عیسی مسیح در مورد بهشت تعلیم می دهد

سوره ی الکهف در مورد کسانی می نویسد که به واسطه ی اعمال خیرشان به بهشت خواهند رفت:

“بى‏ گمان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند، باغهاى فردوس جايگاه پذيرايى آنان است.”

سوره ی الکهف، آیه ی 107

در سوره ی الجاثية نیز همین سخن تکرار می شود:

“و اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت‏ خويش داخل مى‏ گرداند اين همان كاميابى آشكار است .”    

سوره ی الجاثیه، آیه ی 30

آیا امیدی دارید که روزی به بهشت خواهید رفت؟ برای رفتن به بهشت از من و شما چه چیزی طلب خواهند کرد؟​ یکبار، یک روحانی یهودی در مورد قانون و احکام شریعت موسی، از عیسی مسیح سوال کرد. پاسخ عیسی مسیح غیر منتظره بود. برای فهمیدن این مثال عیسی، این را باید بدانیم که در آن دوران یهودیان و سامریان با هم دشمن بودند و از همدیگر نفرت می کردند. این رابطه مثل رابطه ی بین اسرائیل و فلسطینیان یا سنی ها و شیعیان بود.

مثال هایی درباره ی زندگی جاوید و همسایه ی خوب

“روزی یكی از معلّمین شریعت آمد و از راه امتحان از او پرسید: «ای استاد، چه باید بكنم تا وارث حیات جاودان شوم؟» عیسی به او فرمود: «در تورات چه نوشته شده؟ آن را چطور تفسیر می‌کنی؟» او جواب داد: «خدای خود را با تمام دل و تمام جان و تمام قدرت و تمام ذهن خود دوست بدار و همسایه‌ات را مانند جان خود دوست بدار.» عیسی فرمود: «درست جواب دادی. این كار را بكن كه حیات خواهی داشت.» امّا او برای اینكه نشان دهد آدم بی‌غرضی است به عیسی گفت: «همسایهٔ من كیست؟» عیسی چنین پاسخ داد: «مردی كه از اورشلیم به اریحا می‌رفت، به دست راهزنان افتاد. راهزنان او را لخت كردند و كتک زدند و به حال نیم‌مرده انداختند و رفتند. اتّفاقاً كاهنی از همان راه می‌گذشت، امّا وقتی او را دید از طرف دیگر جاده رد شد. همچنین یک لاوی به آن محل رسید و وقتی او را دید از طرف دیگر عبور كرد. پس از آن یک مسافر سامری به او رسید و وقتی او را دید، دلش به حال او سوخت. نزد او رفت، زخمهایش را با شراب شست و بر آنها روغن مالید و بست. بعد او را برداشته، سوار چارپای خود كرد و به كاروانسرایی برد و در آنجا از او پرستاری كرد. روز بعد دو سکّهٔ نقره درآورد و به صاحب كاروانسرا داد و گفت: “از او مواظبت كن و اگر بیشتر از این خرج كردی، وقتی برگردم به تو می‌دهم.”  به عقیدهٔ تو کدام‌یک از این سه نفر همسایهٔ آن مردی كه به دست دزدان افتاد به حساب می‌آید؟» جواب داد: «آن کسی‌که به او ترحّم كرد.» عیسی فرمود: «برو مثل او رفتار كن.»”      

انجیل لوقا، 37-25: 10

پاسخ های این معلم و روحانی برگرفته از احکام شریعت موسی بود. عیسی از او به دلیل پاسخ صحیح تمجید کرد. آن مرد سؤال بعدی را از عیسی مسیح پرسید: “همسایه ی من کیست؟” بدین ترتیب بعد از آن عیسی این مثل را برای او تعریف کرد.

در این مثل، مؤمنان و دینداران (کاهنان و لاویان) باید به مرد کتک خورده، کمک می کردند، اما آنها او را نادیده گرفتند و از کنارش رد شدند. دین آنها را به همسایگان خوب تبدیل نکرد. کسی که دشمن قلمداد می شد، به مرد کتک خورده کمک کرد.

