت که جزئی از کتاب مقدس (عهد عتیق) است. کتاب او شرح زندگی او است. او در تاریخی بین دوران زندگی نوح و ابراهیم نبی زندگی کرده است. کتاب مقدس درباره ی او می گوید:

” در زمین عوض مردی بود به نام ایّوب. او شخصی بی‌عیب و درستکار بود. از خدا می‌ترسید و از گناه دوری می‌کرد. هفت پسر و سه دختر داشت. هفت هزار گوسفند، سه هزار شتر، پانصد جفت گاو، پانصد الاغ و همچنین خادمان زیادی داشت. او ثروتمندترین مرد مشرق زمین بود. هر یک از پسران ایّوب به نوبت در خانهٔ خود مهمانی برپا می‌کردند و خواهران خود را هم دعوت می‌نمودند که در مهمانی آنها شرکت کنند. بعد از پایان مهمانی، ایّوب صبح زود برمی‌خاست و برای طهارت فرزندان خود قربانی تقدیم می‌کرد. او این کار را به این سبب می‌کرد که اگر فرزندانش ندانسته در پیشگاه خدا گناهی کرده باشند، گناهشان بخشیده شود.”

ایوب 5-1: 1

ایوب دارای تمام ویژگی های لازم توصیف شده در سوره های البينة والعصر بود؛ اما سپس شیطان به درگاه خداوند آمد. کتاب ایوب مکالمه ی بین آن دو را چنین بیان می کند:

“روزی که فرشتگان در حضور خداوند جمع شده بودند، شیطان هم همراه آنها بود. خداوند از شیطان پرسید: «تو از کجا آمده‌ای؟» شیطان جواب داد: «به دور زمین می‌گشتم و سیاحت می‌کردم.» خداوند از او پرسید: «آیا بندهٔ من ایّوب را دیدی؟ در تمام روی زمین کسی مانند او پیدا نمی‌شود. او از من می‌ترسد و از هرگونه کار بد، دوری می‌کند.» شیطان گفت: «اگر خداترسی برای ایّوب فایده‌ای نمی‌داشت، آیا این کار را می‌کرد؟ تو همیشه از او و خانواده‌اش و اموالش پشتیبانی کرده‌ای و به هر کاری که می‌کند، برکت داد‌ه‌ای و آن‌قدر گلّه و رمه به او بخشیده‌ای که تمام سرزمین را پر کرده است. دارایی‌ اش را از او بگیر، آنگاه خواهی دید که آشکارا به تو کفر خواهد گفت!» خداوند فرمود: «بسیار خوب، همهٔ دارایی‌اش را در اختیار تو می‌گذارم. برو و هر کاری که می‌خواهی بکن، امّا به خودش ضرری نرسان!» پس شیطان از حضور خداوند بیرون رفت.”

ایوب 12-6: 1

بدین ترتیب، شیطان بر سر ایوب نبی بلا های متفاوتی نازل می کند:

“روزی که پسران و دختران ایّوب در خانهٔ برادر بزرگشان مهمان بودند، قاصدی پیش ایّوب آمد و به او گفت: «گاوهایت شخم می‌کردند و ماده الاغهایت در کنار آنها می‌چریدند. ناگهان سابی‌ها حمله کردند. تمام حیوانات را با خود بردند و خادمان تو را کشتند. تنها من زنده مانده، فرار کردم و آمدم تا تو را از ماجرا آگاه سازم.» حرف قاصد هنوز تمام نشده بود که شخص دیگری آمد و گفت: «آتش خدا از آسمان فرود آمد و گوسفندان و شبانانت را از بین برد. فقط من سالم ماندم و آمدم تا به تو خبر بدهم.» این شخص هنوز حرف می‌زد که قاصد دیگری از راه رسید و گفت: «سه دستهٔ کلدانیان بر ما حمله آوردند و شترهایت را ربودند و خادمانت را با شمشیر کشتند. تنها من توانستم که فرار کنم و بیایم به تو بگویم.» پیش از آن که این شخص سخنان خود را تمام کند، قاصد چهارم آمد و گفت: «پسران و دخترانت در خانهٔ برادر بزرگشان مهمان بودند که ناگهان باد شدیدی از جانب بیابان وزید، خانه را بر سر فرزندانت خراب کرد و همه مردند. فقط من زنده ماندم و آمدم تا تو را آگاه کنم.» آنگاه ایّوب برخاست، لباس خود را پاره کرد، سر خود را تراشید و روی زمین به سجده افتاد و گفت: «از رحم مادر برهنه به دنیا آمدم و برهنه هم از دنیا می‌روم. خداوند داد و خداوند گرفت، نام خداوند متبارک باد!»در تمام این احوال، ایّوب گناه نورزید و خدا را مقصّر ندانست.”

ایوب 22-13: 1

شیطان می خواست ایوب را مجبور به لعن خداوند کند. بنابراین او برای بار دوم به ایوب حمله کرد.

” بار دیگر فرشتگان به حضور خداوند آمدند و شیطان هم همراه آنها بود. خداوند از شیطان پرسید: «تو از کجا آمده‌ای؟»شیطان جواب داد: «به دور زمین می‌گشتم و سیاحت می‌کردم.» خداوند پرسید: «آیا بندهٔ من ایّوب را دیدی؟ در تمام روی زمین کسی مانند او پیدا نمی‌شود. او شخصی درستکار و بی‌عیب است. از من می‌ترسد و هیچ خطایی از او سر نمی‌زند. با وجود اینکه مرا وادار ساختی تا به تو اجازه دهم، بدون سبب به او آسیب برسانی، او هنوز هم در ایمان خود نسبت به من وفادار مانده است.» شیطان در جواب خداوند گفت: «انسان برای اینکه زنده بماند حاضر است از همه‌چیز خود دست بکشد. به بدن او آسیب برسان و خواهی دید که آشکارا به تو کفر خواهد گفت.» خداوند به شیطان فرمود: «بسیار خوب، او در اختیار توست، امّا او را نکش.» پس شیطان از حضور خداوند بیرون رفت و ایّوب را از سر تا پا به دُمَلهای دردناک مبتلا کرد. ایّوب در میان خاکستر نشست و با یک تکه سفال، بدن خود را می‌خارید. زنش به او گفت: «تو هنوز هم نسبت به خدا وفادار هستی؟ خدا را لعنت کن و بمیر.» امّا او در جواب گفت: «تو همچون یک زن ابله حرف می‌زنی. آیا تو می‌خواهی که ما چیزهای خوبِ خدا را قبول کنیم و چیزهای بد را نپذیریم؟» با همهٔ این مصیبتها که بر سر ایّوب آمد، او بر ضد خدا چیزی نگفت.”

ایوب 10-1: 2

به همین دلیل است که سوره ی الأنبياء در مورد گریه کردن ایوب نبی به خاطر درد زیاد می نویسد؛ سوره ی ص نیز درباره ی مریض شدن ایوب نبی توسط شیطان را بیان می کند.

وقتی ایوب نبی دچار درد و مشکلات شد، سه نفر از دوستانش به ملاقات او آمدند:

” وقتی سه نفر از دوستان ایّوب به نامهای الیفاز تیمانی، بلدد شوحی و سوفر نعماتی، آگاه شدند که چه بلاهایی بر سر ایّوب آمده است، تصمیم گرفتند که باهم برای تسلّی و عیادت نزد او بروند. وقتی آنها ایّوب را از دور دیدند، او را نشناختند. بعد با صدای بلند گریستند، لباس خود را دریدند و خاک بر سر خود پاشیدند.آنها هفت شبانه‌روز در کنار او بر زمین نشستند و هیچ‌کدام با او حرفی نزدند، زیرا دیدند که درد او بسیار شدید است.”

ایوب 13-11: 2

دوستانش می خواستند بدانند که ایوب چرا دچار این مشکلات شده است. کتاب ایوب مکالمات طولانی بین آنها را در چندین فصل ثبت کرده است. در پایان کتاب می بینیم که دوستان ایوب نبی به او گفتند که این مشکلات و بلایا فقط و فقط گریبانگیر انسان های شر و بد می شوند؛ آنها فکر می کردند که ایوب مخفیانه گناه کرده است و اگر از گناهان خود توبه کند، خداوند او را می آمرزد. اما هر بار ایوب می گفت که او مقصر نیست و بی گناه است. او علت نازل شدن این بلایا را نمی دانست.

ما نمی توانیم مکالمه ی بین ایوب و دوستانش را به صورت مفصل در این جا مورد بررسی قرار دهیم؛ زیرا مکالمه ی آنها طولانی است. اما به جمله ای اشاره خواهیم کرد که ایوب آن را از سر اطمینان زده است:

” یقین دارم که حتّی پس از آن که گوشت و پوست بدنم بپوسند، خدا را می‌بینم. او برای من بیگانه نیست. او را با همین چشمان خود خواهم دید. وقتی گفتید: «چگونه او را عذاب دهیم؟» از حال رفتم. شما می‌خواستید با بهانه‌ای مرا متّهم سازید.پس از شمشیر مجازات خدا بترسید و بدانید که روز داوری خدا در انتظار شماست.”

ایوب 27-25: 19

اگرچه او علت این بلا ها  را نمی دانست، اما به یقین می دانست که فدیه دهنده ای به زمین خواهد آمد؛ او کسی خواهد بود که تاوان گناهان خود را خواهد پرداخت. ایوب او را “فدیه دهنده ام”  و ” کفاره ی گناهانم” صدا می زند. یعنی این بدان معنا است که ایوب از فدیه دهنده ای که قرار بود در آینده بیاید، اطلاع داشت. پس از مرگ ایوب، هنگامی که گوشت و پوستش بپوسد، او خدا وند را با چشم خود خواهد دید.

ایوب نبی به آینده نگاه می کند؛ به روز رستاخیز، به روز آخرت. او اطمینان دارد که در روز قیامت با خداوند رو به رو خواهد شد؛ زیرا که آن شخص که کفاره ی گناهان را پرداخته است، ایوب را نجات داده است.

سوره ی المعارج به موضوع روز قیامت و فدیه دهنده اشاره کرده است. همچنین در این سوره به کسی اشاره می شود که روز قیامت و آن شخص را خوار خواهد شمرد. با هم بخوانیم:

“آنان را به ايشان نشان مى‏ دهند گناهكار آرزو مى ‏كند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز مى توانست پسران خود را عوض دهد و [نيز] همسرش و برادرش را و قبيله‏ اش را كه به او پناه مى‏ دهد و هر كه را كه در روى زمين است همه را [عوض مى‏ داد] و آنگاه خود را رها میکرد.”

سوره ی المعارج، آیات 11 تا 14

حتی اگر انسان احمق و گناهکار که سوره ی المعارج به او اشاره کرده است، در آن زمان به دنبال منجی و راه نجات بگردد، فایده ای نخواهد داشت. او به دنبال کسی است که بتواند او را از مجازات روز قیامت نجات دهد. فرزندانش، همسرش، خانواده اش و حتی همه ی مردم روی زمین نمی توانند او را نجات دهند. زیرا که آنها نیز گناهکارند و خود می بایست تاوان گناهانشان را بدهند و مجازات بشوند.

ایوب انسان صالح و پاکدامنی بود، اما با اینحال او می دانست که در روز آخرت نیازمند کسی است که کفاره اش را پرداخت کند و به وجود این نجات دهنده باور داشت. بیاد داریم که تورات در مورد این موضوع چنین می نویسد: “مزد گناه، مرگ است.” و “نجات دهنده با فدا کردن جان خود، قیمت جان دیگران را می پردازد”. ایوب نبی می دانست که سرانجام به سلامتی اش دوباره دست خواهد یافت. چه کسی نجات دهنده ی ایوب بود؟ عیسی مسیح تنها کسی بود که در این دنیا مرد و پس از سه روز زنده شد. او تنها کسی است که کفاره ی گناهان را با جان خود پرداخت کرد و کشته و سپس زنده شد.

یعنی اگر یک انسان خوب و نیک (که ویژگی های او را در سوره های البینه و العصر دیدیم) مانند ایوب نبی، به یک نجات دهنده نیاز دارد، ما خیلی بیشتر به آن شخص نجات دهنده محتاجیم. بیایید مثل آن انسان احمقی نباشیم که در سوره ی المعارج به او اشاره شده است؛ او تا روز آخر یعنی روز قیامت صبر کرده بود و در آن روز به دنبال نجات دهنده می گشت. همانطور که ایوب نبی می دانست، شما هم اکنون بدانید که عیسی مسیح می تواند آن شخص نجات دهنده باشد و کفاره ی گناهانتان را پرداخت کند.

ایوب  نبی در پایان کتابش خداوند را ملاقات می کند (در اینجا بخوانید) و او پس از آن دوباره سلامتی اش را به دست می آورد و از تمامی بلا ها رهایی می یابد. (در اینجا بخوانید).

 

 

الیاس نبی چه کسی بود و در زندگی امروزی چگونه می تواند ما را هدایت کند؟

نام الیاس نبی در دو سوره ی الصافات و الانعام به کار برده شده است:

“و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را كه همه از شايستگان بودند.”

سوره ی الانعام، آیه ی 85

“و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود، چون به قوم خود گفت آيا پروا نمى داريد. آيا بعل را مى ‏پرستيد و بهترين آفرينندگان را وامى‏ گذاريد. [يعنى] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست، پس او را دروغگو شمردند و قطعا آنها [در آتش] احضار خواهند شد، مگر بندگان پاكدين خدا و براى او در [ميان] آيندگان [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم. درود بر پيروان الياس. ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‏ دهيم، زيرا او از بندگان با ايمان ما بود.

سوره ی الصافات، آیه ی 123 تا 132)

به عنوان یکی از پیامبران کتاب مقدس، از الیاس نیز به همراه یحیی و عیسی مسیح نام برده شده است. همانطور که اشاره کردیم،  الیاس نبی با پیامبران  بت بعل دشمن بود و با آنها مخالفت می کرد. این واقعه در کتاب مقدس در اینجا به صورت مفصل شرح داده شده است. الان ما به برکت و دعای خیر الیاس نظری خواهیم انداخت. (همانطور که در سوره ی الصافات، در مورد “آیندگان” به آن اشاره شده است)

الیاس و پیامبران بت بعل

الیاس نبی مردی سرسخت بود که با همه ی 450 پیامبر بت بعل مخالفت کرد. او چطور توانست در مقابل این همه انسان مقاومت کند؟ بر اساس نوشته ی کتاب مقدس، او با تکیه بر خرد خود یک آزمون و امتحانی ترتیب داد. شرط این آزمون این بود که هم الیاس نبی و هم تمامی آن پیامبران حیوانی را قربانی کنند اما هیزمی برای آتش آن همراه خود نیاورند. برای آتش قربانی، هرکس می بایست به درگاه خدای خود دعا کند. خدایی که آتش قربانی را از آسمان بفرستد، خدای حقیقی به حساب خواهد آمد. بدین ترتیب 450 پیامبر تمامی روز را به دعا و نیایش بت بعل پرداختند اما این همه التماس و خواهش به نتیجه ای نرسید. سپس الیاس نبی به تنهایی نزد خدای خویش دعا کرد و بلافاصله آتشی از آسمان فرو آمد و حیوان قربانی را سوزاند. کسانی که شاهد این واقعه بودند متوجه ی خدای راستین و بت دروغین شدند.

ما شاهد این آزمایش نبوده ایم، اما مانند الیاس می توانیم پیامبر را آزمایش کنیم تا ببینیم که آیا او از طرف خدا آمده است یا خیر؛ این آزمون باید به گونه ای باشد که فقط خدا و پیامبرش بتوانند پیروز میدان شوند.

آزمون الیاس در زندگی امروزی

چگونه می توانیم از آزمون الیاس نبی الگو بگیریم؟

سوره ی النجم چنین می گوید:

“آن سرا و اين سرا از آن خداست.

سوره ی النجم، آیه 25

فقط خدا از روز قیامت خبر دارد. مردم نمی دانند که در آینده قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ آنها فقط زمانی که رویداد ها رخ می دهند، با خبر می شوند. بنابراین، آزمون پیش بینی آینده به نفع ما است. هیچ انسان یا بتی نمی تواند چنین کاری کند. آینده را فقط خدا می داند.

بسیاری از مردم تردید دارند که آیا سخنان حضرت عیسی مسیح در کتاب مقدس از جانب خداست یا خیر. انها فکر می کنند که این نوشته ها توسط افراد باهوش و خردمند نوشته شده اند. می توانیم از امتحان الیاس نبی برای پاسخ به این سوال استفاده کنیم. کتاب تورات، مزامیر و کتاب های انبیاء دیگر صدها سال، حتی هزاران سال قبل از تولد عیسی مسیح نوشته شده اند. اینها کتابهایی هستند که توسط انبیای یهودی نوشته شده اند. آیا این دست نوشته های قدیمی پیشگویی های دقیقی درباره ی زندگی عیسی مسیح به ما ارائه می دهند؟ در اینجا می توانید پیشگویی های تورات را در اینباره بخوانید و در اینجا نیز می توانید پیشگویی های موجود در کتاب های مزامیر و پیامبران دیگر را مطالعه کنید. مانند الیاس نبی، خود را آزمایش کنید: آیا کتاب انجیل از جانب خدا نوشته شده و یا اینکه توسط انسان ها تحریف شده است؟

دیدیم که سوره ی الانعام اسم الیاس نبی را به همراه یحیی و عیسی مسیح نام برده است. جالب اینجاست که در آخرین کتاب عهد عتیق  ما می خوانیم که الیاس نبی به زمین می آید و مردم را برای آمدن مسیح آماده می کند. در ادامه می خوانیم که کتاب مقدس از یحیی تعمید دهنده سخن می گوید که مانند الیاس مردم را برای آمدن مسیح آماده می کرد. یحیی تعمید دهنده با شیوه ی غلط زندگی مردم مخالفت می کرد و مردم را به زندگی جدید دعوت کرده، قبل از آمدن عیسی مسیح آنها را تعمید می داد تا آماده و حاضر باشند. همانطور که در مورد یحیی و عیسی پیشگویی هایی موجود است، در مورد الیاس نیز نبوت شده است.