عیسی مسیح فرمان داد:”برو و مثل او رفتار کن”.  شما را نمی دانم، اما وقتی این مثل را برای اولین بار خواندم، آنرا درک نکردم و نمی خواستم آن را بفهمم.

 به جنگ ها، قتل ها، غم ها و مصیبت هایی که ما را احاطه کرده اند و در اطرافمان و در دنیایمان در حال اتفاقند، فکر کنید. این اتفاق ها می افتد زیرا اکثر مردم نمی خواهند به این گفته ی عیسی توجه کنند. اگر ما مانند این مرد سامری بودیم، آنگاه شهرها و کشورها ی ما در صلح به سر می بردند. سپس می توانستیم مطمئن باشیم که به بهشت ​​خواهیم رفت. در حقیقت، افراد بسیار کمی مطمئن هستند که به بهشت ​​خواهند رفت؛ حتی روحانی دینی که با عیسی مسیح صحبت می کرد.

آیا مطمئن هستید که به بهشت ​​خواهید رفت؟

آیا ممکن است که مانند آن همسایه رفتار کرد؟ این کار را چگونه می شود کرد؟ اگر بخواهیم روراست باشیم، بودن مثل همسایه ای که عیسی مسیح آن را تعلیم داد، خیلی سخت است.

اکنون این امید وجود دارد، زیرا وقتی می بینیم که قدرتی را نداریم، از نظر “معنوی فقیر” می شویم. عیسی مسیح آموخته بود  كه برای ورود به “ملكوت خداوند” باید از نظر معنوی فقیر باشیم.

به جای نادیده گرفتن این مثل، بهتر است خودمان را مورد بررسی قرار دهیم و با صداقت بگوییم: ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم، اینکار خیلی دشوار است. ما می توانیم از خداوند کمک بخواهیم زیرا ضعیف هستیم. عیسی مسیح در موعظه اش در کوه گفته بود که:

” «بخواهید، به شما داده خواهد شد. بجویید، پیدا خواهید كرد. در بزنید، در به رویتان باز خواهد شد. چون هرکه بخواهد، به دست می‌آورد و هرکه بجوید، پیدا می‌کند و هرکه در بزند، در به رویش باز می‌شود. آیا كسی در میان شما هست كه وقتی پسرش از او نان بخواهد، سنگی به او بدهد؟ و یا وقتی ماهی می‌خواهد، ماری در دستش بگذارد؟  پس اگر شما كه انسانهای شریری هستید، می‌دانید چگونه باید چیزهای خوب را به فرزندان خود بدهید، چقدر بیشتر باید مطمئن باشید كه پدر آسمانی شما چیزهای نیكو را به آنانی كه از او تقاضا می‌کنند عطا خواهد فرمود!”    

انجیل متی، 11-7: 7

بنابراین مسیح به ما توصیه می کند که دعا کنیم و از او اینرا بخواهیم. او می گوید به هر کسی که بخواهد، داده می شود. به عنوان مثال، می توانیم اینگونه دعا کنیم:

“ای پدر آسمانی! تو برای اینکه ما راه درست را پیدا کنیم، برای ما پیامبران و رسولان زیادی فرستادی. عیسی مسیح به من آموخت که باید دشمنانم را دوست داشته باشم و به آنها کمک کنم. اگر چنین نکنم، نمی توانم به بهشت ​​بروم. اما برای من این غیرممکن است. لطفاً به من کمک کن. مرا عوض کن تا بتوانم با پیروی از احکام تو به بهشت بروم. به من گناهکار رحم کن. ای خداوند، من با شجاعت و اذن مسیح دعا می کنم.”

(مهم نیست که عین این جملات را بگوییم. نکته ی اصلی این است که نیاز خود را به خدا بگوییم و از او رحمت بخواهیم).کتاب انجیل در مورد ملاقات عیسی مسیح  با یک سامری می نویسد. عیسی مسیح، چگونه با دشمن یهودیان می بایست برخورد می کرد؟ چه اتفاقی برای آن سامری افتاد؟ اینجا را کلیک کنید تا یاد بگیرید، که چگونه می توانید یک همسایه خوب باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *